آفريقا

اِفْريقا، يا آفريقا، دومين‌ قارة كرة زمين‌ از نظر وسعت‌ پس‌ از آسيا.
.I جغرافيا
نام‌ گذاري‌: دربارة اطلاق‌ نام‌ افريقا بر اين‌ قاره‌، محققان‌ نظرهاي‌ متفاوتى‌ ابراز داشته‌اند كه‌ از ميان‌ آنها دو نظر واجد اهميت‌ است‌: گروهى‌ برآنند كه‌ نام‌ افريقا از ريشة واژة فينيقى‌ «ف‌ ر ك‌» پديد آمده‌ كه‌ به‌ معناي‌ «جداشده‌» از درياي‌ مديترانه‌ است‌. گروه‌ ديگر بر اين‌ عقيده‌اند كه‌ افريقا از نام‌ قبيله‌اي‌ بربر با عنوان‌ اوريگ‌1، يا افاريك‌2، افري‌3، افر4 پديد آمده‌ است‌ 435) II/ , 3 ؛ BSE454 - III/453 , 1 EI؛بروكهاوس‌، .(I/155 روميان‌ در معناي‌ محدودتر، اين‌ نام‌ را براي‌ سرزمينى‌ به‌ كار بردند كه‌ در قلمرو دولت‌ كارتاژ بود. اين‌ همان‌ است‌ كه‌ يونانيان‌ در معناي‌ عام‌ ليبوئه‌5 مى‌ناميدند ( پاولى‌، .(I(1)/713 اين‌ نام‌ در متن‌ يونانى‌ نوشتة پروكوپيوس‌ نيز به‌ همين‌ صورت‌، و در متن‌ لاتينى‌ همان‌ اثر به‌ صورت‌ آفريكا6 آمده‌ است‌ .(III/58-59) گفته‌اند كه‌ روميان‌ نخستين‌ بار در پيكار كارتاژ، مردمان‌ بومى‌ تونس‌ را افري‌ يا افر ناميدند. سرزمين‌ آنان‌ نيز افري‌ خوانده‌ شد و سرانجام‌ در زبان‌ لاتينى‌ به‌ صورت‌ منشأي‌ براي‌ نام‌ «آفريكا» درآمد («دائرةالمعارف‌ ديانت‌...7»، .(I/413 از نام‌ آفريكا در ماجراي‌ تسليم‌ دولت‌ پادشاهى‌ واندالها به‌ دست‌ بليزاريوس‌ سردار بيزانسى‌ نيز ياد شده‌ است‌. در روزگار فرمانروايى‌ يوستى‌ نيانوس‌ امپراتور بيزانس‌ (حك 527 - 565م‌)، سپاهيان‌ روم‌ شرقى‌ در اين‌ لشكركشى‌، بخشى‌ از شمال‌ افريقا (تونس‌ كنونى‌ و شرق‌ الجزاير) را به‌ تصرف‌ خود در آوردند (بليايف‌، 9 ؛ كولسنيكوف‌، .(14
ايران‌ با قارة افريقا از اوايل‌ پادشاهى‌ هخامنشيان‌ تماس‌ حاصل‌ كرده‌ بود. نخستين‌ نمونة اين‌ تماس‌ لشكركشى‌ كبوجيه‌ (كمبوجيه‌) فرزند كوروش‌ به‌ مصر است‌. كبوجيه‌ پس‌ از تصرف‌ مصر بر آن‌ بود كه‌ ديگر سرزمينهاي‌ افريقا از جمله‌ كارتاژ و حبشه‌ را نيز به‌ چنگ‌ آورد، ولى‌ به‌ سبب‌ ياري‌ نرساندن‌ فينيقيان‌ كه‌ نيروي‌ دريايى‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ در اختيار داشتند، اين‌ خواسته‌ برآورده‌ نشد و او ناچار به‌ تصرف‌ واحة آمون‌ در شمال‌ غرب‌ صحراي‌ ليبى‌ و سرزمين‌ حبشيان‌ بسنده‌ كرد (داندامايف‌، «تاريخ‌...8»، .(61 گرچه‌ در حجاريهاي‌ نقش‌ رستم‌ صورتهاي‌ برجستة مصريان‌، نوبيها و برخى‌ اقوام‌ افريقايى‌ كه‌ از اتباع‌ دولت‌ هخامنشى‌ و خراجگزار آن‌ بوده‌اند، حك‌ شده‌ است‌ (همو، ايران‌...، 11 -10 )، با اين‌ وصف‌، در كتبيه‌هاي‌ هخامنشى‌ نامى‌ از افريقا نمى‌يابيم‌.
از برخى‌ اشارات‌ تاريخى‌ چنين‌ برمى‌آيد كه‌ از سوي‌ آخرين‌ شاهان‌ ساسانى‌ شهرهايى‌ در نقاط مختلف‌ از جمله‌ افريقا ساخته‌ شده‌ بود (كولسنيكوف‌، همانجا).
عربها بخش‌ شرقى‌ سرزمين‌ بربرها را افريقيه‌، و بخش‌ غربى‌ آن‌ را مغرب‌ ناميدند. افريقيه‌ صورت‌ تحريف‌ شده‌اي‌ از نام‌ لاتينى‌ آفريكاست‌ كه‌ روميان‌ پس‌ از ويرانى‌ كارتاژ بر آن‌ نهاده‌ بودند. سرانجام‌ نام‌ افريقيه‌ از سوي‌ عربها بر سراسر قارة افريقا اطلاق‌ شد ( 1 ، EIهمانجا). افريقيه‌ در نوشته‌هاي‌ مؤلفان‌ عهد اسلامى‌ با افسانه‌هايى‌ نيز همراه‌ شده‌ است‌؛ چنانكه‌ برخى‌ اين‌ نام‌ را برگرفته‌ از نام‌ افريقس‌بن‌ابرهه‌ دانسته‌اند (مسعودي‌، 3/224؛ ياقوت‌، 1/324؛ نيز نك: III/1047 , 2 EI). اروپاييان‌ نيز در آغاز همة سرزمينها و صحراهاي‌ جنوب‌ درياي‌ مديترانه‌ را آفريكا مى‌ناميدند. اين‌ نام‌ بعدها در دورة اكتشافهاي‌ جغرافيايى‌ به‌ سراسر قارة افريقا اطلاق‌ شد ( بروكهاوس‌، .(I/155
اكتشافهاي‌ جغرافيايى‌: كهن‌ترين‌ آگاهيهاي‌ جغرافيايى‌ دربارة افريقا به‌ ويژه‌ مناطق‌ شمالى‌ آن‌ با مصر مرتبط بوده‌ است‌. اطلاعات‌ موجود در مصر باستان‌ بعدها در اختيار يونانيان‌، روميان‌ و عربها قرار گرفت‌. مصريان‌، در غرب‌ به‌ سرزمينهاي‌ دور دست‌، از رود نيل‌ تا صحراي‌ ليبى‌، و در جنوب‌، حدود 2 هزار كم تا مسير علياي‌ رود نيل‌ و سرچشمه‌هاي‌ آن‌، نيز در جنوب‌ شرق‌، در طول‌ ساحل‌ درياي‌ سرخ‌، خليج‌ عدن‌، شمال‌ سودان‌، اتيوپى‌ و سومالى‌ سفر كردند ( افريقا...، .(I/38
فينيقيان‌ بخش‌ بزرگى‌ از سواحل‌ جنوبى‌ درياي‌ مديترانه‌ را درنورديدند و به‌ احتمال‌ در سدة 6ق‌م‌ از اقيانوس‌ اطلس‌ سر بر آوردند و در ساحل‌ غربى‌ افريقا چند كلنى‌ (مستملكه‌) تأسيس‌ كردند. در اين‌ زمان‌ دريانوردان‌ كارتاژ نيز به‌ سواحل‌ غربى‌ افريقا راه‌ يافتند، و رشته‌ كوههاي‌ اطلس‌ را در غرب‌ افريقا كشف‌ كردند، ولى‌ چنين‌ به‌ نظر مى‌رسد كه‌ نتوانستند قارة افريقا را دور بزنند. يونانيانى‌ كه‌ در خدمت‌ نخوي‌9 (نكائو) دوم‌ (610 - 595 ق‌م‌)، فرعون‌ مصر، بودند، نخستين‌ كسان‌ به‌ شمار مى‌آيند كه‌ قارة افريقا را دور زدند (همانجا).
