بیداری اسلامی و تحولات منطقهسال 2011 میلادی در تاریخ و
حافظه امت عرب جاودان خواهد ماند. در کمتر از 6 ماه سه انقلاب مهم در سه کشور مهم
خاورمیانه به پیروزی رسیدند و رژیم های دیکتاتوری و مستبد این کشورها را سرنگون
کردند. در تونس زینالعابدین بن علی بلافاصله پس از گسترش موج اعتراض ها خاک این
کشور را به اتفاق خانوادهاش ترک کرد و به عربستان سعودی پناهنده شد. در مصر حسنی
مبارک رئیس جمهور مخلوع این کشور خود و علا و جمال مبارک دو فرزند نقش آفرینش در
حیات سیاسی مصر برای پاسخگویی به اتهام های گوناگون در قفس اتهام قرار گرفتند. ظاهراً تاریخ به طور نسبی نام
رئیس جمهور تونس و مصر را به عنوان رؤسای کمتر مقاومت کرده ثبت خواهد کرد. زیرا زینالعابدین
بن علی با کمترین تلفات (حدود 30 کشته) ترجیح داد خاک تونس را ترک کند. حسنی
مبارک نیز که انقلاب مردم مصر رکورد زمان کوتاه شروع و پایان پیروزی انقلاب به سرعت
و مطابق پیشینه نهاد ارتش مصر نتوانست تاب بیاورد و طی یک نطق تلویزیونی که به
وسیله عمر سلیمان معاون وی قرائت شد قدرت را به شورای عالی نظامی این کشور سپرد.
تلفات انسانی انقلاب مصر اگر چه در مقایسه با تونس بالاتر بود (حدود 850 کشته)، اما
در مقایسه با دیکتاتور لیبی همراه با مقایسه نسبت جمعیتی مصر (75 میلیون) و لیبی (6
میلیون) بسیار پایین بود و این نشان میدهد که در شوک اولیه انقلاب های بهار عرب
رژیم های دیکتاتوری به سرعت سرنگون شدند، اما در مورد نمونههای دیگر نظیر یمن و
بحرین به دلیل دخالت قدرت های منطقهای و بیگانگان به ویژه ایالات متحده و با بررسی
مدل دو کشور تونس و مصر مقاومت بیشتری برای بقای رژیم هایشان از خود نشان میدهند. از آغاز این انقلاب ها در اوایل
سال جاری میلادی در تونس، مصر، یمن و لیبی بخش های گوناگون در مورد ماهیت و هویت
نیروهای انقلابی در مراکز مطالعاتی، اطلاعاتی و تصمیمگیری غرب شکل گرفت. پارهای
تحلیل ها و برآوردهای اولیه روی این نکته متمرکز بود که انقلاب های تونس و مصر جنبه
خودجوشی داشته و به دلیل استعداد سیاسی این جوامع، هیچ حزب و سازمان و تشکیلات
شناخته شده در راهاندازی و مدیریت قیام ها و انقلاب ها نقش مهم و تعیین کننده
نداشتند. به همین دلیل و به طور مشخص در مصر بسیاری از سازمان های شناخته شده به
تدریج و البته با احتیاط به صف انقلابیون در میدان تحریر قاهره پیوستند. به عنوان
مثال ایالات متحده امریکا تا هفته منجر به پیروزی انقلاب مصر از حکومت مبارک به
عنوان متحد استراتژیک واشنگتن یاد میکرد. یکم. در مورد نمونه مصر با توجه به جایگاه این کشور در منظومه جهان عرب و با توجه به ارتباط استراتژیک با دولت صهیونیستی مطابق موافقتنامه کمپ دیوید، حساسیت کشورهای غربی و به طور مشخص ایالات متحده بسیار فراوان بود. کارشناسان غربی نخست شعارهای مردم قیام کرده مصر را مورد بررسی قرار دادند، به نظر میرسد انقلابیون مصر طی یک برنامه از پیش تعیین شده و به منظور کاهش ضریب حساسیت کشورهای غربی، از طرح شعارهای رادیکال در امور منطقهای و بینالمللی مصر پرهیز کرده و عمدتاً به طرح شعارهای مطلقاً بومی در چارچوب مطالبات ملی پرداختند. در تونس نیز این آگاهی و سطح بالای فهم انقلابیون در اصلی کردن و فرعی کردن خواست ها و مطالبات مردم به خوبی به چشم میخورد. در دو نمونه تونس و مصر بسیاری از ناظران و کارشناسان معتقد بودند که نیروی برنده در انقلاب مصر، اخوانالمسلمین بوده و در تونس جنبش النهضه به رهبری راشد غنوشی است، اما هم جنبش اخوان در مصر و هم رهبران