فرهنگ        0  2314 reads

1) فرهنگ عمومی

سالگردها و جشن‌های دینی

آغاز سال هجری، یکم ماه محرم، هجرت محمد، پیامبر اسلام از مکه به مدینه
زادروز محمد، ۱۲ ماه ربیع‌الاول.
آیین‌های عید فطر، پایان ماه رمضان.
عید فطر. ۳-۱ ماه شَوال.
عید قربان. نهم ذی‌الحجه.

تعطیلات رسمی در جمهوری مصر

روز آزادی صحرای سینا: ۲۵ آوریل
روز کارگر: یکم ماه مه.
شم‌النسیم: دوم ماه مه. جشن بهاری.
انقلاب ۲۳ ژوئیه: بیست‌وسوم ژوئیه.
روز نیروهای مسلح: ششم اکتبر.
زادروز عیسی مسیح: ۷ ژانویه.

جشن‌های مصری

روز آغاز طغیان آب روز نیل (به عربی: وفاء النیل)، از جشن‌های فرعونی.
جشن حنابندان برای عروس‌ها
جشن هفت‌سالگی کودکان.
آغاز سال میلادی، یکم ژانویه.
جشن نیروز یا همان نوروز نزد قبطیان

زندگی روستایی
«زندگی روستائی» بیش از نصف مردم در روستاها زندگی می کنند و تقریباً همه آنها فقیر هستند که بدانها فلاحین می گویند دیگران در بادیه ها و صحراها به سر می برند که بدانها بادیه نشین می گویند.
بیشتر فلاحین در خانه های خشت و گلی زندگی می کنند. اغلب خانه ها از یک تا سه اتاق دارد. در سالهای اول ازدواج فلاحین جوان با عروس خود در خانه پدری زندگی می کنند. بیشتر فلاحین زمین را برای زراعت از مالک اجاره می کنند. زنان به آشپزی، حمل آب، پرورش جوجه و تهیه کره، پنیر برای فروش در شهرها می پردازند. فلاحین از زندگی بیرون از روستای خود چندان اطلاعی ندارند بیشتر برخورد آنها با دیگران در بازارهای هفتگی بازار روز شهرک هاست. همه افراد خانواده با کالاهای قابل فروش به بازارها می روند. لباس فلاحین ساده و غالباً پنبه ای یا گاه پشمی است. بیشتر زنان و مردان روستائی پابرهنه هستند زنان ازدواج کرده حلقه های مفرغی یا نقره ای سنگین به قوزک پا می نهند.
بادیه نشینان در جستجوی علفزار در بیابانها ازینسو بدانسو می روند تا بز، گوسفند، گاو و شتر خود را بچرانند. بادیه نشینان نیز لباس های گشاد بلند ساده می پوشند و مانند روستائیان سرپوشی بر سر می نهند.
زندگی شهری گروههای وسیعی از شهرنشینان شامل فقیران، کارگران غیر ماهری هستند که خواندن و نوشتن نمی دانند و اغلب از فلاحین هستند که برای یافتن کار به شهرها می آیند و رفته رفته شهری و ساکن حومه می شوند کارگران شهری به شیوه روستائی غذا می خورند و لباس می پوشند این مردم در بناهای کهنه حومه حتی در قبرها زندگی می کنند و زندگی تلخی دارند.
گروههای کوچک اما ثروتمندی چون مالکان زمین، سیاستمداران، افسران عالی رتبه نظامی نیز در شهرها زندگی می کنند. به این جمع از طبقات متوسط چون معلمان، بازرگانان، صنعتگران، تکنسین ها را باید افزود که به شیوه غریبان لباس می پوشند غذا می خورند و غالباً در خانه های جدید ساز زندگی می کنند. مصر 16 شهر دارد که هر یک از آنها بیش از صد هزار نفر جمعیت دارد.
غذای مصریان را اغلب غلات مخصوصاً نان تشکیل می دهد و نان به شکل های مختلف پخته و تهیه می شود کمتر از گوشت و ماهی تغذیه می کنند. ازینرو دچار سوء تغذیه هستند. مردم شهرها از سلامت بیشتر برخوردارند.

زبان
عربی زبان رسمی كشور مصر است ولي انگلیسی و فرانسوی نیز برای مردم تحصیلکرده که جمع کثیری ازجامعه را در بر می گیرند، قابل فهم است.