اقوام‌ مختلف‌ تصورهاي‌ متفاوتى‌ دربارة شكل‌ قارة افريقا داشتند. يونانيان‌ و روميان‌ باستان‌، عربها و اروپاييان‌ در سده‌هاي‌ ميانه‌ گمان‌ داشتند كه‌ جنوب‌ افريقا در منطقه‌اي‌ نزديك‌ خط استواست‌ (همانجا). از نوشتة استرابن‌ (64 يا 63ق‌م‌ - 23 يا 24م‌) مى‌توان‌ دريافت‌ كه‌ يونانيان‌ با غرب‌ قارة افريقا آشنا بوده‌اند. وي‌ تصور معقولى‌ دربارة رشته‌ كوههاي‌ اطلس‌ ارائه‌ كرده‌، و متذكر شده‌ است‌ كه‌ يونانيان‌ اين‌ رشته‌ كوهها را اطلس‌، و بربرها دوريس‌10 مى‌نامند .(VIII/156-157) روميان‌ نخستين‌ كسانى‌ بودند كه‌ به‌ اعماق‌ اين‌ قاره‌ راه‌ يافتند. آنها در سدة 2م‌ سرزمين‌ كنونى‌ مغرب‌ (مراكش‌) را نيك‌ مى‌شناختند، ولى‌ نقشه‌اي‌ كه‌ از سواحل‌ شمالى‌ افريقا تهيه‌ كردند، تحريف‌ شده‌ بود ( افريقا، همانجا). دانشمندان‌ مسلمان‌ نيز به‌ تحقيقات‌ جغرافيايى‌ دربارة افريقا پرداختند. اصطخري‌ از نخستين‌ مؤلفان‌ ايرانى‌ و اسلامى‌ است‌ كه‌ مطالب‌ قابل‌ توجهى‌ از قارة افريقا تهيه‌ كرده‌ است‌. وي‌ ديار مغرب‌ را به‌ درازاي‌ درياي‌ مديترانه‌ دانسته‌، و آن‌ را به‌ دو نيمة شرقى‌ و غربى‌ بخش‌ كرده‌ است‌ (ص‌ 36). اصطخري‌ بجز شمال‌ افريقا به‌ سرزمين‌ سياهان‌ اشاره‌ كرده‌، و آن‌ را سرزمينى‌ فراخ‌ دانسته‌ است‌ كه‌ هيچ‌ اقليمى‌ فراخ‌تر از اقليم‌ ايشان‌ نيست‌ و تا كنارة درياي‌ محيط امتداد دارد (ص‌ 40). وي‌ نه‌ تنها به‌ سرزمينهاي‌ واقع‌ در جنوب‌ افريقاي‌ شرقى‌ از جمله‌ نوبه‌، حبشه‌، زنگبار و بجايه‌ اشاره‌ دارد، بلكه‌ مطالبى‌ دربارة سرزمينهاي‌ واقع‌ در جنوب‌ سرزمين‌ مغرب‌ نوشته‌، و از وجود بيابانهايى‌ ميان‌ مغرب‌ و سرزمين‌ سياهان‌ خبر داده‌ است‌ (ص‌ 40، 45). در سدة 5ق‌/11م‌ دريانوردان‌ مسلمان‌ سواحل‌ شرقى‌ قارة افريقا را درنورديدند و به‌ سرزمينهاي‌ حبشه‌، غنا و مالى‌ راه‌ يافتند و درياچة چاد و مسير سفلاي‌ رود زامبزي‌1 و كوههاي‌ اژدها را كشف‌ كردند و به‌ ماداگاسكار رفتند ( افريقا، .(I/38 از شرحى‌ كه‌ ابوالفدا (سدة 8ق‌/ 14م‌) دربارة ديار مغرب‌ نوشته‌ است‌، چنين‌ بر مى‌آيد كه‌ وي‌ از وسعت‌ قارة افريقا و وجود اقوام‌ سياه‌ پوست‌ در جنوب‌ صحرا آگاه‌ بوده‌ است‌ (ص‌ 122).
ابن‌ بطوطه‌ كه‌ سفر 30 سالة خود را از 725ق‌/1325م‌ آغاز كرده‌ بود، در753ق‌/1352م‌ از طريق‌ مراكش‌ و سجلماسه‌ و تمبوكتو2 به‌ سرزمين‌ سياهان‌ افريقا رسيد و دوبار از صحراي‌ افريقا گذشت‌. مطالبى‌ كه‌ وي‌ دربارة سرزمين‌ سياهان‌، از جمله‌ كشور مالى‌ نوشته‌، در خور توجه‌ است‌ (نك: 2/776-802).
در اوايل‌ سدة 9ق‌/15م‌ دريانوردان‌ پرتغالى‌ طول‌ سواحل‌ غربى‌ افريقا را در نورديدند و تا مصب‌ رود سنگال‌ پيش‌ رفتند. آنان‌ در حدود سال‌ 866ق‌/1462م‌ دماغة سبز3 و كرانة سيرالئون‌ را مى‌شناختند. ديگوكائو4 ناخداي‌ پرتغالى‌ در سالهاي‌ 889 -891ق‌/1484-1486م‌ دهانة رود كنگو را كشف‌ كرد و 500 ،2كم ساحل‌ غرب‌ اين‌ قاره‌ به‌ ويژه‌ سرزمين‌ آنگولا را بر روي‌ نقشه‌ رسم‌ نمود (سرمد، 37؛ افريقا، همانجا). در 1487م‌ بارتولومئودياش‌5 از دماغة اميد نيك‌ گذشت‌ و به‌ دهانة رود اُرانژ6 رسيد و سرانجام‌ نقشة سراسر طول‌ سواحل‌ غربى‌ افريقا را تهيه‌ كرد (همانجاها). از اواخر سال‌ 1497م‌ واسكودگاما با 4 كشتى‌ بزرگ‌ غرب‌ قارة افريقا را پيمود و در 1498م‌ به‌ سواحل‌ شرقى‌ افريقا روي‌ آورد و سپس‌ به‌ موزامبيك‌ و از آنجا به‌ ماليندي‌7 رسيد و با كمك‌ دريانوردي‌ به‌ نام‌ ابن‌ ماجد (ه م‌) تا ساحل‌ دكن‌ پيش‌ رفت‌ (سرمد، 39، 40، 41). در اواخر سدة 9ق‌/15م‌، اروپاييان‌ نخستين‌ بار به‌ آگاهيهاي‌ دقيق‌تري‌ دربارة سراسر سواحل‌ قارة افريقا دست‌ يافتند. از اين‌ زمان‌ نفوذ اروپاييان‌ به‌ اعماق‌ مناطق‌ استوايى‌ اين‌ قاره‌ آغاز شد كه‌ با اكتشافهاي‌ جغرافيايى‌ عمده‌اي‌ همراه‌ بود. در نيمة نخست‌ سدة 10ق‌/16م‌ توجه‌ اروپاييان‌ به‌ قارة افريقا افزون‌ گشت‌. از اواسط همين‌ سده‌ ميسيونرهاي‌ پرتغالى‌ اطلاعات‌ ارزشمندي‌ دربارة اتيوپى‌ گردآوردند. در 1022ق‌/1613م‌، پائش‌8 كه‌ تبار اسپانيايى‌ داشت‌، از نخستين‌ اروپاييانى‌ بود كه‌ سرچشمة نيل‌ آبى‌ را كشف‌ كرد. با اينهمه‌، آگاهى‌ اروپاييان‌ دربارة شرق‌ و شمال‌ شرق‌ افريقا تدريجى‌ بود. به‌ عنوان‌ نمونه‌ آ. داپر9 نقشه‌نگار هلندي‌ در 1079ق‌/1668م‌ هنوز به‌ اطلاعات‌ پائش‌ دربارة نيل‌ آبى‌ دست‌ نيافته‌ بود. در اوايل‌ سدة 12ق‌/ 18م‌ جهانگردان‌ فرانسوي‌ و انگليسى‌ به‌ تكرار مطالبى‌ پرداختند كه‌ پيش‌ از آن‌ از سوي‌ پرتغاليها عنوان‌ شده‌ بود ( افريقا، .(I/38
از اواخر سدة 17 و اوايل‌ سدة 18م‌، هيأتهاي‌ فرانسوي‌ به‌ حوضة رود سنگال‌ روي‌ آوردند. بروس‌10 جهانگرد انگليسى‌ در سالهاي‌ 1183- 1187ق‌/1769-1773م‌ نقشه‌اي‌ از شمال‌ شرق‌ افريقا تهيه‌ كرد كه‌ در 1790م‌ انتشار يافت‌ (همان‌، .(I/39 با وجود تلاش‌ جهانگردان‌ اروپايى‌، اطلاعات‌ مربوط به‌ قارة افريقا، بيشتر محدود به‌ سواحل‌ اين‌ قاره‌ بود. در 1788م‌ در لندن‌ انجمنى‌ براي‌ كمك‌ به‌ كشف‌ بخشهاي‌ درونى‌ قارة افريقا تأسيس‌ شد. وظيفة عمدة اين‌ انجمن‌ مطالعه‌ دربارة نيجر بود كه‌ با توفيق‌ چندان‌ همراه‌ نشد؛ چنانكه‌ يكى‌ از جهانگردان‌ به‌ نام‌ لوكاس‌ نتوانست‌ از طريق‌ طرابلس‌ منطقة صحرا را طى‌ كند. همچنين‌ در 1790م‌ تنى‌ چند از جهانگردان‌ انگليسى‌ در راه‌ كشف‌ نيجر جان‌ باختند، ولى‌ سفر مونگوپارك‌11 به‌ موفقيت‌ انجاميد. وي‌ در سالهاي‌ 1210- 1212ق‌/1795-1797م‌ توانست‌ راه‌ ميان‌ مصب‌ رود گامبيا تا شهر سگو12 در نيجر را طى‌ كند. بدين‌سان‌، مصب‌ رود سنگال‌ نيز كشف‌ شد، اما پارك‌ در سفر بعدي‌ خود در سالهاي‌ 1220-1221ق‌/1805- 1806م‌ گرچه‌ 2هزار كم از مسير رود نيجر را طى‌ كرده‌ بود، جان‌ باخت‌ (همان‌، ؛ I/40 سرمد، 74-84). در 1246ق‌/1830م‌ برادران‌ لاندر13 توانستند بقية راه‌ نارفته‌ از سوي‌ مونگوپارك‌ را در مسير رود نيجر بپيمايند (همو، 94- 95؛ افريقا، همانجا). كلاپرتن‌14 و همراهان‌ او در سالهاي‌ 1237- 1240ق‌/1822- 1825م‌ فاصلة طرابلس‌ تا چاد را طى‌ كردند. اين‌ سفر براي‌ تهية نقشة جغرافيايى‌ صحراي‌ افريقا، اهميت‌ فراوان‌ داشت‌ (همانجا).