اسلامگرای تونس به ویژه راشد غنوشی روی ضرورت تشکیل یک دولت دموکراتیک و مدنی پافشاری میکردند. در نمونه لیبی موضوع اندکی متفاوت بود، زیرا بسیاری از اسلامگراها که سابقه جنگ در افغانستان در کنار مجاهدین این کشور علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق و سپس در دوره دخالت نیروهای ایساف در این کشور داشتند، در بسیج نیروهای لیبی دخالت کرده و بعضاً به مراتب بالای فرماندهی انقلابیون به ویژه پس از انتقال بحران لیبی به فاز مسلحانه دست یافتند. به عنوان نمونه عبدالحکیم بلحاج فرمانده شورای نظامی آزادسازی طرابلس پایتخت لیبی، یکی از همین اسلامگراهایی است که از القاعده جدا شده بود و با تکیه بر تجربه گرانبهایش در افغانستان نقش مهمی در طراحی عملیات آزادسازی شهرهای لیبی بویژه پایتخت این کشور ایفا کرد. دوم. شناخت عمومی کشورهای غربی
به ویژه ایالات متحده امریکا از نیروهای آلترناتیو کشورهای عرب قیام کرده به دو
دسته تقسیم شد. در مورد مصر واشنگتن میدانست تنها نیروی تشکیلاتی منسجم در همه
زمینهها که میتوانست این سطح از فرماندهی میدانی را در میدان تحریر قاهره مدیریت
کند و این جنبش مسالمتآمیز را گام به گام به مرز پیروزی برساند، جنبش اخوانالمسلمین
بود، ایالات متحده ترجیح داد، نیروی غیرقابل حذف با چشمپوشی وارد مذاکره شود.
چنانکه همه میدانند امریکا تنها نیرویی که به صورت رسمی برای مذاکره در قاهره
انتخاب کرد، گروه اخوانالمسلمین بود. این مذاکره با موافقت شورای عالی نظامی مصر
در قاهره در حضور شخصیت های بلند پایه ایالات متحده صورت گرفت. گفته میشود ایالات
متحده امریکا پس از اطمینان از اینکه رهبران اخوانالمسلمین قصد دارند در سیاست های
آینده خود از مدل حزب عدالت و توسعه ترکیه پیروی کنند، دیدگاه سنتی خود را در مورد
موقعیت اخوانالمسلمین تغییر داد. در حال حاضر ترکیه و نمایندگان حزب عدالت و توسعه
به صورت پیوسته با اخوانالمسلمین مصر در حال گفتگو هستند. اینکه عبدالله گل رئیس
جمهور ترکیه اولین رئیس یک دولت خارجی است که از مصر پس از پیروزی انقلاب این کشور
دیدار میکند خالی از پیام و برنامه و هدف نیست. سوم. سردرگمی و کشمکش بر سر ماهیت و هویت و عملکرد رهبران انقلاب های تونس، مصر، لیبی و یمن در محافل تصمیمگیرنده غرب همچنان حاکم است. بخشی از این سردرگمی ناشی از عدم فهم چگونگی عکسالعمل کشورهای عرب از بند رسته نسبت به رویدادهای منطقه به ویژه بحران مادر یعنی مسئله فلسطین است. شما ملاحظه کنید که دولت جدید مصر در مورد کشته شدن یک افسر و دو سرباز مصری در مرز سینا با سرزمین های اشغالی چه عکسالعملی از خود نشان داد. همین اقدام و وادار کردن مقامات رژیم صهیونیستی به ویژه ایهود باراک وزیر دفاع رژیم صهیونیستی به ابراز تأسف از وقوع این حادث و دادن وعده تشکیل کمیته تحقیق در این زمینه نشان میدهد که مصر پس از انقلاب با مصر دوره مبارک به کلی متفاوت است. یکی از کارشناسان روزنامه هآرتص چاپ رژیم صهیونیستی گفته بود در صورت حمله نظامی این رژیم به باریکه غزه، عکسالعمل ملت مصر ممکن است به گونهای شکل بگیرد که دولت قاهره ناگزیر از همراهی با خواست و اراده مردم شود و این موضوع میتواند رژیم صهیونیستی را در آینده با چالش های جدید مواجه کند. در نتیجه میتوان گفت که شکلگیری رژیم های دموکراتیک در کشورهای عرب انقلاب کرده لزوماً این معنا را نخواهد داشت که دولت های منتخب این کشور خواست های ملت های عرب را در صورت وقوع رویدادهایی نظیر حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه سرکوب خواهد کرد. دوران رفتارهای تسلیمطلبانه