سواد
% 71.4مردم مصر باسواد هستند –تقريبا تمام افراد سنین 15 سال به بالا قادر به خواندن و نوشتن هستند – كه نرخ باسوادي در ميان مردان % 77.5 و در ميان زنان % 62.2 است.
مردم مصر يكي از باسوادترين مردمان آفريقايي هستند. % 69.4 مردم مصر باسواد هستند – تقريبا تمام افراد سنین 15 سال به بالا قادر به خواندن و نوشتن هستند – كه نرخ باسوادي در ميان مردان % 77.5 و در ميان زنان % 62.2 است.
میزان ثبت نام در مدارس ابتدایی برای پسران 94% و برای دختران 91% است. میزان ثبت نام در مدارس راهنمایی هم برای دختران و هم برای پسران، 10% کمتر است.
میزان ثبت نام در نظام آموزشی رسمی کشور، در مناطق شمالی مصر از نقاط دیگر کمتر است. در حالی که میزان ثبت نام پسران و دختران در استان اسوان به ترتیب 96 و 95% است، این امار در استان سوهاق به 77 و 75% کاهش می یابد. فشار های اقتصادی بر خانواده، کیفیت آموزشی و محیط مدارس، بر میزان دستیابی به این هدف تاثیر می‌گزارد.
میزان ثبت نام در سطح پیش دبستانی 15% است که دولت قصد دارد این امار را تا سال 2010 به رقم 60% برساند.
در مصر چندين دانشگاه معتبر وجود دارد كه برخي از آن‌ها عبارتند از :
1. دانشگاه عین شمس ( تأسيس درسال 1950 )
2. دانشگاه الزهر ( تأسيس در سال 1975 )
3. دانشگاه اسکندریه ( تأسيس در سال 1942 )
4. دانشگاه الفیوم ( تأسيس در سال 2005 )
5. دانشگاه المینا ( تأسيس در سال 1956 )
6. دانشگاه اسیوت ( تأسيس در سال 1957 )
7. دانشگاه بنها ( تأسيس در سال 2005 )
8. دانشگاه بنی سوئف ( تأسيس در سال 2005 )
9. دانشگاه قاهره ( تأسيس در سال 1908 )
10. دانشگاه حلوان ( تأسيس در سال 1975 )
11. دانشگاه کفر الشیخ ( تأسيس در سال 2006 )
12. دانشگاه منصورا ( تأسيس در سال 1972 )
13. کالج فناوری نظامی (MTC) ( تأسيس در سال 1957 )
14. دانشگاه مینافیا ( تأسيس در سال 1976 )
15. اکادمی علوم مدیریت سادات ( تأسيس در سال 1981 )
16. دانشگاه سوهاق ( تأسيس در سال 2006 )
17. دانشگاه دره جنوبی ( تأسيس در سال 1994 )
18. دانشگاه کانال سوئز ( تأسيس در سال 1976 )
19. دانشگاه تانتا ( تأسيس در سال 1972 )
20. دانشگاه زقازیق ( تأسيس در سال 1974 ) كه همگي دانشگاه دولتی هستند.
مهمترين دانشگاه های خصوصی مصر نيز عبارتند از :
1. اکادمی اخبار الیوم ( تأسيس در سال 1988 )
2. دانشگاه کانادایایی الاهرام (ACU) ( تأسيس در سال 2005 )
3. دانشگاه امریکایی قاهره (AUC) ( تأسيس در سال 1919 )
4. اکادمی عربی علم و فناوری و حمل و نقل دریایی ( تأسيس در سال 1972 به عنوان یک سازمان اتحادیه عرب )
5. دانشگاه ازاد عرب (AOU) ( تأسيس در سال 2002 )
6. دانشگاه بریتانیایی در مصر (BUE) ( تأسيس در سال 2005 )
7. اکادمی گذرگاه علم – علوم مدیریت و علوم مالی (SVA) ( تأسيس در سال 2006 )
8. اکادمی گذرگاه علم – سیستم اطلاعاتی (SVA) ( تأسيس در سال 2006 )
9. اکادمی گذرگاه علم – مهندسی (SVA) ( تأسيس در سال 2008 )
10. دانشکده بین المللی کانادایی (CIC) ( تأسيس در سال 2004 )
11. دانشکده امریکایی قاهره (CAE)
12. دانشگاه الشروک ( تأسيس در سال 1995 )
13. دانشگاه روسیه مصر (ERU) ( تأسيسی در سال 2006 )
14. دانشگاه اینده در مصر (FUE) ( تأسيس در سال 2006 )
15. دانشگها علم و فناوری دلتا ( تأسيس در سال 2007 )
16. دانشگاه علوم الکترونیک مصریان
17. دانشگاه فرانسوی مصر (UFE) ( تأسيس در سال 2002 )
18. اکادمی اینده ( تأسيس در سال 1993 )
19. دانشگاه المان در قاهره (GUC) واقع شده در 50 کیلومتری شهر قاهره ( تأسيس در سال 2003 )
20. دانشگاه هلیوپولیس ( در حال ساخت، بهره برداری در پاییز 2008 )
21. بنیاد علوم برتر ( تأسيس در سال 1989 )
22. اکادمی بین المللی علوم رسانه ای (IAMS)
23. دانشگاه بین المللی مصر (MIU)
24. دانشگاه علم و فناوری مصر (MUST) ( تأسيس در سال 1996 )
25. اکادمی مدرن شهر مادی (MAM) ( تأسيس در سال 1993 )
26. دانشگاه مدرن علم و هنر (MSA) ( تأسيس در سال 1996 )
27. دانشگاه ناهدا ( تأسيس در سال 2006 )
28. دانشگاه نیل ( تأسيس در جولای 2006 )
29. دانشگاه شش اکتبر ( تأسيس در سال 1996 )
30. دانشگاه فانوس اسکندریه (PUA) ( تأسيس در سال 2006 )
31. دانشگاه سینا ( تأسيس در سال 2006 )
32. موسسه عالی هنر های کاربردی
33. اکادمی تئوریک ( تأسيس در سال 1980 ).