جهانگردان‌ فرانسوي‌ در كشف‌ اراضى‌ شمالى‌ و غربى‌ قارة افريقا، نقشى‌ بسزا داشتند. رنه‌ كاية15 فرانسوي‌ در سالهاي‌ 1242- 1243ق‌/ 1827- 1828م‌، ضمن‌ عبور از غرب‌ افريقا، از سيرالئون‌ راه‌ تمبوكتو به‌ مراكش‌ را طى‌ كرد (همانجا؛ سرمد، 92-93). پس‌ از حملة فرانسويان‌ به‌ الجزاير در 1246ق‌/1830م‌ تحقيقات‌ جغرافيايى‌ قابل‌ توجهى‌ دربارة سرزمين‌ مغرب‌ صورت‌ گرفت‌. در دهة 1950م‌ نقشه‌هايى‌ از نواحى‌ شمالى‌ الجزاير و متعاقب‌ آن‌ اطلاعاتى‌ علمى‌ دربارة صحراي‌ الجزاير همراه‌ با نقشه‌ انتشار يافت‌. تا اواسط سدة 13ق‌/19م‌ جهانگردان‌ اروپايى‌ به‌ اطلاعات‌ قابل‌ توجهى‌ دربارة سودان‌، بخشهايى‌ از صحراي‌ ليبى‌ و نوبه‌ دست‌ يافتند. سراسر مسير رود نيل‌ و محل‌ تلاقى‌ نيلهاي‌ سفيد و آبى‌ و نيز مسير نيل‌ آبى‌ از كوههاي‌ اتيوپى‌ بر روي‌ نقشه‌ آورده‌ شد ( افريقا، .(I/40 از 1830م‌ مطالعات‌ جغرافيايى‌ دربارة شرق‌ افريقا قوت‌ گرفت‌. در سالهاي‌ 1247-1249ق‌/ 1831-1833م‌ روپل‌1 از بندر مصوع‌2 در درياي‌ سرخ‌ تا مسير شرقى‌ نيل‌ آبى‌ را طى‌ كرد ( افريقا، همانجا).
مهم‌ترين‌ اكتشافهاي‌ جغرافيايى‌ قارة افريقا در دهه‌هاي‌ 40 تا 70 سدة 19م‌ صورت‌ گرفت‌. در ضمن‌، مطالعه‌ دربارة صحرا و سودان‌ نيز وسعت‌ يافت‌. نقش‌ پل‌ دوشايو3 دانشمند فرانسوي‌ در تهية نقشة بخش‌ غربى‌ منطقة استوايى‌ قارة افريقا، حائز اهميت‌ است‌. وي‌ در سالهاي‌ 1271- 1275ق‌/1855-1859م‌ به‌ اكتشافهاي‌ جالبى‌ دست‌ زد (همان‌، ؛ I/41 سرمد، 105-107). در اواخر سدة 19 و اوايل‌ سدة 20م‌ با بررسى‌ بخش‌ جنوبى‌ اتيوپى‌، ابهامى‌ كه‌ در نقشة جغرافيايى‌ افريقا وجود داشت‌، برطرف‌ شد و مرحلة جديدي‌ در مطالعات‌ دقيق‌، از جمله‌ اوضاع‌ طبيعى‌ و منابع‌ اين‌ قاره‌ آغاز گرديد ( افريقا، .(I/42
افريقا تنها قارة كرة زمين‌ است‌ كه‌ خط استوا به‌ تقريب‌ از وسط آن‌ مى‌گذرد. حداكثر طول‌ آن‌ از دماغة ابيض‌ در تونس‌ تا دماغة آگولاس‌4 در جنوب‌، حدود 8 هزاركم، و حداكثر عرض‌ اين‌ قاره‌ از دماغة سبز در ناحية داكار پايتخت‌ سنگال‌ تا رأس‌ خافون‌ در سومالى‌ 500 ،7كم، است‌. قارة افريقا ميان‌ دو اقيانوس‌ اطلس‌ در غرب‌ و هند در شرق‌ قرار گرفته‌ است‌. در شمال‌ آن‌ درياي‌ مديترانه‌ و در بخشى‌ از مشرق‌ آن‌ درياي‌ سرخ‌ قرار دارد. كانال‌ سوئز به‌ طول‌ 120 كم افريقا را از آسيا جدا كرده‌ است‌. افريقا شبيه‌ مثلثى‌ است‌ كه‌ رأس‌ آن‌ در جنوب‌ قرار گرفته‌ است‌. پيش‌ از حفر كانال‌ سوئز، اين‌ قاره‌ به‌ آسيا متصل‌ بود و صحراي‌ سينا مرز ميان‌ اين‌ دو قاره‌ محسوب‌ مى‌شد، ولى‌ با حفر كانال‌، قارة افريقا از خشكى‌ جدا شد و به‌ صورت‌ جزيره‌اي‌ بزرگ‌ درآمد. اين‌ قاره‌ از طريق‌ تنگة جبل‌ طارق‌ به‌ طول‌ 14 كم از اروپا جدا شده‌ است‌. طول‌ سواحل‌ افريقا جمعاً 500 ،30كم است‌ (همان‌، ؛ I/12 «اطلس‌...5»، 137 -134 ؛ شيفرز، ؛ IV/9 غروي‌، 2). مساحت‌ سراسر قارة افريقا 000 ،200 ،29كم 2، و همراه‌ با جزاير متعلق‌ بدان‌ 000 ،300 ،30كم 2 و به‌ تقريب‌ يك‌ پنجم‌ خشكيهاي‌ كرة زمين‌ است‌ ( افريقا، .(I/13 افريقا از شمالى‌ترين‌ تا جنوبى‌ترين‌ نقطه‌ در فاصلة ميان‌ 37 و 21 عرض‌ شمالى‌ و 34 و 52 عرض‌ جنوبى‌، و از شرقى‌ترين‌ تا غربى‌ترين‌ نقطه‌ در فاصلة ميان‌ 51 و 26 طول‌ شرقى‌ و 17 و 32 طول‌ غربى‌ واقع‌ است‌ 10) .(WNGD,
قارة افريقا داراي‌ جزاير متعددي‌ است‌ كه‌ از آن‌ جمله‌اند: ماداگاسكار، كومور، ماسكارِن‌ كه‌ جزيرة موريس‌ جزئى‌ از آن‌ است‌، اميرانت‌، سيشل‌، الدبره‌، پِمبا، مافيا، زنگبار و سُقطري‌ در شرق‌، ماديرا، قناري‌، جزاير دماغة سبز، اننوبون‌، پرنسيپ‌، سائوتومه‌ و سنت‌ هلن‌ در غرب‌، و شماري‌ جزاير كوچك‌. مجموع‌ مساحت‌ جزاير متعلق‌ به‌ قارة افريقا حدود 000 ،100 ،1كم 2 است‌ («اطلس‌»، 11 -10 ؛ افريقا، همانجا).
ساختار طبيعى‌: بلنديهاي‌ عمدة قارة افريقا را مى‌توان‌ به‌ چند منطقه‌ تقسيم‌ كرد: بخش‌ شمال‌ غربى‌ كه‌ بلنديهاي‌ آن‌ كمتر از هزار متر است‌ و حدود دو سوم‌ اراضى‌ اين‌ قاره‌ را دربرمى‌گيرد، و بخش‌ جنوب‌ شرقى‌ كه‌ ارتفاع‌ آن‌ بيشتر از هزار متر است‌. مرز ميان‌ اين‌ دو بخش‌ از جنوب‌ غرب‌ تا شمال‌ شرق‌ از آنگولا تا مصوع‌ (اتيوپى‌) كشيده‌ شده‌ است‌ (همانجا). بيشتر اراضى‌ اين‌ قاره‌ به‌ صورت‌ فلاتى‌ است‌ كه‌ اكنون‌ كم‌ و بيش‌ آرام‌ است‌ و جنبش‌ و حركت‌ چندانى‌ ندارد. شالودة اين‌ فلات‌ از صخره‌هاي‌ بسيار كهن‌ آركائن‌ از دوره‌هاي‌ قديم‌ پركامبرين‌ است‌ كه‌ در برابر حركتهاي‌ ارضى‌ ايستادگى‌ داشته‌اند. در درون‌ اين‌ فلات‌ پهناور به‌ تقريب‌ اثري‌ از كوههاي‌ چين‌ خورده‌ و جوان‌ نيست‌، اما بيرون‌ از فلات‌، رشته‌ كوههاي‌ چين‌ خورده‌، مانند اطلس‌ در شمال‌ (نك: ه د، اطلس‌) و كاپ‌ در جنوب‌ وجود دارند. كهن‌ترين‌ لايه‌ها را در بخشهاي‌ جنوبى‌ مى‌توان‌ يافت‌ كه‌ همه‌ قديمى‌ و مربوط به‌ دوران‌ پالئوزوئيك‌ هستند (غروي‌، 28). در سراسر دورة پالئوزوئيك‌، فلات‌ افريقا بخشى‌ از قارة بسيار كهن‌ گُندوانا6 بود (همو، 30). در فلات‌ افريقا ناهمواريهايى‌ بر اثر فرسايش‌، به‌ صورت‌ فرورفتگيهاي‌ تنگ‌ و عميق‌ پديد آمده‌ كه‌ حاصل‌ آنها و جود درياچه‌هاست‌. در طول‌ شكستگيهاي‌ زمين‌، قله‌هايى‌ از آتشفشانهاي‌ خاموش‌ پديد آمد كه‌ بلندترين‌ آنها در كوههاي‌ كيليمانجارو به‌ ارتفاع‌ 895 ،5متر، و كنيا به‌ ارتفاع‌ 199 ،5متر است‌ ( افريقا، همانجا).
