تاريخ        0  849 reads

پیشینه تاریخی لیبریا
كشور ليبريا كه قبل از مهاجرت بردگان سياه پوست آزاد شده در آمريكا ساحل غله ناميده مى شد، به دليل اين كه بعد از كشف آمريكا براى اداره كردن مزارع نيشكر و پنبه و كار در منازل در نيمكره غربى، دلالان برده از روستاهاى ساحلى افراد بومى سياه پوست به ويژه جوانان از مرد و زن را ربوده و با كشتى به آنجا مى بردند تقريباً از سكنه خالى شد. ربودن برده ها از سواحل غربى آفريقا از ۱۶۱۹ ميلادي آغاز شد و منحصر به ساحل غله نبود، بلكه از سيرالئون، گينه و كشورهاى واقع در ساحل خليج گينه نيز انسان هاى سياه پوست را مى ربودند تا در ايالات متحده كارهاى سخت توسط آن ها انجام گيرد.
در ايالات متحده اين بردگان توسط مسيونرهاى مذهبى به مسيحيت گرويدند. در سال ۱۸۱۶ ميلادي در زمان رياست جمهورى «جيمز مديسون» كنگره آمريكا قانونى را براى اسكان بردگان آزاد شده توسط اربابانشان در آفريقا تصويب كرد. از آن زمان به بعد واردكردن برده از سواحل آفريقاى سياه راكد شد و فقط عده اى از آن ها را براى كار در مزارع نيشكر به جزاير آنتيل مى بردند.
تا آن كه جيمز مونرو به رياست جمهورى رسيد و شخصاً به رياست انجمن مهاجرت بردگان آزاد شده نائل گرديد و در زمان او به سال ۱۸۲۲ميلادي اولين گروه از بردگان آزاد شده كه ضمناً به دين مسيح نيز گرويده بودند وارد ساحل كشورى شدند كه به سبب آزادى خود آن را «ليبريا» ناميدند و شهر مونروويا توسط آن ها در ساحل اقيانوس اطلس ساخته شد.
اين مهاجران وقتى شهر مونروويا را ايجاد كردند تشكيلات شهرى شبيه به آمريكا ايجاد كردند. آن ها در چند شهر بندرى كليساهاى بزرگى نيز برپا كردند

استقلال
در ۲۴ جولاى ۱۸۴۷ ميلادي ليبريا به عنوان يك كشور مستقل به جهان معرفى گرديد و بلافاصله دولت انگلستان و سپس ساير دولت هاى اروپايى آن را به رسميت شناختند. اولين رئيس جمهور اين كشور جوزف رابرتس سياه پوست اهل ويرجينيا و مسيحى مذهب بود. در آن زمان يك قانون اساسى شبيه ايالات متحده براى ليبريا نوشته شد. در جمهورى ليبريا از زمان جوزف رابرتس تا زمان رياست جمهورى ويليام توبمان نزديك به يك قرن، نوزده نفر به رياست جمهورى رسيدند كه اكثر آن ها طرفدار حزب TWP بودند. اين حزب سابقاً در انگلستان ايجاد شده بود و طرفداران آن عقايد ليبرالى و آزادى خواهانه داشتند. زمامداران ليبريا در مدت يك قرن كوشيدند كه ميان بوميان و مهاجران كه حكومت به دست آن ها بود، آشتى برقرار سازند ولى موفق نمى شدند.