كودكان و نوجوانان
نوجوانان که یک چهارم جمعیت را تشکیل می دهند، با چالش های جدی در پیدا کردن کار مواجه هستند. همچنین این مشکلات با کیفیت آموزشی پایین و عدم برخورداری از مهارت های لازم، تشدید می شوند. عدم وجود اطلاعات مناسب در مورد مسائل خاص این سنین ومحدودیت هایی که برای مشارکت در زمینه های مختلف وجود دارد، به دلیل تأثير خانواده ها، مدارس و اجتماعات بزرگتر بر این نوجوانان است. تأثيراتی که میزان توانایی ها فرد برای ایفای نقش خود در اجتماع و توسعه کشور را تعیین می کند.
دولت حمایت از کودکان را در اولویت کاری خود قرار داده است و با اجرای برنامه های عملی در سطح ملی سعی کرده است تا از کودکانی که در معرض خطراتی همچون سوء استفاده و خشونت در خانه، مدارس و خیابان ها هستند، محافظت کند. حدود 8% از کودکان 6 تا 14 سال، جزو نیروی کار محسوب می شوند و اکثرا در بخش کشاورزی فعالیت می کنند، فعالیتی که به عنوان یکی از شغل های پرخطر محسوب می شود.
کودکان خیابانی زیادی در شهرهای مختلف مصر زندگی می کنند. فروپاشی خانواده ها و فقر، دلیل اصلی پیدایش معضل کودکان خیابانی است. همچنین کودکان به منظور کسب درآمد و نیز اجتماعی شدن، به خیابان ها سرازیر می شوند.
77% از دختران 15 تا 17 سال ختنه می شوند. جلوگیری از ختنه دختران یکی از اولویت های دولت است و بررسی های اخیر نشان می دهند که تمایل به ختنه کردن دختران در جوامع مختلف کاهش یافته است. مطالعاتی که در سال 2006 در رابطه با معضل خشونت علیه کودکان در جوامع فقیر نشین انجام شده است، نشان می دهد در طول سال گذشته 81% از کودکان در خانه هایشان مورد تنبیه جسمانی قرار گرفته اند ؛ همچنین در همین مدت 91% از کودکان نیز تجربه تنبیه جسمانی در مدارس را داشته اند. به این دلایل است که نیاز به نهادینه کردن ساز و کار حمایت از این قشر در زمینه هایی مانند توانبخشی، نظارت بر وضعیت کودکان و نیز مبارزه با سوء استفاده و خشونت علیه کودکان، به شدت احساس می شود.
از سوي ديگر شاخص های سلامت کودکان، نشانگر روند مثبت این جریان در مصر است. اين كشور یکی از اولین اعضای کنوانسیون دفاع از حقوق کودکان و یکی از شش پایه گذار اولین اجلاس سران کشور ها برای دفاع از حقوق کودکان است.
طی سه دهه گذشته، شاخص های اقتصادی و اجتماعی مصر به میزان قابل توجهی افزایش داشته اند و رتبه بندی شاخص توسعه انسانی این کشور نیز با گسترش 50 درصدی، رو به بهبود است ( رتبه 120 از میان 177 کشور ). هر چند این روند توسعه شامل رشد اقتصادی نمی شود و هنوز هم شاهد فقر و تنگدستی در مصر هستیم. دولت مصر با اتخاذ تدابیر و فعالیت های خواص و به خصوص با اختصاص یارانه ها، قصد دارد به رشد اقتصادی و افزایش امنیت اجتماعی و نیز ایجاد فرصت های شغلی در این کشور کمک کند. همچنین در رابطه با کودکان، ریاست جمهوری مصر در اظهارات خود به مناسبت ورود به دومین دهه از آغاز طرح حمایت از حقوق کودکان ( 2000 تا 2010 )، اعلام کرد که افزایش آسایش و حقوق کودکان را در اولویت کاری خود قرار می دهد. این تمهیدات باعث شد مرگ و میر کودکان زیر 5 سال به طور قابل ملاحظه ای کاهش یابد همچنین سطح آموزش و پرورش نیز بالاتر رفت.
با وجود این اقدامات، هنوز هم مشکلات و ناهماهنگی هایی وجود دارد، به ویژه در بخش شمالی مصر، جایی که 25 میلیون نفر (37% کل جمعیت کشور ) زندگی می کنند. در بین سالهای 1995 و 2000، شاخص فقط در سطح ملی به میزان 14% کاهش یافت اما این شاخص در بخش روستایی شمال مصر 17% افزایش داشته است. اخیرا در سال 2004، میزان فقط در سطح ملی به 20% افزایش داشته که این میزان در روستاهای شمالی مصر بالغ بر 41% است.