افريقا گرم‌ترين‌ قارة كرة زمين‌ است‌، زيرا بخش‌ اعظم‌ آن‌ در دو سوي‌ كمربند استوايى‌ قرار گرفته‌ است‌. از اين‌ رو، اختلاف‌ آب‌ و هوايى‌ آن‌ بسيار است‌. در اين‌ قاره‌ صحراي‌ خشك‌ و مناطق‌ به‌ شدت‌ مرطوب‌، هردو ديده‌ مى‌شود. پرآب‌ترين‌ رودهاي‌ نيمكرة شرقى‌ در اين‌ قاره‌ جاري‌ است‌ كه‌ از آن‌ جمله‌اند رودهاي‌ كنگو (زئير) و نيل‌. در حدود يك‌ سوم‌ از سرزمين‌ قارة افريقا صحراست‌. اين‌ صحراها از منابع‌ آبهاي‌ زيرزمينى‌ فراوانى‌ برخوردارند (همانجا). به‌ تقريب‌ سراسر شمال‌ منطقة استوايى‌ در قارة افريقا، صحراست‌ كه‌ صحراي‌ كبير، صحراي‌ سودان‌ و ليبى‌ از آن‌ جمله‌اند. در وسط صحرا كوههايى‌ وجود دارد كه‌ بلندترين‌ قله‌هاي‌ آنها اميكوسى‌ حدود 415 ،3متر، و جبل‌ مرّه‌ 088 ،3متر از سطح‌ دريا ارتفاع‌ دارند . در شمال‌ غرب‌ صحراي‌ كبير ، رشته‌ كوههاي‌ اطلس‌ سربر آورده‌اند كه‌ بلندترين‌ نقطة آن‌ جبل‌ طبقال‌7 به‌ ارتفاع‌ 165 ،4متر است‌. در شرق‌ افريقا كوههاي‌ اتيوپى‌ قرار دارد كه‌ بلندترين‌ نقطة آن‌ رأس‌ داشن‌ به‌ ارتفاع‌ 620 ،4متر است‌. ارتفاعات‌ شرق‌ افريقا به‌ دو بخش‌ ناهمواريهاي‌ ساختاري‌ و ناهمواريهاي‌ آتش‌فشانى‌ تقسيم‌ شده‌اند كه‌ اولى‌ به‌ صورت‌ چين‌ خوردگيها و دومى‌ به‌ صورت‌ ستيغهاي‌ موجود بر روي‌ فلاتهاي‌ مرتفع‌ قرار گرفته‌ است‌ (غروي‌، 37- 38). در جنوب‌ قارة افريقا رشته‌ كوه‌ كاپ‌ واقع‌ است‌ كه‌ بلندترين‌ نقطة آن‌ تابانانتلنيانا8 به‌ ارتفاع‌ 482 ،3متر است‌ ( , 3 BSE؛ II/435 «اطلس‌»، .(10-11
در دورة پلئيستوسن‌ (دوران‌ چهارم‌ زمين‌ شناسى‌) در قارة افريقا دوره‌هاي‌ متفاوت‌ مرطوب‌ و خشك‌ وجود داشته‌ است‌. همين‌ امر سبب‌ فرسايش‌ شديد زمين‌ در صحراها و نقاط خشك‌ شده‌ است‌. اين‌ فرسايش‌ حاصل‌ دورانهاي‌ مرطوب‌ است‌. زمينهاي‌ قديمى‌ مركزي‌ در بيشتر نقاط از فرسايش‌ شديد در لايه‌هاي‌ بيرونى‌ زمين‌ پديد آمده‌اند. برجستگيهاي‌ فلات‌ كه‌ در آن‌ چين‌ خوردگيها كمتر ديده‌ مى‌شود، بر اثر عوامل‌ فرسايش‌ بيرونى‌ يا آتش‌فشانى‌ پديدار شده‌اند (غروي‌، 28، 32). صحراي‌ كبير بزرگ‌ترين‌ منطقة بيابانى‌ استوايى‌ در سراسر كرة زمين‌ است‌ و به‌ همين‌ سبب‌ كبير خوانده‌ شده‌ است‌. صحرا نامى‌ است‌ عربى‌ كه‌ به‌ اين‌ منطقه‌ اطلاق‌ شده‌ است‌. صحراي‌ كبير شامل‌ حدود يك‌ چهارم‌ مساحت‌ سراسر قارة افريقاست‌. اين‌ صحرا از مرزهاي‌ جنوبى‌ مراكش‌، تونس‌ و بخشى‌ از الجزاير، موريتانى‌، ليبى‌ و مصر آغاز، و تا شمال‌ كشورهاي‌ مالى‌، نيجر، چاد و سودان‌ گسترده‌ شده‌ است‌. طول‌ صحراي‌ كبير از غرب‌ تا شرق‌ 700 ،5كم و از شمال‌ تا جنوب‌ در منطقة ميانى‌ 2 هزار كم است‌ ( افريقا، .(II/336 صحراي‌ كبير از چند درجة شمال‌ خط استوا تا بيش‌ از 30 عرض‌ شمالى‌ را شامل‌ مى‌شود و خود مشتمل‌ بر 3 بخش‌ صحراي‌ شمالى‌، صحراي‌ جنوبى‌ و صحراي‌ مركزي‌ است‌ (غروي‌، 50، 52، 53). ميزان‌ بارندگى‌ ساليانه‌ در صحرا به‌ طور متوسط از 100 ميلى‌متر تجاوزنمى‌كند و دربعضى‌ نقاط چون‌ بيلما1 (دونيجر) از 2/3 ميلى‌متر كمتر است‌. شدت‌ تبخير در صحرا به‌ اندازه‌اي‌ است‌ كه‌ رطوبت‌ حاصل‌ از رگبارهاي‌ سيل‌آسا بيش‌ از چند ساعت‌ دوام‌ نمى‌آورد. بخش‌ اندكى‌ از آن‌ نيز در شن‌ نفوذ مى‌كند (همو، 54 -56؛ «اطلس‌»، .(10 خشكى‌ شديد اقليم‌ِ صحرا را مربوط به‌ اواسط دورة چهارم‌ زمين‌شناسى‌ دانسته‌اند. در صحرا طبقات‌ قديمى‌ ارتفاع‌ ملايمى‌ دارند، زيرا كه‌ در دورانهاي‌ مختلف‌ (مرطوب‌ و خشك‌) دچار فرسايش‌ شده‌اند. جريان‌ باد، در اين‌ زمينها گونه‌اي‌ ناهمواري‌ ايجاد مى‌كند كه‌ به‌ آن‌ رِگ‌2 مى‌گويند. اين‌ ارتفاعات‌ سنگهاي‌ سختى‌ بوده‌اند كه‌ بر اثر فرسايش‌ زمين‌ هموار شده‌اند و گاه‌ قشر نازكى‌ از شن‌ روي‌ آنها راپوشانيده‌ است‌. عبور وسائط نقليه‌ و كاروانها تنها از روي‌ رِگها ميسر است‌ (غروي‌، 59، 61).