ويليام توبمان
 در اول ژانويه ۱۹۴۴ ميلادي به رياست جمهورى رسيد و براى اعتلاى كشور دو خط مشى را دنبال كرد. اين دو سياست عبارت بودند از
۱- اتحاد سران قبايل بومى با كارگزاران حكومتى كه همان سپاه پوست هاى مهاجر بودند جهت حفظ وحدت كشور،
۲- ايجاد دروازه هاى باز براى سرمايه گذارى كشورهاى خارجى در كشور.
ويليام توبمان كه اول جولاى ۱۹۷۱ ميلادي در بيمارستاني در لندن فوت كرد مدت ۲۷ سال در چندين دوره به رياست جمهورى رسيد. پس از مرگ ويليام توبمان معاون او ويليام تولبرت به رياست جمهورى ليبريا رسيد. او قبل از احراز پست رياست جمهورى رئيس يك گروه مسيحى و استاد لژ فراماسونرى ليبريا بود. او در سال ۱۹۷۵ ميلادي بار ديگر به رياست جمهورى انتخاب شد.
در ۱۴ جولاى ۱۹۷۹ ميلادي بر اثر بالا رفتن قيمت ها جبهه متحد پيشرفت ليبريا در مونروويا تظاهرات ضددولتى وسيعى را تدارك ديد. طى اين نافرمانى پليس و نيروهاى امنيتى يك صد نفر را به قتل رسانيدند و حكومت تولبرت دانشگاه مونروويا را نيز تعطيل كرد و بعد از اين واقعه تظاهرات دانشجويان شدت گرفت و زمينه نارضايتى عليه دولت تولبرت افزايش يافت، در نتيجه در ۱۲ آوريل ۱۹۸۰ ميلادي استوار يكم ساموئل دو با يك كودتاى خونين نظامى تولبرت و اطرافيان او را كشته و خود با درجه ژنرالى به رياست جمهورى ليبريا رسيد. ساموئل دو در ابتداى حكومتش حزب دموكراتيك ملى ليبريا را تشكيل داد. اما يك ديكتاتورى نظامى را پياده كرد. ساموئل دو در ۱۳ ژوئن ۱۹۸۱ ميلادي عده زيادى از نظاميان كشور را به اتهام كودتا عليه خودش تيرباران كرد و سپس عده اى از اعضاى اتحاديه هاى كارگرى را دستگير كرد.


آغاز جنگ داخلى
در ۱۹۸۹ ميلادي وضع اقتصادى ليبريا وخيم گرديد و فشار از ناحيه دولت ساموئل دو به مردم افزايش يافت. در اين هنگام چارلز تيلور از اعضاى حكومت پيشين و رهبر حزب جبهه ملى ليبريا عده اى از ارتشيان را عليه ساموئل دو تحريك به شورش نمود و بدين وسيله وضعيت بحرانى در كشور پيش آمد. در اين زمان عده اى از سياسيون كه با حكومت ساموئل دو مخالف بودند، پاره اى از عناصر ناراضى ارتش را با خود همراه ساخته و جنگ تمام عيار داخلى آغاز شد. در مه ۱۹۹۰ ميلادي طرفداران جبهه ملى با عده اى از سربازان، شهر گبارنگا را مورد حمله قرار دادند و چند نقطه از كشور را تصرف كردند.
در اين موقع سربازان اين جبهه در راه تسخير مونروويا بودند كه پرنس يورى جانسون از گروه تيلور جدا شد. متعاقب آن شهر مونروويا بارها مورد هجوم مدعيان رياست جمهورى قرار گرفت. اين افراد عبارت بودند از چارلز تيلور، آموس ساوير و روت پرى. اين مدعيان رياست جمهورى سعى در تسخير مونروويا داشتند. در ۱۰ سپتامبر ۱۹۹۰ ميلادي نيروهاى جانسون طى نبردى خونين ساموئل دو را اسير و در ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۰ ميلادي او را تيرباران كردند. با كشته شدن ساموئل دو يكى از رقيبان خطرناك از ميدان نبرد خارج شد. بنابراين در نوامبر ۱۹۹۰ ميلادي آموس ساوير با حمايت دولت هاى ساحل عاج، نيجريه، بوركينافاسو و توگو به رياست جمهورى رسيد، ولى چارلز تيلور مى خواست كه قدرت مطلق را به تنهايى به دست آورد.
لذا نبرد براى تصرف مونروويا شدت يافت، به طورى كه از دسامبر ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ ميلادي چندين بار شهر مونروويا به وسيله قواى پرنس جانسون، چارلز تيلور و آموس ساوير دست به دست گرديد. اين مدعيان رياست جمهورى حتى پاره اى از روساى قبايل غيربومى را نيز با خود همراه ساختند و جنگ در سراسر كشور گسترش يافت و بالاخره با ميانجي گري آمريكا، سازمان وحدت آفريقا، روساى كشورهاى همسايه و شوراى امنيت سازمان ملل متحد مدعيان رياست جمهورى با حفظ مواضع خود موافقت كردند، يك سياستمدار بى طرف به نام روت پرى رياست شوراى دولتى را در مونروويا به دست گيرد.
لذا از سپتامبر ۱۹۹۶ تا اوت ۱۹۹۷ ميلادي روت پرى در مونروويا حاكم بود و اين در حالى است كه در خارج از مونروويا بى نظمى كامل برقرار بود.ولى با توصيه رئيس جمهور وقت آمريكا به كشورهاى همسايه ليبريا داير بر قطع هرگونه كمك تسليحاتى به رقيبان چارلز تيلور، پرنس جانسون مجبور به ترك كشور شد و با كمك رئيس شوراى دولتى مستقر در مونروويا، چارلز تيلور در اوت ۱۹۹۷ميلادي به قدرت رسيد و رياست جمهورى را در دست گرفت. او طى مذاكره با سران قبايل و همچنين بعضى از گروه هاى رقيب توانست آتش بس را به صورت تدريجى در سال ۲۰۰۳ ميلادي برقرار نمايد و با دادن وعده انتخابات آزاد در آينده نزديك، كشور را در مسير ترقى و جبران خسارات ناشى از جنگ داخلى رهنمون شود.