جوانان
جوانان مصر یکی از باارزشترین سرمایه های این کشور شناخته می شوند که توسعه پایدار و پیشرفت کشور مصر در آینده، بدون همکاری آن ها محقق نخواهد گشت. به منظور تحقق این اهداف، نهادها و سازمان های دولتی با همکاری یکدیگر سعی می کنند تا قابليت های جوانان را از نظر روحی، جسمی و معنوی ارتقاء دهند.
آنان همچنین با فراهم آوردن تسهیلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای جوانان مصر، راه آنان را برای موفقیت های آینده هموار می کنند زیرا در عصر حاضر، دستاوردهای علمی و تکنولوژیک نیازمند ذهن خلاق و ایده های مبتکرانه جوانان است.
دولت به جامعه جوانان که 41% از کل جمعیت مصر را تشکیل میدهد، علاقه خاصی دارد. شورای عالی جوانان در سال 1956 قانونی تصویب کرد ( قانون شماره 197 ) که بر اساس آن دولت با ترویج آموزش های اجتماعی و جسمانی، از جوانان که پایه های قدرت کشور هستند، حمایت می کرد. در سال 1978 جمهوری خواهان طرحی را تصویب کردند که طی آن باید یک وزارت خانه جدید برای جوانان تاسیس می شد. این طرح جدید شامل عناصری بود در زمینه حمایت از جوانان و ساماندهی بازار کار برای آن ها همچنین این طرح مشروط به تاسیس هیئت های ویژه جوانان در استان های مختلف، بود.
شورای عالی ورزش و جوانان در سال 1979 تاسیس شد. در دهه 1980 فعالیت های جوانان و مشارکت آن ها در جامعه از طریق رویداد هایی چون افزایش توجه به تصمیم ها و عقاید جوانان در نهاد های مختلف، گسترش برنامه های مربوط به جوانان در مجلس، افزایش توجه به مشاغل آزاد و کسب و کار خصوصی، گسترش مراکز و برنامه های کار آموزی، حمایت از سازمان های اجتماعی و سازمان های غیر دولتی، فراهم کردن تسهیلات مختلف، مساعدت های فنی برای جوانان به منظور کمک به آنها برای ایفای نقش خود در جامعه و نیز افزایش فرهنگ تعهد و مسئولیت پذیری جوانان در قبال مسئولیت های اجتماعی افزایش یافت.
در سال 1999 طرحی به تصویب رسید که هدف از آن سازماندهی وزارت خانه جوانان بود. سومین بندی که در این طرح قید شده بود، مربوط بود به تاسیس شورای ملی ورزش و جوانان. در سال 2003 شورای ملی ورزش و جوانان به نمایندگی از تمامی وزارت خانه هایی که در رابطه با جوانان فعالیت می کردند، برای حمایت از زنان و سایر جوانان تاسیس شد.
صندوق اجتماعی توسعه (SFD)، اولین شبکه امنیت اجتماعی و اقتصادی مصر است و با هدف کاهش شدت فقر و بیکاری، راه اندازی شده است. این صندوق به منظور پشتیبانی از اصلاحات اقتصادی تاسیس شد. موفقیت صندوق انگیزه ای شد برای تصویب طرح شماره 434 در سال 1999، مصوبه ای که طی آن یک آژانس سرمایه گذاری کوچک که در زیر چتر صندوق فعالیت می کند، اهداف تشکیل این موسسه عبارت بود از حمایت از بنگاه های کوچک که سودمندی آن ها ثابت شده و کمک به این بنگاه ها به منظور رشد چرخه اقتصادی و فراهم آوردن فرصت های شغلی جدید، افزایش درآمد خانواده ها و افراد، جذب نیروهای انسانی نیمه ماهر، ایجاد تنوع در تولیدات و فرآورده ها در ساختار اقتصاد ملی، جذب تکنولوژی های جدید و استفاده از مواد خام محلی علاوه بر آن، اولین قانون مصر در رابطه با توسعه بنگاه های اقتصادی کوچک، در سال 2004 به تصویب رسید.
حکومت مصر درک کرده بود که بنگاه های اقتصادی کوچک می توانند موتور محرکه طرح جامع توسعه ملی مصر باشند. صندوق توسط تشکیلات و سازمان های خود اهداف خاصی را دنبال می کند ؛ اهدافی چون تعمیم، تغییر و اجرای پروژه های زیربنایی، تامین آب آشامیدنی و زهکشی بهداشتی، گسترش روش های آبیاری، بهبود وضعیت جاده ها و نیز بهبود شرایط محیطی به موازات پیشبرد طرح هایی در زمینه بهداشت محیط زیست، آموزش و پرورش، سواد آموزی و حمایت از کودکان، توانمندسازی زنان، گسترش منابع انسانی و همکاری آن ها با یکدیگر به منظور تهیه زمینه ای مناسب برای موفقیت و رشد پروژه های اقتصادی کوچک.
صندوق از زمان آغاز به کارش تاکنون توانسته در برنامه های توسعه ای خود به گردش مالی در حدود 6.7 میلیارد دست یابد.
بازار تولیدات و محصولات مربوط به جوانان هر سال توسط وزارت اطلاعات و صندوق توسعه اجتماعی سازماندهی می شود. در سال 2005، بیست و پنجمین دوره از بازار ورزش و جوانان با همکاری موسسات مختلف آغاز به کار کرد، وزارتخانه های مختلف، دانشگاه ها، بنیاد نسل های آینده و همچنین سازمان های دولتی و غیر دولتی که طرف قرارداد صندوق هستند.
این بازار، بزرگ ترین و مهم ترین بازاری است که توسط صندوق برگذار می شود ؛ در این بازار بنگاه هایی که تحت حمایت مالی صندوق قرار دارند، بر سر ارائه با کیفیتترین محصولات با مناسب ترین قیمت ها، با یک دیگر به رقابت می پردازند. حجم فروش و ارزش قرار داد های بسته شده در این بازار به کمتر از 126 میلیون می رسد.
پروژه ملی مبارک برای جوانان دانش آموخته یکی از پروژه هایی است که به جوانان اختصاص دارد، در سال 1986 آغاز به کار کرد. اين پروژه 666 هزار نفر ذینفع داشت و مستقیما به 277 هزار نفر کمک کرد. اراضی « توشکا » بازسازی شد و زمین های آن بین مردان جوان و کشاورزان کوچک توزیع شد. صندوق توسعه اجتماعي نیز برای اولین بار به ارائه کمک های مالی در جهت حمایت از پروژه های مربوط به احیای اراضی زراعتی و حمایت از پروژه های کشاورزی پرداخت. هدف از اجرای این پروژه ها گسترش اراضی تحت کشت و افزایش تولیدات کشاورزی بود.
در سال 1995 پروژه مسکن جوانان آغاز به کار کرد و بعضی بخش های آن به بهره برداری رسید. این پروژه دربرگیرنده 400 هزار دستگاه خانه برای جوانان و همچنین طرح های آینده بود. طرح هایی که به طور کامل اجرا شدند.
این طرح شامل کمک های مالی دولت برای ساخت 30 هزار خانه بود. این خانه ها از نظر اقتصادی کاملا به صرفه بودند و با استفاده از تسهیلات دولتی ساخته می شدند.
از سال 2000 وزارتخانه صنایع نظامی دوره های آموزشی خود برای فارغ التحصیلان جوان را به منظور ورود آنان به بازار کار آغاز کرد، این دوره ها مشکلات بیکاری افرادی را که دارای مدارک تحصیلی متوسطه و بالاتر بودند را حل می کرد، به این صورت که با افزایش مهارت و تخصص آن ها در زمینه های مختلف شانس آنان را برای پیوستن به بازار کار بیشتر می کرد. این دوره های مهارت آموزی ترکیبی بود از دانش تئوریک و مهارت های عملی به همراه نیاز های اجتماعی.
این پروژه دارای 4 فاز بود، مبلغی در حدود 285 میلیون برای آن هزینه شد، بیش از 400 هزار جوان در آن شرکت کردند و در نهایت حدود 100 هزار نفر از آنان در بخش های خصوصی و دولتی به کار مشغول شدند.
4388 مرکز جوانان در سراسر کشور وجود دارد. پروژه مراکز ملی جوانان باتوجه به نقش مهم آن در توسعه کشور، با جدیت دنبال می شود. این پروژه با تاسیس مراکز تولیدی و فرهنگی و با ارائه خدمات اجتماعی و فرهنگی مختلف و ارج نهادن به ارزش های اجتماعی کشور، اهداف ویژه خود را در رابطه با بخش جوانان دنبال می کند.
وزارتخانه امور جوانان، مبلغ 37.5 میلیون را برای حمایت از فعالیت های مختلف مراکز جوانان در تمامی استان های کشور، اختصاص داده است.
تاسیس 30 مرکز مختلف در سراسر کشور آغاز و در سال 2005-2006 به پایان رسید. 399 مرکز در روستا های استان های سراسرکشور نیز گسترش یافتند تا تعداد مراکز گسترش یافته به عدد 2966 برسد ( یعنی 72% از کل مراکز جوانان ).
176 پروژه مربوط به خدمات اجتماعی و زیست محیطی در مصر به اجرا در آمد، از جمله 20 کاروان سیار پزشکی فرهنگی که در طرحی ابتکاری در 13 استان مختلف کشور، به 280 هزار زن و مرد مختلف سرویس میدهند و با ارائه خدمات توانمند سازی، مشارکت انها در زندگی اجتماعی را بهبود می بخشند.
با توجه به تغییراتی که جامعه شاهد آن بوده، بسیاری از برنامه های جدید اجرا شد که عبارت اند از :
افزایش نو آوری های مراکز جوانان. برنامه افزایش حس مسئولیت پذیری و گسترش فرهنگ انجام کار های داوطلبانه. برنامه آموزش های مدنی برای جوانان ( که اکثرا از نسل جدید و پارلمان جوانان هستند )- باشگاه فناوری رسانه ای – المپیک دیجیتالی.