معادن‌: در قارة افريقا وجود همه‌ نوع‌ معدن‌ معلوم‌ و مشخص‌ شده‌ است‌. افريقا در ميان‌ قاره‌هاي‌ جهان‌ از حيث‌ ذخاير منگنز، كروم‌، بوكسيت‌، طلا، پلوتونيوم‌، كُبالت‌، الماس‌ و فسفر مقام‌ اول‌، و از نظر ذخاير مس‌، پنبة نسوز، اورانيوم‌ و گرافيت‌ مقام‌ دوم‌، و از جهت‌ منابع‌ نفت‌، گاز، سنگ‌آهن‌، تيتانيوم‌، نيكل‌، جيوه‌، قلع‌، روي‌ و سنگهاي‌ قيمتى‌ مقام‌ سوم‌ را داراست‌. در 1984م‌/1363ش‌ ميزان‌ ذخاير نفت‌ افريقا 8 ميليارد تن‌، و گاز طبيعى‌ از جمله‌ گاز متان‌ 6 تريليون‌ متر مكعب‌ برآورد شده‌ است‌. حوضه‌هاي‌ عمدة نفت‌ و گاز افريقا در اطراف‌ درياي‌ مديترانه‌ و صحرا، از جمله‌ در الجزاير، تونس‌، ليبى‌، مصر، حوضة خليج‌ سوئز، گينه‌، نيجريه‌، گابُن‌، كنگو و آنگولا، قرار دارند ( افريقا، I/19, .(20 ذخاير زغال‌ سنگ‌ افريقا را 155 ميليارد و 700 ميليون‌ تن‌ تخمين‌ زده‌اند كه‌ بخش‌ عمدة آن‌ در جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌ (129 ميليارد تن‌) و نيز در زيمبابوه‌، سوازيلند، بوتسوانا، موزامبيك‌، نيجريه‌، ماداگاسكار، تانزانيا و زامبيا واقع‌ است‌. افريقا پس‌ از آمريكا از حيث‌ ذخاير سنگ‌ آهن‌ مقام‌ دوم‌ را دارد كه‌ ميزان‌ آن‌ را حدود 42 ميليارد و 300 ميليون‌ تن‌ دانسته‌اند. ميزان‌ ذخاير كروم‌ اين‌ قاره‌ را حدود 4 ميليارد تن‌ تخمين‌ زده‌اند كه‌ 78% آن‌ در جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌ و 21% در زيمبابوه‌ است‌. ذخاير منگنز 12 ميليارد و 700 ميليون‌ تن‌ است‌ كه‌ 90% آن‌ را در جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌ و 5/3% را در گابن‌ و باقى‌ را در مراكش‌، غنا و كنگو مى‌توان‌ يافت‌. ذخاير بوكسيت‌ را 25 ميليارد تن‌ برآورد كرده‌اند كه‌ 21 ميليارد تن‌ آن‌ در گينه‌ و باقى‌ در كامرون‌، غنا، مالى‌، سيرالئون‌، كنگو، مالاوي‌ و ماداگاسكار نهاده‌ شده‌ است‌. ذخاير مس‌ 162 ميليون‌ و 700 هزار تن‌ تخمين‌ زده‌ شده‌ است‌ كه‌ مهم‌ترين‌ منابع‌ آن‌ در منطقة افريقاي‌ مركزي‌، كنگو و زيمبابوه‌ است‌. ميزان‌ ذخاير مس‌ زيمبابوه‌ 54% و كنگو 36% كل‌ ذخاير مس‌ افريقاست‌. ذخاير سرب‌ 16 ميليون‌ تن‌ و ذخاير روي‌ 31 ميليون‌ تن‌ برآورد شده‌ است‌. منابع‌ روي‌ در مراكش‌، تونس‌، افريقاي‌ مركزي‌ (زيمبابوه‌، كنگو) و جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌ وجود دارد و به‌ تقريب‌ 54% مجموع‌ ذخاير روي‌ افريقا در اين‌ جمهوري‌ است‌. ذخاير نيكل‌ افريقا 8/16 ميليون‌ تن‌ است‌. ذخاير كبالت‌ 000 ،260 ،2تن‌ و منابع‌ عمدة آن‌ در كنگو و زامبياست‌. ذخاير ولفرام‌ 83 هزار تن‌ و ذخاير قلع‌ 750 هزار تن‌ كه‌ عمده‌ترين‌ منابع‌ آن‌ در زيمبابوه‌ ، اوگاندا و جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌ است‌. افريقا از حيث‌ معادن‌ طلا مقام‌ مهمى‌ در جهان‌ دارد. 93% ذخاير طلاي‌ اين‌ قاره‌ در جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌ قرار دارد. ذخاير طلاي‌ افريقاي‌ جنوبى‌ را 35 هزار تن‌ برآورد كرده‌اند (همان‌، .(I/20 ميزان‌ پلاتين‌ (طلاي‌ سفيد) افريقا را 180 ،18تن‌ تخمين‌ زده‌اند كه‌ منابع‌ عمدة آن‌ در افريقاي‌ جنوبى‌ است‌. ذخاير اورانيوم‌ افريقا 535 هزار تن‌ برآورد شده‌ است‌ كه‌ حدود 191 هزار تن‌ آن‌ در جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌، 160 هزار تن‌ در نيجريه‌، 119 هزار تن‌ در ناميبيا، 26 هزارتن‌ در الجزيره‌ و 19 هزار تن‌ در گابن‌ نهاده‌ شده‌ است‌. ذخاير الماس‌ افريقا را حدود يك‌ ميليارد و 165 ميليون‌ قيراط تخمين‌ زده‌اند كه‌ از 318 ميليون‌ قيراط آن‌ مى‌توان‌ در جواهرسازي‌ استفاده‌ كرد. مهم‌ترين‌ دخاير الماس‌ افريقا در آنگولا، جمهوري‌ افريقاي‌ جنوبى‌، تانزانيا و ناميبياست‌ (همانجا). از ديگر سنگهاي‌ قيمتى‌ افريقا، زمرد، لعل‌ و ياقوت‌ است‌ كه‌ در موزامبيك‌، زيمبابوه‌ و ماداگاسكار يافت‌ مى‌شود (همان‌، .(I/21
آب‌ و هوا: افريقا گرم‌ترين‌ قارة كرة زمين‌ است‌. زيرا بخش‌ اعظم‌ آن‌ در دو سوي‌ منطقة استوايى‌ و مدارهاي‌ رأس‌السرطان‌ و رأس‌الجدي‌ قرار گرفته‌ است‌. تأثير اشعة راديو ا¸كتيو خورشيدي‌ در قارة افريقا بيش‌ از ديگر قاره‌هاست‌. كوچك‌ترين‌ زاوية تابش‌ خورشيد در اين‌ قاره‌ حدود 43 است‌ (شيفرز، ؛ IV/24 سوره‌ كانال‌، I/18 ).
منطقة استوايى‌ و جنب‌ استوايى‌ شمالى‌ و جنوبى‌ محل‌ وزش‌ بادهاي‌ شمال‌ شرقى‌ و جنوب‌ شرقى‌ است‌ كه‌ در نتيجة حركت‌ وضعى‌ زمين‌ پديد مى‌آيند و نزديك‌ سطح‌ زمين‌ به‌ سمت‌ منطقة استوا جريان‌ دارند (شيفرز، همانجا؛ گرو، 12 ؛ نف‌، .(316 نوسانهاي‌ آب‌ و هوايى‌ در منطقة استوايى‌ افريقا بسيار اندك‌ است‌. درجة حرارت‌ در همة فصلهاي‌ سال‌ بالا و به‌ تقريب‌ يكسان‌، ولى‌ ميزان‌ بارندگى‌ متغير است‌ (همانجا؛ شيفرز، .(IV/24 در اين‌ قاره‌ دو گونه‌ منطقة مهم‌ آب‌ و هوايى‌ وجود دارد كه‌ يكى‌ گرم‌ معتدل‌ و ديگري‌ حاره‌ است‌. منطقة حاره‌ به‌ تقريب‌ در ميان‌ عرضهاي‌ 30 شمالى‌ و جنوبى‌ واقع‌ است‌ (همانجا). از آنجا كه‌ بخشى‌ از قارة افريقا در نيمكرة شمالى‌ و بخشى‌ ديگر در نيمكرة جنوبى‌ واقع‌ است‌، فصلهاي‌ آن‌ در اين‌ دو نيمكره‌ با هم‌ تفاوت‌ دارند و برعكس‌ يكديگرند، اما اختلاف‌ درجة حرارت‌ ميان‌ اين‌ دو بخش‌ چندان‌ زياد نيست‌. بخش‌ اعظم‌ قارة افريقا فاقد رطوبت‌ كافى‌ است‌. از اين‌ رو بيشتر زمينهاي‌ اين‌ قاره‌ به‌ مناطق‌ خشك‌ و مرطوب‌ تقسيم‌ شده‌اند ( افريقا، همانجا). جريان‌ باد در افريقا، بيشتر هواي‌ گرم‌ استوايى‌ را با خود به‌ همراه‌ دارد. در منطقة استوايى‌ به‌ تقريب‌ در تمام‌ طول‌ سال‌ بادهاي‌ غربى‌ جريان‌ دارند (براي‌ وضع‌ بارندگى‌ در مناطق‌ مختلف‌ افريقا با در نظر گرفتن‌ ماههاي‌ سال‌، نك: همان‌، .(I/22
گرماي‌ ممتد 25 تا 26 در سراسر طول‌ سال‌ در سواحل‌ خليج‌ گينه‌ و فرورفتگى‌ كنگو ثبت‌ شده‌ است‌. در اين‌ نواحى‌ تفاوت‌ ميان‌ ماههاي‌ بسيار گرم‌ و سرد از 1 و 2 تا 4 و 5 سانتى‌ گراد تجاوز نمى‌كند. حال‌ آنكه‌ در شبانه‌ روز ممكن‌ است‌ تفاوت‌ دما به‌ 10 تا 15 سانتى‌ گراد برسد. ميانگين‌ دما در روز 30 و در شب‌ 20 است‌. كوهستانهاي‌ شرق‌ افريقا داراي‌ آب‌ و هوايى‌ خنك‌تر هستند. به‌ عنوان‌ نمونه‌ در آديس‌ آبابا كه‌ ارتفاع‌ آن‌ 400 ،2متر بالاتر از سطح‌ درياست‌، اختلاف‌ دما در ماههاي‌ سردوگرم‌ سال‌ به‌ 14 تا 18 مى‌رسد. ارتفاعات‌ 400 ،4تا 000 ،5متر در كوههاي‌ كيليمانجارو و رُونزُري‌1 همواره‌ پوشيده‌ از برف‌ است‌ ( افريقا، .(I/22-23 تنها در جنوب‌ غرب‌ آن‌ قسمت‌ از قارة افريقا كه‌ در نيمكرة جنوبى‌ واقع‌ است‌، آب‌ و هوا مديترانه‌اي‌ است‌. هواي‌ اين‌ منطقه‌ مرطوب‌ است‌ و ميزان‌ بارندگى‌ سالانه‌ به‌ 2 هزار ميلى‌متر مى‌رسد. كشاورزي‌ در نقاطى‌ كه‌ ميزان‌ بارندگى‌ متجاوز از 800 ميلى‌متر باشد، امكان‌پذير است‌ و در مناطقى‌ كه‌ بارندگى‌ سالانه‌ كمتر از 600 ميلى‌متر باشد، امكان‌ كشاورزي‌ اندك‌ و گاه‌ ناميسر است‌ (همانجا).