چارلز تيلور
در ۱۹۹۰، نظام سیاسی لیبریا به دلیل جنگ داخلی از هم پاشید. سیرالئون و لیبریا برای سالها گرفتار جنگ داخلی بوده‌اند و چارلز تیلور نقشی اساسی در هر دو جنگ ایفا کرد. چارلز تیلور متهم است که با مداخله در جنگ داخلی خونین سیرالئون از سال ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱ انواع جرائم از جمله قتل، تجاوز، فرستادن کودکان به جنگ، برده داری و غارت بوده‌است.
ايالات متحده براى كمك به چارلز تيلور و همچنين سروسامان دادن به اقتصاد ليبريا چندين بار به دولت تيلور كمك مالى كرد و ضمناً چارلز تيلور وسائل بازگشت بيش از دويست هزار نفر آواره جنگ هاى داخلى را كه در كشورهاى همسايه به سر مى بردند به داخل كشور فراهم كرد. بالاخره چارلز تيلور در ژانويه ۲۰۰۶ ميلادي انتخابات رياست جمهورى را برگزار كرد و خانم الن جانسون سرليف رهبر حزب اتحاد به پيروزى رسيد و در حضور وزير خارجه آمريكا و همسر رئيس جمهور آمريكا مراسم تحليف را به جا آورد.