رژیم های عرب وابسته سپری شده و به نظر میرسد رژیم صهیونیستی در وضعیت بسیار
تنگنایی قرار خواهد گرفت. شما مدل برخورد دولت اردوغان را با رژیم صهیونیستی به
دلیل حمله ناوچههای جنگی به کاروان مرمره در سال گذشته ملاحظه کنید. دولت انکارا
به رغم صدور گزارش نماینده سازمان ملل که در آن محاصره غزه و حمله به کاروان مرمره
را در چارچوب دفاع از خود قلمداد کرده است، بیدرنگ سفیر رژیم صهیونیستی را از
انکارا اخراج کرد و کلیه موافقتنامههای نظامی دو جانبه را به حالت تعلیق درآورد. چهارم. تنها کشور جهان که از
نقطه آغاز قیام ها و انقلاب های عرب، صفت موج بیداری اسلامی برای این انقلاب ها
برگزید، جمهوری اسلامی ایران بود. به طور مشخص این نامگذاری نخستین بار از زبان آیت
الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی جاری شد. در یک کلام این نکته باید مورد
توجه و بلکه بررسی و تحقیق قرار گیرد که قیام ها و انقلاب های جهان عرب حتی در
کشورهایی که سابقه قابل قبولی در رویارویی با سیاست ها و طرح های نظام سلطه جهانی
دارند، لزوماً به سمت و سوی مغایر با اراده مردم مسلمان منطقهای نخواهد رفت، زیرا
عصر غلبه خواست ها و اراده ملت ها آْغاز شده و این رژیم ها هستند که باید خود را با
سمت و سوی عقل جمعی کم خطای ملت های منطقه سازگار کنند. تازه نشانههای یاد شده به
دوره انتقالی تعلق دارد. کشورهای مصر، تونس، لیبی و یمن هنوز قانون اساسی جدید را
تدوین نکردند، هنوز سیاست های کلان دولت ها در سطح منطقه و جهان مشخص نشده است،
هنوز نمایندگان واقعی این موج بیداری اسلامی به نهادهای منتخب این کشورها منتقل
نشدند. شما عکسالعمل گروه هایی از مردم مسلمان مصر را در قبال عملیات قتل سه نظامی
مصر در مرز سینا را ملاحظه کردید. در ایام ماه مبارک رمضان هزاران تن کلیه موانع
موجود بر سر راه سفارت رژیم صهیونیستی را از میان برداشتند تا پرچم این رژیم را از
طبقه بالای ساختمان 18 طبقهای مقر سفارت رژیم صهیونیستی به پایین کشیدند و به جای
آن پرچم مصر را به اهتزاز در آوردند و چند هفته پس از آن به سفارت رژیم صهیونیستی
حمله کردند و سفیر رژیم صهیونیستی را بیرون کردند. در آینده این ادبیات در صورت تبدیل شدنش به وجدان عمومی حکومت های منتخب مصر یا دیگر کشورهای انقلاب کرده ناگزیر از یافتن مجاری قانونی عملی کردن آرمان های انقلاب های مردم منطقه خواهند بود. شاید به همین دلیل رژیم صهیونیستی با عنصر زمان مسابقه گذاشته است تا هر چه زودتر شرق بیتالمقدس را با ده ها پروژه شهرکسازی یهودینشین به صورت قطعی یهودیسازی کند تا در مذاکرات مربوط به سرنوشت نهایی، واقعیت های موجود را به عنوان عنصر مذاکراتی مطرح کند. رژیم صهیونیستی در سایه انقلاب های عرب و دلمشغولی رهبران منطقه و جهان نسبت به فرجام نهایی این انقلاب ها دست به اجرای بیوقفه پروژههای شهرکسازی یهودینشین غصب اراضی بیشتر فلسطینی ها برای پیشبرد طرح های توسعهطلبانهاش زده است. دولت نتانیاهو به بهانه تظاهرات اعتراضآمیز صدها هزار صهیونیست به گرانی مسکن و بیعدالتی اجتماعی وعده داده است که شهرک های بیشتری برای اسکان یهودیان آن هم در مناطق فلسطینی احداث کند. فلسطینی ها و کشورهای عربی، اتحادیه عرب، کمیته قدس و سازمان همکاری اسلامی نباید نسبت به این وضع بیتفاوت باشند. منبع: بانک مقالات جهان اسلام
استفاده از تمام یا بخشی از مطالب سایت
"
آفران " تنها با لینک به مطلب و ذكر منبع آن
بلامانع است
|
|||||||