آبهاي‌ داخلى‌: شبكة هيدروگرافى‌ افريقا مؤيد تقسيم‌ بسيار نامتعادلى‌ از آبهاي‌ اين‌ قاره‌ است‌. بيشتر رودخانه‌هاي‌ افريقا در نواحى‌ غربى‌ و مركزي‌ اطراف‌ استوا جريان‌ دارند. به‌ تقريب‌ در تمام‌ مناطق‌ حارة افريقا، تأمين‌ آب‌ مسأله‌اي‌ بسيار مهم‌ و اساسى‌ است‌ (همان‌، ؛ I/24 مانسهارد، .(19 شبكة رودخانه‌هاي‌ افريقا جمعاً 4 سيستم‌ بزرگ‌ رودخانه‌اي‌ پديد آورده‌اند II/438) , 3 BSE). بيشتر رودخانه‌ها در نواحى‌ مرطوب‌ واقع‌ در مناطق‌ غربى‌ و مركزي‌ اطراف‌ استوا جريان‌ دارند كه‌ عمده‌ترين‌ آنها شبكه‌اي‌ است‌ كه‌ با رود كنگو پيوند دارد ( افريقا، .(I/23 رود كنگو كه‌ پرآب‌ترين‌ رود افريقاست‌ و نيز رود نيجر با شمار بسياري‌ از رودخانه‌هاي‌ بزرگ‌ و كوچك‌، جمعاً 05/36% از حوضة آبهاي‌ افريقايى‌ اقيانوس‌ اطلس‌ را تشكيل‌ مى‌دهند ( 3 ، BSEهمانجا). در شمال‌ و جنوب‌ منطقة استوايى‌ كه‌ رطوبت‌ موسمى‌ و غيركافى‌ است‌، با ظهور دوران‌ خشكى‌، از تراكم‌ شبكه‌هاي‌ رودخانه‌اي‌ كاسته‌ مى‌شود، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ برخى‌ از آنها كاملاً خشك‌ مى‌شوند. در صحراها، به‌ استثناي‌ نيل‌، آب‌ رودخانه‌ها به‌ صورت‌ مداوم‌ جريان‌ ندارند. اين‌ رودها به‌ هنگام‌ بارندگى‌ شديد داراي‌ آب‌ مى‌شوند ( افريقا، .(I/24 رود نيل‌ و رودخانه‌هاي‌ فرعى‌ و كوچك‌ ديگر وابسته‌ به‌ آن‌، حدود 88/14% از حوضة آبهاي‌ افريقا را تشكيل‌ مى‌دهند كه‌ به‌ حوضة درياي‌ مديترانه‌ تعلق‌ دارند. رود زامبزي‌ و ديگر رودخانه‌هاي‌ واقع‌ در شرق‌ افريقا، حدود 48/18% از حوضة آبهاي‌ اين‌ قاره‌ را تشكيل‌ مى‌دهند وبه‌حوضةاقيانوس‌ هندتعلق‌دارند. آبريز 5/30% ازرودخانه‌ها، حوضه‌هاي‌ بسته‌اي‌ هستند كه‌ به‌ دريا راه‌ ندارند ( 3 ، BSEهمانجا). سرچشمة اصلى‌ رودخانه‌هاي‌ بزرگ‌ افريقاي‌ حاره‌ چون‌ كنگو و نيجر در مناطق‌ مرطوب‌ جنگلى‌ واقع‌ است‌. اين‌ رودها از نظر كشتى‌رانى‌ و توليد برق‌ واجد اهميت‌ است‌ (گرو،
بزرگ‌ترين‌ رودهاي‌ قارة افريقا عبارتنداز: رود نيل‌ به‌ طول‌ 671 ،6كم و حوضة آبگيري‌ 000 ،870 ،2كم 2 و آبدهى‌ 700 م 3 در ثانيه‌؛ كنگو به‌ طول‌ 320 ،4كم و حوضة آبگيري‌ 000 ،691 ،3كم 2 و آبدهى‌ 000 ،38م 3 در ثانيه‌؛ نيجر به‌ طول‌ 160 ،4كم و حوضة آبگيري‌ 000 ،092 ،2كم 2 و آبدهى‌، 6 هزار م 3 در ثانيه‌؛ زامبزي‌ به‌ طول‌ 660 ،2كم و حوضة آبگيري‌ 000 ،330 ،1كم 2 و آبدهى‌ 025 ،1م 3 در ثانيه‌؛ارانژ 860 ،1كم و حوضةآبگيري‌ 000 ،020 ،1كم 2؛ولتا 600 ،1كم و حوضة آبگيري‌ 394 هزار كم 2؛ جوبا 600 ،1كم و حوضة آبگيري‌ 750 هزار كم 2؛ ليمپوپو 600 ،1كم و حوضة آبگيري‌ 440 هزار كم 2؛ سنگال‌ 430 ،1كم و حوضة آبگيري‌ 441 هزار كم 2؛ روفيجى‌ به‌ طول‌ 400 ،1كم و حوضة آبگيري‌ 178 هزار كم 2 ( افريقا، همانجا؛ قس‌: شيفرز، .(IV/21
در قارة افريقا به‌ ويژه‌ مناطق‌ جنوب‌ آن‌ در اراضى‌ تكتونيك‌ و داراي‌ شكستگى‌، درياچه‌هاي‌ متعددي‌ وجود دارد؛ از اين‌رو، اين‌ بخش‌ از افريقا را سرزمين‌ درياچه‌هاي‌ بزرگ‌ ناميده‌اند. وسعت‌ درياچه‌هاي‌ بزرگ‌ افريقا حدود 200 هزار كم 2 است‌ كه‌ تنها 170 هزار كم 2 متعلق‌ به‌ درياچه‌هاي‌ شرق‌ اين‌ قاره‌ است‌ ( افريقا، .(I/27 بزرگ‌ترين‌ درياچة افريقا ويكتورياست‌ كه‌ مساحت‌ آن‌ را ميان‌ 68 و 69 هزار كم 2 و حداكثر عمق‌ آن‌ را ميان‌ 75 و 80 متر نوشته‌اند (همانجا؛ نف‌، 346 ؛ مشيري‌، 207). از ديگر درياچه‌هاي‌ بزرگ‌ افريقا، تانگانيكا به‌ وسعت‌ 000 ،34كم 2 و حداكثر عمق‌ 470 ،1متر؛ نياسا، 800 ،30كم 2 و عمق‌ 706 متر، رودلف‌، 500 ،8كم 2 و عمق‌ 73 متر؛ مورو1، 200 ،5كم 2 و عمق‌ 15 متر است‌. دو درياچة چاد و بنگ‌ وئولو2 وضعى‌ متفاوت‌ دارند. وسعت‌ درياچة چاد از 26 هزار تا 10 هزار كم 2 متغير است‌. عمق‌ اين‌ درياچه‌ نيز از 11 متر، گاه‌ به‌ دو متر كاهش‌ مى‌يابد. وسعت‌ درياچة بنگ‌ وئولو نيز نوسانى‌ ميان‌ 15 هزار تا 4 هزار كم 2 دارد ( افريقا، همانجا). درياچه‌هاي‌ آلبرت‌ و كيبو كه‌ در ارتفاع‌ 500 ،1متري‌ واقع‌ شده‌اند، از مراكز تفريحى‌ افريقا به‌ شمار مى‌روند (مشيري‌، 207- 208). برخى‌ از درياچه‌هاي‌ افريقا مانند تانگانيكا و نياسا آب‌ شيرين‌ دارند. اين‌ درياچه‌ها به‌ سبب‌ محدود بودن‌ حوضة آبخيز، تأثير چندانى‌ در وضع‌ آب‌ و هوا و كشاورزي‌ ندارند، ولى‌ درياچة ويكتوريا كه‌ ميان‌ 3 كشور اوگاندا، تانزانيا و كنيا در ارتفاع‌ 134 ،1متري‌ از سطح‌ دريا قرار گرفته‌، و دومين‌ درياچة آب‌ شيرين‌ جهان‌ است‌، در آب‌ و هواي‌ مناطق‌ پيرامون‌ خود تأثير بسيار دارد ( افريقا، 365 ؛ I/27, نف‌، .(346-347
در افريقا صدها تالاب‌ موسمى‌ وجود دارد كه‌ عمده‌ترين‌ آنها متعلق‌ به‌ منطقة استوايى‌ حوضة رودهاي‌ كنگو و نيل‌ است‌ و مساحت‌ كل‌ آنها حدود 340 هزار كم 2 است‌ ( افريقا، .(I/27 در فصول‌ كم‌ باران‌ برخى‌ از رودخانه‌هاي‌ كوچك‌ و تالابها درنواحى‌ حاره‌ خشك‌ مى‌شوند. اين‌ نواحى‌ كه‌ دو پنجم‌ مساحت‌ قارة افريقا را شامل‌ مى‌شود، همواره‌ در مضيقة آب‌ است‌. از مجموع‌ آبهاي‌ اين‌ منطقه‌ تنها بخش‌ كوچكى‌ در زمين‌ فرو مى‌رود و به‌ صورت‌ آبهاي‌ زيرزمينى‌ در مى‌آيد؛ باقى‌ آن‌ تبخير مى‌شود و حاصلى‌ ندارد (مانسهارد، .(25 اقليم‌ خشك‌، نياز به‌ ايجاد مخازن‌ آب‌ در قارة افريقا را فزونى‌ بخشيده‌ است‌. طبق‌ آمار 1974م‌/1353ش‌ در اين‌ قاره‌ 100 مخزن‌ بزرگ‌ آب‌ با گنجايش‌ 100 ميليون‌ م 3 وجود داشته‌ كه‌ حدود 20% كل‌ مخازن‌ آب‌ جهان‌ را تشكيل‌ مى‌داده‌ است‌. افريقا از ديدگاه‌ نيروگاههاي‌ آبى‌، پس‌ از آسيا مقام‌ دوم‌ را داراست‌. ذخاير انرژي‌ رودخانه‌هاي‌ مرتبط با رود كنگو، با قدرت‌ 390 ميليون‌ كيلووات‌ و زامبزي‌ با قدرت‌ 137 ميليون‌ كيلووات‌، عمده‌ترين‌ آنها هستند ( افريقا، .(I/28