ارتباطات

تعداد فرودگاه هاي مهم
72

تعداد مشتركين تلفن هاي ثابت و همراه

10.808ميليون اشتراك تلفن ثابت(2006) و 18.001 ميليون اشتراك تلفن همراه(2006)

تعداد كاربر هاي اينترنتي و كد اينترنتي كشور
6 ميليون-eg.

ورزش
مصریان باستان به منظور حفظ سلامت و افزایش قدرت جسمانی خود، به ورزش اهمیت زیادی می دادند. یکی از عناصر اصلی حکومت نیز برگذاری مسابقات دو بود که به آن « مسابقات خوربان » می گفتند.
تصاویر نقاشی شده بر روی دیواره های مقبره ها نشان می دهند که اکثر ورزش ها و بازی ها در واقع مصری هستند. مصریان ورزش های مختلفی را در دوران « ترکی » و « مملوکی » تجربه کردند اما زمانی با ورزش های مدرن آشنا شدند که بریتانیایی ها این کشور را تصرف کردند.
بریتانیایی ها در سال 1882 و در دوران حکومت « خدیو عباس هلمی » مصر را تحت تصرف خود در آوردند. اولین تیم مصری که « ناشید » نام داشت، در سال 1895 تشکیل شد. ناشید نام موسس این تیم بود. باشگاه ها نیز با شروع قرن بیستم آغاز به کار کردند. اولین مسابقات رسمی مصر در سال 1913 تشکیل شد. در سال 1921 اولین اتحادیه فوتبال مصر و همچنین اولین استخر شنای مصر که به آموزش و پرورش تعلق داشت، آغاز به کار کردند. در سال 1922 مسابقات جام « شاهزاده فرخ » آغاز گشت و بعدها این مسابقات به مسابقات جام مصر تغییر نام داد.
ورزش مصر شاهد تغییراتی در همه زمینه ها بود. مصر در بین سال های 1928 تا 1948 موفق به کسب 16 مدال المپیک شد. علاوه بر آن، مصر در المپیک بلژیک در سال1920 و همچنین در جام جهانی 1934 شرکت کرد.
بعد از كودتاي ژولای 1952، مراکز جوانان و باشگاه های روستایی در سراسر روستاهای مصر تاسیس شد و همچنین ده ها استادیوم و زمین بازی در مصر ساخته شد. صعود تیم فوتبال مصر به مسابقات جام جهانی 1990 در ایتالیا، افتخار دیگری را برای مردم مصر رقم زد. تیم ملی فوتبال مصر برنده مسابقات جام ملت های آفریقا در سال های 1986 و 1990 نیز هست. تیم هندبال نوجوانان مصر نیز در سال 2003 توانست رتبه اول رقابت های هندبال نوجوانان جهان را به دست آورد.
مصر در المپیک آتن در سال 2004 نیز شرکت کرد و توانست 5 مدال ( یک طلا، یک نقره و سه برنز ) در رشته های مختلف به دست آورد. در سال 2004 تیم نظامی مصر توانست برای چهارمین بار مقام اول مسابقات فوتبال آفریقا را کسب کند، این تیم برای سومین بار متوالی این مقام را کسب می کرد. این تیم همچنین برنده جام جهانی 2005 آلمان نیز هست.

مجتمع های ورزشی مصر
برنامه گسترش فعالیت ها و امکانات ورزشی در سر تاسر مصر اجرا می شود. ساختمان ها و مراکز مربوط به ورزش و جوانان با اهداف آموزشی و فرهنگی و بهبود سلامتی جسمی، روحی و روانی و نیز ارج نهادن به حقوق شهروندی تاسیس شدند :
تعداد استادیوم های ورزشی مصر به عدد 25 می رسد، استادیوم بین المللی قاهره با گنجایش 27 هزار نفر و نیز استادیوم های دانشگاه افسری و بندر سعید که هر کدام 45 هزار نفر گنجایش دارند، بخشی از این استادیوم ها هستند.
بعد از افتتاح استادیوم سرپوشیده « المنصوریه » در استان « دقاهیلیا » در سال 2005، تعداد استادیوم های سر پوشیده مصر به 35 استادیوم گسترش یافت.
75 استخر شنا و حدود 6784 زمین بازی در باشگاه ها و مراکز جوانان تاسیس شد. 20 زمین بازی نیز در سال 2005 به این مجموعه اضافه شد.

مجتمع ورزشی مبارک
این مجتمع ورزشی که در مسیر فرودگاه بنا شده، دارای ده ها رشته ورزشی با زمین های بازی و ارائه خدمات مربوطه به آن است. این مجتمع در بر دارنده 4 زمین بازی برای ورزش « پنج گانه »، 4 زمین بازی برای ورزش بیس بال، 4 زمین بازی برای ورزش والیبال، 5 زمین بازی برای ورزش تنیس، و 4 زمین بازی برای ورزش اسکواش و پیست مسابقات موتور سواری و دو همچنین 2 پیست اسکی، 2 سالن بولینگ و بیلیارد، سالن هایی برای ورزش ژیمناستیک، بازی های ویدئویی و سونا. علاوه بر آن این مجتمع دارای چند اتاق رختکن، رستوران، فروشگاه و پارکینگ است. این پروژه تا پایان سال 2005 تکمیل شد.