نخستين رييس جمهور زن در آفريقا
در ژانويه ‌ سال 2006 ميلادي، قاره ‌آفريقا شاهد به قدرت رسيدن نخستين زن در تاريخ آفريقا به عنوان رياست جمهوري كشور شد كه زمان درازي در ناامني و جنگ داخلي خانمان سوز به سر برده بود و از جمعيت سه ميليون نفري آن نزديك دويست هزار نفر كشته شده بودند. خانم الن ‌جانسون سرليف، اقتصاددان 67 ساله و فارغ التحصيل دانشگاه هاروارد و رهبر حزب اتحاد (UP)، رقيب خود ژرژ وه‌آ، فوتباليست مشهور، را در جريان انتخابات عمومي رياست جمهوري شكست داد.انتخابات بعدي رياست جمهوري اين كشور قرار است در سال 2011 ميلادي برگزار گردد.
دو زن فعال سیاسی از لیبریا بطور مشترک با یک فعال صلح یمنی جایزه صلح نوبل را به خود اختصاص دادند. «آلن جانسون سرلیف» رئیس جمهور لیبریا، و «لیما گبمووی» (Leymah Gbmowee)، فعال صلح لیبریایی و مدیر شبکه صلح و امنیت آفریقا (که کمک‌های آن به دومین جنگ مدنی لیبریا پایان داد) در آن سال با فرد یادشده به عنوان برندگان مشترک جایزه ۱٫۵ میلیون دلاری نوبل صلح معرفی شدند.
آلن جانسون سیرلیف ملقب به بانوی آهنین آفریقا اولین زنی است که با رای مردم قدرت را در قاره سیاه بدست گرفته‌است. قدرت اراده و قاطعیت در تصمیم‌گیری، چنین لقبی را برای این سیاستمدار ۷۲ ساله به ارمغان آورده‌است. خانم سیرلیف در ترکیب دولت‌های مختلفی در لیبریا قرار داشته‌است. نخست، در دوران ریاست جمهوری ویلیام توبمان (سال‌های ۱۹۴۳ تا ۱۹۷۱ و سپس، ویلیام تولبرت (از ۱۹۷۱ تا ۱۹۸۰). او در دولت تولبرت طی سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۳ به عنوان وزیر دارایی فعالیت کرد اما بر اثر اختلاف نظر بر سر زمینه‌ها، یکسال بعد از مقام خود استعفا داد. چندسال بعد، دولت تولبرت در نتیجه کودتای سرهنگ ساموئل دوئه سرنگون و خود وی و شماری از وزیرانش دستگیر و اعدام شدند. در چنین شرایطی، خانم سیرلیف موفق به فرار و زندگی در تبعید در کنیا شد و در نایروبی پایتخت این کشور آفریقایی از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ مدیریت سیتی‌بانک را برعهده گرفت.
بانوی آهنین لیبریا دو بار هم به زندان افتاده‌است، یکبار به اتهام خیانت به رئیس‌جمهور ساموئل دوئه (۱۹۸۰ ۱۹۸۹) از طریق نطق‌هایش در جریان بازگشت سیرلیف به کشور که از سوی دادگاه، به ۱۰ سال زندان محکوم شد و بار دیگر، هنگامی که چارلز تیلور در یک کودتای نظامی دیگر ساموئل دوئه را سرنگون کرد و سیرلیف پس از حمایت اولیه از او، زبان به اعتراض از عملکرد دولتش گشود، روانه زندان گشت. او در جریان انتخاباتی که سال ۱۹۹۰ با حضور تیلور برگزار شد، به عنوان رقیب وی در عرصه حضور یافت اما نتیجه انتخابات به نفع تیلور (با کسب ۷۵ درصد آرا) در مقابل ۱۰ درصد سیرلیف اعلام شد، موضوعی که وی معتقد بود در آن تقلب شده‌است.
اما شرایط برای تیلور نیز همواره موافق نبود. در سال ۱۹۹۹ لیبریا وارد شورش، درگیری و یک جنگ داخلی خونین شد و در نتیجه آن، تیلور ناچار شد در سال ۲۰۰۳ حکومت را به دولت موقتی واگذار کند که در آن، سیرلیف به عنوان رئیس کمیسیون اصلاح دولتی نقش موثری ایفا کرد. در سال ۲۰۰۵ انتخابات ریاست جمهوری در لیبریا با حضور سیرلیف و جورج ویه، فوتبالیست پیشین معروف این کشور برگزار شد و در دور دوم، سیرلیف موفق شد با کسب حدود ۶۰ درصد آرا او را شکست دهد. وعده‌های سیرلیف به مردم کشور فقیر و جنگزده لیبریا در این انتخابات، آوردن سرمایه‌های خارجی، تداوم ثبات در کشور و کنترل فساد دولتی بود.
بخش بزرگی از مسئولیت برگزاری انتخابات آرام لیبریا بر عهده سازمان ملل بوده که با تعداد زیادی از مأموران حافظ صلح، آرامش را به لیبریا بازگردانده‌است.
لیبریا از گذشته‌های دور اهمیت زیادی برای ایالات متحدهٔ آمریکا دارد. پس از پایان جنگ ‌های داخلی لیبریا در سال ‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ ایالات متحدهٔ آمریکا، ۸۴۰ میلیون دلار به لیبریا کمک مالی کرد و جورج بوش اعلام کرد که پشتیبانی از دولت خانم آلن جانسون و کمک به جمهوری لیبریا در راس برنامه ‌های ایالات متحده است در مراسم تحلیف خانم جانسون که ۱۶ ژانویه ۲۰۰۶ برگزار شد مقام‌ها و شخصیت‌های مختلفی از کشورهای جهان از جمله لورا بوش همسر جورج بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا، کاندولیزا رایس وزیر خارجه آن کشور و نمایندگانی از چین، روسیه و کشورهای اروپایی و آفریقا شرکت کردند.






 

View this article in PDF format Print article
Other articles in this category
جمهوري ليبريا در يك نگاه
جغرافيا
تاريخ
فرهنگ
اقتصاد
سياست
روابط با ايران
نظامي