خاك‌: وضع‌ اقليمى‌ بسيار متفاوت‌ افريقا و شرايط اكولوژيك‌ گياهى‌ آن‌ با گونه‌گونى‌ خاك‌ اين‌ قاره‌ ارتباط دارد. حاصل‌خيزترين‌ خاكهاي‌ قارة افريقا، خاكهاي‌ آبرفتى‌ است‌. اين‌ خاكهاي‌ حاصل‌خيز در امتداد سواحل‌ رود نيل‌ و بخشهايى‌ از زمينهاي‌ نسبتاً مرتفع‌ افريقاي‌ شرقى‌ قرار دارند. زمينهاي‌ امتداد رود نيل‌ طى‌ هزاران‌ سال‌ از جمله‌ مناطق‌ كشاورزي‌ قارة افريقا بوده‌ است‌. خاكهاي‌ حاصل‌خيز اراضى‌ مرتفع‌ در نتيجة تأثيرات‌ جوي‌ و امتزاج‌ با مواد آتشفشانى‌ به‌ خاك‌ مرغوب‌ بدل‌ شده‌اند. از ديگر انواع‌ خاكهاي‌ قابل‌ كشت‌ قارة افريقا خاك‌ استپهاي‌ استوايى‌ و علفزارهاي‌ مناطق‌ نسبتاً معتدل‌ است‌ كه‌ در منطقة جنب‌ مداري‌ جنوب‌ در افريقاي‌جنوبى‌ قرار گرفته‌اند. اين‌ خاكها شبيه‌ خاكهاي‌ چرنوزيوم‌ (خاك‌ سياه‌) روسيه‌ هستند و با خاكهاي‌ مرغزاري‌ و بلوطى‌ آمريكاي‌ شمالى‌ مشابهت‌ چندانى‌ ندارند. اين‌ خاكها كم‌ دوامند و به‌ سبب‌ كشت‌ مداوم‌، حاصل‌خيزي‌ خود را از دست‌ مى‌دهند (ويلر، 2/251-252؛ مشيري‌، 208). خاكهاي‌ اراضى‌ مرتفع‌ اغلب‌ از روي‌ دامنه‌ها شسته‌، و در فرورفتگيها انباشته‌ مى‌شوند. در مرطوب‌ترين‌ بخش‌ قارة افريقا، در حوضة رود كنگو و سواحل‌ اطراف‌ آن‌ و نيز در سواحل‌ خليج‌ گينه‌ و كمربند استوايى‌، خاك‌، اغلب‌ سرخ‌ مايل‌ به‌ زرد است‌. اين‌ خاكها داراي‌ تركيبهايى‌ از آهن‌ و مواد اسيدي‌ كوارتزدار است‌ ( افريقا، همانجا؛ موسى‌، 399). اين‌ مواد اسيدي‌ از رشد نباتات‌ مى‌كاهد و در نتيجه‌ اين‌ خاكها از نظر ذخيرة مواد نباتى‌ ضعيف‌ مى‌شوند و حاصل‌خيزي‌ خود را به‌ سبب‌ كمى‌ خاك‌ برگ‌ و دخيرة آهك‌ از دست‌ مى‌دهند (مشيري‌، 208). خاكهاي‌ منطقة افريقايى‌ درياي‌ مديترانه‌ از حيث‌ مواد معدنى‌ نيتروژن‌ و كلسيم‌ غنى‌ نيستند. در منطقة سواحل‌ جنوب‌ شرقى‌ افريقا از جمله‌ موزامبيك‌، خاك‌ سياه‌ (چرنوزيوم‌) و در برخى‌ نواحى‌، خاك‌ سرخ‌ مناطق‌ مداري‌ وجود دارد (موسى‌، 400). خاك‌ منطقة صحرا را مى‌توان‌ به‌ 3 گروه‌ تقسيم‌ كرد كه‌ عبارتند از: خاك‌ بيابانهاي‌ سنگى‌ از نوع‌ حماده‌3 ، خاك‌ ماسه‌اي‌ از نوع‌ ارگ‌ و خاك‌ رگ‌. همة خاكهاي‌ اين‌ منطقه‌ داراي‌ نمك‌ هستند. در صحراهاي‌ نزديك‌ به‌ سواحل‌ درياي‌ مديترانه‌ كه‌ رطوبت‌ هوا در آنها اندكى‌ بيشتر است‌، خاكها عمدتاً به‌ رنگ‌ خاكستري‌ - قهوه‌اي‌ متمايل‌ به‌ سرخ‌ است‌ ( افريقا، .(I/28 در قارة افريقا حدود يك‌ پنجم‌ از اراضى‌ زير كشت‌ قرار مى‌گيرد، ولى‌ شيوة كشاورزي‌ ابتدايى‌ در اين‌ قاره‌ موجب‌ فرسودگى‌ خاك‌ شده‌ است‌ (همان‌، .(I/29
پوشش‌ گياهى‌: ويژگيها و تقسيمات‌ گياهى‌ افريقا با وضع‌ جغرافيايى‌ كنونى‌ و مشخصات‌ زمين‌شناختى‌ ادوار پيشين‌ اين‌ قاره‌ مرتبط است‌. تاكنون‌ برخى‌ از رستنيهاي‌ افريقا چنانكه‌ بايد، شناخته‌ نشده‌ است‌. شمار اين‌ رستنيها به‌ 40 هزار تخمين‌ زده‌ مى‌شود. سرزمين‌ افريقا داراي‌ مناطق‌ نباتى‌ متعددي‌ است‌. بخش‌ شمالى‌ اين‌ قاره‌ متعلق‌ به‌ منطقة هولاركتيك‌4 و شامل‌ رستنيهاي‌ مناطق‌ خشك‌ است‌ كه‌ به‌ تقريب‌ سراسر نيمكرة شمالى‌ را تا نزديك‌ مناطق‌ استوايى‌ دربر مى‌گيرد (همانجا؛ شيفرز، ؛ IV/27-28 «دائرة المعارف‌ جغرافيايى‌5»، .(I/468 اين‌ منطقه‌ داراي‌ گياهان‌ و درختانى‌ از انواع‌ كاج‌، صنوبر، سرو، سپيدار، توس‌ (غان‌)، آلاش‌، نارگيل‌، جوزهندي‌، گردو، بيد، آلاله‌، روناس‌، گياهان‌ چليپايى‌ و جزاينهاست‌ (همانجا؛ افريقا، .(I/29 درختان‌ و گياهان‌ اين‌ منطقه‌ بيشتر داراي‌ برگهاي‌ نسبتاً خشن‌ و هميشه‌ سبز هستند (همانجا). منطقة پالئوتروپيس‌ به‌ تقريب‌ سراسر جنوب‌ صحرا را دربر گرفته‌ است‌. در اين‌ منطقه‌ گياهانى‌ مى‌رويند كه‌ به‌ اقليم‌ مناطق‌ گرم‌ و مرطوب‌ تعلق‌ دارند و در برابر گرماي‌ هوا مقاوم‌ هستند. گياهان‌ اين‌ منطقه‌ از نوع‌ گياهان‌ منطقة ساوان‌ (ساوانا) يا اقليم‌ علفزار استوايى‌ است‌ (همان‌، 31 ؛ I/29, «دائرة المعارف‌ جغرافيايى‌»، ؛ III/201 مانسهارد، .(26 درختان‌ و بوته‌زارهاي‌ آن‌ انبوه‌ نيستند و اغلب‌ رطوبت‌ جذب‌ شده‌ را در خود نگاه‌ مى‌دارند. جزاير ماداگاسكار، سنت‌هلن‌ و جنوب‌ غرب‌ افريقا جزو اين‌ منطقه‌ است‌. وضع‌ منطقة ساوان‌ وابسته‌ به‌ مدت‌ بارندگى‌ است‌ كه‌ تعيين‌ كنندة ميزان‌ رطوبت‌ و دوام‌ آن‌ است‌ ( افريقا، نيز «دائرة المعارف‌ جغرافيايى‌»، همانجاها). بزرگ‌ترين‌ مشخصة اين‌ اقليم‌ تناوب‌ فصلهاي‌ مرطوب‌ و خشك‌ آن‌ است‌. پوشش‌ گياهى‌ اين‌ منطقه‌ را بيشتر علفهاي‌ بلند استوايى‌ با بيشه‌هايى‌ از درختان‌ متفرق‌ و تنك‌ تشكيل‌ مى‌دهند. نواحى‌ اين‌ منطقه‌ را به‌ جنگلهاي‌ خشك‌ يا بوته‌زارهاي‌ استوايى‌ طبقه‌بندي‌ مى‌كنند. در منطقة پالئوتروپيس‌ 6 هزار نوع‌ رستنى‌ از 700 خانوادة گياهى‌ وجود دارد كه‌ از آن‌ جمله‌اند: نخلهاي‌ بسيار بلند، انواع‌ خيزران‌، درختان‌ جنگلى‌ مناطق‌ حاره‌ و ساوانا (همانجا؛ موسى‌، 396-397؛ مشيري‌، 212). منطقة جنوب‌ رود ارانژ از ديگر مناطق‌ گياهى‌ مهم‌ در قارة افريقاست‌. اين‌ منطقه‌ كه‌ ارتفاعات‌ فلات‌ كاپ‌ را در بر مى‌گيرد و 700 هزار كم 2 مساحت‌ دارد، داراي‌ 14 هزار نوع‌ رستنى‌ از 200 ،1خانوادة گياهى‌ است‌ كه‌ بيشتر از نوع‌ گياهان‌ هميشه‌ سبز هستند («دائرة المعارف‌ جغرافيايى‌»، .(II/225