بهبود مجموعه های ورزشی
در سال های 2004 - 2005 استادیوم قاهره بازسازی و ترمیم شد تا برای میزبانی رقابت های فوتبال جام ملت های آفریقا اماده باشد. همچنین چند سالن سرپوشیده ورزشی در استادیوم منصوریه در شهر دقاهیلیا نیز افتتاح شد. این سالن ها توسط اتحادیه کارگری ساخته شدند که خود بخشی از سندیکای جامع کارگران مصر ( شوبر الخما ) است همچنین توجه زیادی به ساخت چند اردوگاه مخصوص جوانان در شهر های اسکندریه، «راس البار » و « هرجادا » شده است.

برنامه هایی برای برگذاری رقابت های ورزشی
سیاست وزارتخانه امور جوانان در برگزاری رقایت های ورزشی، بر اساس توجه به بازی های انفرادی ( ورزش های غیر گروهی ) و دستیابی به موفقیت های ملموس طرح ریزی شده است، موفقیت هایی چون پروژه ملی نوجوانان.
زنان در تمامی فعالیت ها و نهادهای ورزشی حضور پر رنگ دارند، از جمله مهمترین آن ها :
اصلاح پیش نویس قوانین اصلی فدراسیون المپیک و سایر باشگاه ها در سال 2000، به گونه ای که شرایط عضویت زنان در هیئت مدیره را تسهیل می کند. در نوامبر سال 2003 تعداد زنانی که به عضویت هیئت مدیره در آمدند به عدد 15 رسید. تعداد زنانی که در فدراسیون ورزش زنان مشارکت کردند، در آغاز سال 2004، 29658 نفر بود همچنین تعداد زنانی که در باشگاه های مختلف فعالیت می کردند 7336 نفر، تعداد اعضای فدارسیون کیفی 1132 نفر و تعداد افرادی که در مدارس ثبت نام کرده بودند، 930181 نفر بود.
در سال 2005 یکی از زنان قهرمان مصری برنده یک مدال طلا شد. « هیبا عبدالرحمان » در رقابت های کشور های مدیترانه ای که در اسپانیا برگزار شده بود، در مسابقات وزنه برداری در وزن 63 کیلوگرم برنده شد و توانست این مدال را بدست آورد. همچنین « نحلا رمدان » نیز که در وزن 69 کیلو گرم در این مسابقات شرکت کرده بود، موفق به کسب دو مدال طلا شد.
دولت با برگذاری کلاس ها آموزشی تخصصی و فراهم آوری امکانات ورزشی مناسب برای افرادی که از ناتوانی های جسمی رنج میبرند، نیازهای ورزشی آنان را بر آورده می کند. مراکز ورزشی مخصوص معلولین از سال 1982 تاسیس شدند، 25 مرکز تخصصی در 20 استان کشور وجود دارند که به این افراد در رشته های مختلف ورزشی آموزش میدهند، رشته هایی چون بدن سازی، بسکتبال، والیبال، وزنه برداری، شنا و تنیس روی میز. افراد معلول موفقیت های بزرگی در زمینه های ورزشی به دست آورده اند و از این طریق با ناتوانایی های خود مبارزه می کنند.


2) ادیان و مذاهب

% 90 مصري‌ها مسلمان ( اکثرا سنی ) و % 9 مسیحی کاتولیک (قبطیان) و 1% باقیمانده سایر مسیحیان را شامل می شود.


3) رسانه های گروهی

رادیو
رادیو نجوم اف‌ام (به عربی: إذاعة نجوم FM) نخستین رادیوی ویژه مصر است. برنامه‌های آن شامل موسیقی برای جوانان هم می‌شود. معروف‌ترین برنامهٔ آن من و نجوم (أنا والنجوم) است که توسط اسامه منیر برگزار می‌شود. رادیو نجوم اف‌ام بخشی است از مجموعه جود نیوز که ریاست آن را عمادالدین ادیب، سردبیر روزنامه مصری العالم الیوم بر عهده دارد. این رادیو در فرکانس 100.6 FM قابل دریافت است.
رادیو سَوا (به عربی: إذاعة رادیو سوا) یکی از رادیوهای مصر است. این رادیو که اخبار را در خلال موسیقی پخش می‌کند از سوی دولت آمریکا تأسیس شده و هزینهٔ آن نیز از سوی کنگره آمریکا پرداخت می‌شود. پخش آن از ۲۳ مارس ۲۰۰۲ به‌صورت شبانه‌روزی آغاز شد و در بیشتر کشورهای عربی قابل دریافت است. فرکانس آن 990 AM است.


4) گردشگری

اهرام ثلاثه و ابوالهول در جیزه، رود نیل، معبد ابو سیمبل، سدالعالی در اسوان، اسکندریه، معابد لوکسور و کارناک. دره شاهان، معبد ملکه هاتشپسوت، ممون کولوسی در لوکسور (الاقصر)، در قاهره سیتاول، مسجد محمدعلی، کلیساهای قبطی.

شهر هاى مهم مصر

ادفو
از شهرهای صعید مصر بر کرانه غربی نیل، پایتخت منطقه ادفو، در نزدیکی اسوان در روزگاران پیشین آخرین نقطه حراست مصر در حدود نوبی بود. پایتخت اقلیم دوم از اقالیم صعید که مصریان (وتس ة حور) (عرش حورس) نامیده‌اند منسوب به خدای ایشان حورس بود. به قولی در روزگار سلسله سوم فراعنه تأسیس گردید. شهر تش بواسطه‌ بنای معبد عظیم حورس بود که بوسیله بطلمیوس سوم و جانشینانش بعد از 237 ق- م از سنگ ساخته شده برخی آثار تاریخی رومی را در این جا یافته‌اند.