سرزمين‌ حارة استوايى‌ با جنگلهاي‌ مختلطِ فلات‌ همواره‌ مرطوب‌ و سرسبز، از پوشش‌ گياهى‌ بسيار گسترده‌اي‌ برخوردار است‌. اين‌ سرزمين‌ در منطقه‌اي‌ ميان‌ 7 عرض‌ شمالى‌ و 5 عرض‌ جنوبى‌ در اطراف‌ خليج‌ گينه‌، فرورفتگيهاي‌ كنگو، نواحى‌ كوهستانى‌ كامرون‌، حوضة مسير علياي‌ رود كنگو قرار گرفته‌ است‌. در اين‌ سرزمين‌ بيش‌ از 3 هزار نوع‌ درخت‌ وجود دارد كه‌ ارتفاع‌ هزار نوع‌ آن‌ گاه‌ به‌ 40 تا 50 متر و قطرشان‌ به‌ 5/1 متر مى‌رسد. در شمال‌ و جنوب‌ منطقة حارة استوايى‌ با كم‌ شدن‌ ميزان‌ بارندگى‌ و طولانى‌ شدن‌ مدت‌ گرما و خشكى‌ كه‌ به‌ 2 تا 3 ماه‌ در سال‌ مى‌رسد، برگها مى‌ريزند و سرسبزي‌ خود را از دست‌ مى‌دهند. در ارتفاعات‌ بالاتر از 300 ،1متر در منطقة حارة افريقا، درختان‌ كوتاه‌ترند. درختان‌ بيشه‌هاي‌ خشك‌، انبوه‌ نيستند و اغلب‌ صورت‌ بوته‌زار را دارند. اين‌ منطقه‌ تا حدود 20 عرض‌ جنوبى‌ كشيده‌ شده‌ است‌ ( افريقا، 31 30, .(I/29, نواحى‌ جنگلى‌ اين‌ منطقه‌ شامل‌ درختان‌ آبنوس‌، نخل‌، زيتون‌، كاكائو و درختان‌ هميشه‌ سبز است‌ (موسى‌، 396). گياهان‌ بيابانى‌، اغلب‌ در مناطق‌ بيابانى‌ شمال‌، جنوب‌ علفزارهاي‌ استوايى‌ و استپهاي‌ صحراي‌ بزرگ‌ و بيابان‌ كالاهاري‌ مى‌رويند و داراي‌ پوشش‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ از علف‌ و بوته‌ هستند (همو، 397؛ مشيري‌، همانجا). بيشتر گياهان‌ مناطق‌ استپى‌ كوتاهند و ارتفاع‌ آنها تا 5/1 متر مى‌رسد. اين‌ منطقة سرسبز، براي‌ حيوانات‌ علف‌خوار مرتعى‌ مناسب‌ است‌ (موسى‌، 398). در صحراهاي‌ جنوب‌ افريقا، بيشتر رستنيهايى‌ وجود دارند كه‌ رطوبت‌ را در خود نگاه‌ مى‌دارند ( افريقا، .(I/33 گياهان‌ مديترانه‌اي‌ در نواحى‌ ساحلى‌ درياي‌ مديترانه‌، شمال‌ افريقا و جنوب‌ غرب‌ اين‌ قاره‌ در اطراف‌ كيپ‌ تاون‌ مى‌رويند. درختان‌ اين‌ نواحى‌ عبارتند از: صنوبر (كاج‌)، سرو، زيتون‌، بلوط و جزآنها. در اين‌ مناطق‌ حبوبات‌، گندم‌ و جو نيز كاشته‌ مى‌شود (مشيري‌، 213؛ موسى‌، همانجا). گياهان‌ منطقة ناتال‌ در افريقاي‌ جنوبى‌، مشابه‌ گياهان‌ منطقة مديترانه‌اي‌ است‌ (همو، 398-399؛ «دائرةالمعارف‌ جغرافيايى‌»، .(III/68 در قارة افريقا مناطق‌ ساوانا حدود 33%، بيابانى‌ و نيمه‌ بيابانى‌ 40%، و جنگلى‌ و بيشه‌زار 27% از اراضى‌ را در بر مى‌گيرد ( افريقا، همانجا).
حيات‌ وحش‌: تنوع‌ جانوران‌ در قارة افريقا بسيار است‌. در اين‌ قاره‌ هنوز بقايايى‌ از جانوران‌ دوران‌ متأخر زمين‌شناسى‌، حتى‌ دوران‌ مزوزوئيك‌ مى‌توان‌ يافت‌. در افريقا انواع‌ حشرات‌ خونخوار سمى‌ وجود دارند. در شمال‌ و جنوب‌ قاره‌، انواع‌ حيوانات‌ مناطق‌ جنب‌ مداري‌ در جنگلها به‌سر مى‌برند. وجود فيلها، گوزنها، كرگدنها و ميمونهاي‌ شبيه‌ انسان‌، پرندگان‌ داراي‌ شاخك‌، انواع‌ طوطى‌، طاووس‌ و جز آنها، حاكى‌ از ارتباط زمينى‌ اين‌ قاره‌ با هندوستان‌ و قارة آسياست‌. در افريقا، بز و گاو وحشى‌، گورخر، كرگدن‌، زرافه‌، شير، كفتار، تمساح‌، جانورانى‌ كه‌ در ماسه‌ها و شن‌زارها زندگى‌ مى‌كنند، خزندگان‌ و... در انواع‌ مختلف‌ وجود دارند (همانجا؛ ويلر، 2/252- 253). گروههايى‌ از جانوران‌ درشت‌ اندام‌ افريقا در نتيجة شكار نامحدود، رو به‌ زوال‌ نهاده‌اند. در برخى‌ از نواحى‌، حيواناتى‌ كه‌ مصون‌ مانده‌اند، در پاركهاي‌ ملى‌ نگاهداري‌ مى‌شوند. از مشهورترين‌ اين‌ پاركها، پارك‌ ملى‌ آلبرت‌ واقع‌ در منطقة آتش‌فشانى‌ مرتفع‌ در بخش‌ شرقى‌ كنگو و پارك‌ كروگر در انتهاي‌ شمال‌ شرقى‌ افريقاي‌ جنوبى‌ است‌ (همانجا؛ مشيري‌، 213- 214). در مسير و مجاري‌ رودهاي‌ مرتبط با درياها و اقيانوسها، انواع‌ تمساح‌ و ماهى‌ نيز وجود دارد (همو، 214؛ ويلر، 2/253).
جمعيت‌: در 1994م‌/1373ش‌ جمعيت‌ افريقا را 000 ،288 ،708نفر برآورد كرده‌اند («سالنامه‌...1»، «3 -1 ») كه‌ در مقايسه‌ با 1984م‌/ 1363ش‌ ( افريقا، )، I/13 000 ،288 ،171نفر، افزايش‌ نشان‌ مى‌دهد كه‌ نشانة رشد جمعيت‌ در اين‌ قاره‌ است‌ و رقم‌ آن‌ را 9/2% (همانجا) و يا3% («گزارش‌...» 183) نوشته‌اند. تراكم‌ جمعيت‌ در قارة افريقا 23 نفر در هر كم 2 است‌ («سالنامه‌»، همانجا). از مجموع‌ جمعيت
  فرستادن مقاله

سایر مقالات
مقاله قبلی آيا البرادعي پيام آور تغييرات در مصر خواهد بود؟ آفران: بيستمين اجلاس آفريقايي مجمع جهاني اقتصاد در تانزانيا مقاله بعدی

استفاده از تمام یا بخشی از مطالب سایت  " آفران " تنها با لینک به مطلب و ذكر منبع آن بلامانع است
كليه حقوق محفوظ و متعلق به موسسه " آفران " مي باشد