اسکندریه ALEXANDRIA
اسکندریه با 4300000 نفر جمعیت، یکی از شهرهای مصر است که در طرف غرب دلتای نیل مصر و در کرانه‌ی دریا و در شمال قاهره در 13 درجه و 120 دقیقه عرض شمالی و 27 درجه و 32 دقیقه طول شرقی واقع است. این شهر در سال 331 قبل از میلاد به امر اسکندر مقدونی بنا گردید. بعدها جانشینان اسکندر (بطالسه) اسکندریه را پایتخت خود قرار دادند.
اسکندریه قدیم دارای دو خیابان بود که یک خیابان از شمال به جنوب و دیگری از شرق به غرب امتداد داشت و شهر به این ترتیب به 4 قسمت تقسیم شده بود.
بخشی را که توده مردم در آن می‌زیستند حوتیس، منطقه‌ای را که مخصوص اعیان و اشراف بود در مشرق قرار داشت بروخیوم می‌گفتند. در این قسمت معبدی بزرگ با کتابخانه و موزه‌ای عظیم ایجاد شده بود. پس از مرگ اسکندر روز به روز به رونق اسکندریه افزوده و از رواج علم و تمدن در یونان کاسته شد در نتیجه اسکندریه مرکز علم و دانش و محل اقامت دانشمندان بزرگ گردید و این شهر مورد توجه دانش پژوهان جهان قرار گرفت. در این روزگار اسکندریه جمعیت فراوانی داشت.
عده‌ای از بزرگ‌ترین نام‌آوران علم و ادب و فلسفه، طب و صنعت از قبیل: اراتوستن، اقلیدس، هرون، بقراط در این سرزمین به تحصیل و تدریس پرداخته‌اند.
اما چون کار رومیان بالا گرفت بر اسکندریه لطمه‌های جبران‌ناپذیر وارد آمد. در جنگ‌هائی که میان کلئوپاترا و رومیان در گرفت این شهر به ویرانه‌ای تبدیل شد. کتابخانه عظیم آن و معابد و بناهای باشکوهش دچار حریق و ویرانی گشت.
دیگر اسکندریه رفته رفته راه انحطاط می‌پیمود تا اینکه مسیحیت بروز و ظهور کرد و چون مسیحیان قدرتی به هم رسانیدند. به اذیت و آزار دانشمندان پرداختند. زیرا بزرگان علم را متهم به ارتداد می‌ساختند. با اینحال مشعل فروزان دانش در اسکندریه یکباره خاموش نشد به طوریکه تا ظهور اسلام و حمله اعراب به اسکندریه و تصرف مصر باز نور علم در این شهر پرتوافشان بود. اما دیگر آخرین روزهای افتخارآمیز اسکندریه فرا رسیده بود. بعد از اینکه این شهر مدتها در تصرف مسلمین بود به چنگ مسیحیان افتاد بعدها که جنگ‌های صلیبی در گرفت اسکندریه یکی از میدانهای تاخت و تاز مسلمین و مسیحیان بود. اسکندریه اگرچه رونق علمی خود را از دست داده بود با اینحال از لحاظ تجاری اهمیت داشت و با کشف دماغه امید نیک رشته فعالیت اقتصادی اسکندریه گسیخته شد و رفته رفته به صورت شهر کوچکی در آمد. اما با حفر کانال سوئز دوباره رو به پیشرفت نهاد.
چون دولت عثمانی بر مصر دست یافت یکی از والیان عثمانی دراسکندریه به نام محمدعلی پاشا به تعمیر و آبادی اسکندریه همت گماشت. سوزانیدن کتابخانه اسکندریه توسط مسلمین را با اینکه عده‌ای از مورخان ضبط و نقل کرده‌اند با اینحال عده‌ای نسبت به عظمت، حتی سوختن آن ابراز تردید کرده‌اند.
این شهر سرحدی محکم از لحاظ زیبایی و استواری و مآثر دینی و دنیوی هرچه بخواهی دارد. ظاهر و باطن آن بدیع و لطیف است. چون گوهری یکتا می‌درخشد و چون دختری دوشیزه در زیورهای خود جلوه می‌کند. جمالش مغرب را روشنایی بخشیده است و به سبب موقعیت خود که در وسط شرق و غرب واقع شده جامع محاسن هردو است.
دروازه‌های اسکندریه اسکندریه چهار دروازه دارد: دروازه «سدره» که بر سر راه مغرب است و دروازه‌های «رشید» و «باب‌البحر» و «باب‌الخضر». این دروازه‌ی آخر فقط روزهای جمعه گشوده می‌شود و مردم برای زیارت اهل قبول از آن دروازه بیرون می‌روند. اع: 16: 19 و آن شهر معروفی است که در مصر تحتانی مابین بحر متوسط و بحر مریوتیس دوازده میل به شعبه مغربی رود نیل مانده واقع است و آن را اسکندر در 322 قبل از مسیح بنا کرده اسم خود را بدان نهاده مهاجرین یهودی و یونانی را در آنجا مسکن داد و مسقط‌الرأس اپلس نیز همان جا بود اع 18: 24 0 و این شهر به زودی به سوی خوشبختی و اقبال ترقی کرده مرکز تجارت مشرق و مغرب گردید. اع 27: 6 0 و 28: 11 به طوری که تا مدت زمانی در عظمت و دولت بعد از روم اسم آن شهر معروف بود.
محیط این شهر در قدمی‌الایام تخمینا شانزده میل و صاحب هفتصدهزار نفوس بود که تخمینا نصف ایشان غلام بودند و آن را دو کوچه بسیار عالی بود یکی از آنها از نزدیک دریا از وسط شهر گذشته به دروازه کنوپس منتهی می‌شد و عرضش تخمینا به ششصد ذرع می‌رسید و منظر نیکویی برای اهالی شهر می‌بود زانرو که از مشال کشتی‌هایی را که از بحر ماریوتس وارد بندر می‌شدند می‌دیدند؛ و بحر ماریوتس با بحر متوسط به واسطه دو بوغاز اتصال داشت و کوچه فوق تقاطع می‌نمود و از این تقاطع چهارسویی تشکیل یافته محیط آن تخمینا نیم فرسخ بود؛ و روبروی شهر مناره بر جزیره‌ی فاروس بنا شده بود که یکی از هفت عجایب دنیا محسوب بود و چون اسکندر جهان را بدرود گفت وی را بدین شهر تازه آورده دفن نمودند از آن پس ملوک بطالسه که بر مصر سلطنت می‌داشتند اسکندریه را پایتخت خود ساخته در مدت سلطنت آن سه شاهزاده که نخست به این اسم معروف شدند اسکندریه باعلا درجه جلال ترقی نمود و فیلسوفان معروف از مشرق و یونان و روما در این جا برای تعلیم فراهم شدند و اشخاص معروفی که در تمام علوم آن عصر مهارت داشتند در این جا یافت می‌شدند. تا ملی سطر که اول سلاطین فوق بود موزه‌ای در این شهر برپا کرد که کتابخانه‌ی آن دارای هفتصد هزار جلد کتاب بود و علاوه بر این اعمال عالیه دیگر نیز به جا آورد که در اینجا متعرض آن نمی‌شویم.محل تولد کلمنتوس و اریجن نیز در این جا بوده و چون کلیوپترا در سال 26 قبلا از مسیح از جهان در گذشت رومانیان اسکندریه را به تصرف در آوردند و از آن پس در 640 میلادی در خلافت عمرابن الخطاب اعراب بر آن دست یافته کتابخانه را سوزاندند.
اما اسکندریه حالیه فقط مشتمل هشت یک مکان شهر سابق است و معبدهای عالیه و مزین آن به مساجد پست و کلیساهای محقر مبدل گشته و درجای عمارات عالیه خانه‌های محقر و بدساخت بنا شده است لکن در این اوران تجارتگاه عظیم گشته ترقی بسیار دارد. و بسیاری از کوچه‌های قدیم این شهر به طوری تنگ است که اهالی حصیرها را از بامی به بام دیگر می‌کشند و بدین طور خود را از اثر تابش آفتاب سوزان محفوظ میدارند. و عدد نفوس از ترک و عرب و قبط و یهود و ارمنی به دویست و چهل هزار می‌رسد. برخی از اهالی اروپا در این شهر دفترخانه‌ها دارند و متاع‌های اروپا را با متاع‌های شرقی مبادله می‌نمایند.
منار اسکندریه منار برروی تپه‌ی مرتفعی ساخته شده و تا شهر یک فرسنگ فاصله دارد. این فاصله عبارت است از امتداد خشکی، بطوری که سه طرف آن را دریا فرا گرفته و پیشرفت آب تا پای دیوار باروی شهر ادامه یافته، بنابراین نار فقط از راه شهر با خشکی مرتبط است.
از غرائب اسکندریه ستون مرمری مهیبی است که درخارج شهر قرار دارد و عمودالسواری خوانده می‌شود. این ستون در میان انبویه از درختان خرما واقع شده و ارتفاع آن در وسط نخلیات به خوبی مشخص است. «سواری» قطعه سنگی است که با مهارت تمام تراش خورده و صاف شده و آن را برروی پایه‌های سنگی چارگوش که به شکل دکه‌های بزرگی می‌باشد کار گذاشته‌اند و معلوم نیست که چگونه آنجا قرار گرفته و یا چه کسی آن را بنیاد گذارده است.

اسوانس
این شهر قدیمی از روزگاران فراعنه و به اسم یکی از آنان است. بازار تجارت آن بین مصر و دیگر نقاط آفریقاست. از لحاظ سنگ گرانیت (خارا) که مصریان برای بناهای خویش استفاده می‌کردند شهرت داشت چه به واسطه خوبی نوع سنگ مورد استفاده فراوان قرار می‌گرفت. این شهر مرکزی از لحاظ نظامی و تجاری به قلب آفریقا در دوران دولت‌های دوران وسطی و جدید بود. آثار تاریخی پرارزشی در این شهر وجود دارد، سد اسوان در نزدیکی این شهر ایجاد گشت.

اسیوط
از شهرهای مصر، بزرگ‌ترین شهر ناحیه صعید مصر، پایتخت ایالت اسیوط، مرکز تجاری در کرانه نیل می‌باشد، و به غرب سودان مرتبط است در آن صنایع پشم و عاج رونق و دانشگاهی دارد که در سال 1957 افتتاح گشته، مولد فلوطین فیلسوف و یوحنالیکو پولیتانی القدیس قبطی و علامه جلال‌الدین سیوطی بود.

اشمونین
دو شهردر مصر هستند که هر یک به اسم شمون معروف و معنای آن الشامون، یعنی عنصر هشتم طبیعی که حیات و زندگی به آن (از آن) قائم است. مصریان در قدیم به آن دو شهر یونو (الارنیه) که پایتخت اقلیم معروف به این اسم بود. اقلیمی از 15 اقلیم صعید مصر و یونانی آن هرموپولیس ماگنا منسوب به خدای آنان توت که با هرمس مساوی و برابر بود. در این دو شهر آثار تاریخی فراوان از روزگار وسطی، جدید، اسکندر، بطالمه، اسکندر و رومیان مخصوصا در روزگار هادریان وجود داشته که ویرانه‌های آن باقی است.

الاقصر
از شهرهای صعید مصر، در کرانه شرق نیل، از شهرهای دیدنی مصر، دارای آثار تاریخی بدیع از جمله معبد الاقصر که در دوران آمون حوتب سوم برای عبادت (خدا) آمون ساخته شد طول این مبعد 187 متر است، اما فراعنه بعدی تغییرات فراوان در این بنا دادند مخصوصا رامسس دوم، چندین مجسمه عظیم در آن نهاد. در دوران نخستین مسیحیت، تبدیل به کلیسا شد و در عصر مسلمین نیز تغییراتی یافت. این شهر به دریای سرخ نزدیک است.

العریش
پایتخت استان سینای کشور مصر، استرابون این شهر را مرکز مجرمان تبعیدی گذشته ذکر کرده بود. عریش با 100447نفر جمعیت، یکی از مراکز مهم بین فلسطین و مصر و از جاهایی بود که مصریان باستان لشکریان خویش را برای سرکوبی آسیا می‌فرستادند، از آثار باستانی آن ویرانه‌های معبدی از دوره‌ی رومیان و کلیسای مسیحی باقی است.

الفرما، تل
از شهرهای روزگار فراعنه‌ی مصر، و نام قبلی آن فرومی و اسم رومی آن بیلوز که ویرانه آثار باستانی آن در 32 کیلومتری طیبه بین پورت سعید و اسماعلیه قرار گرفته است، در زمان فراعنه دارای دیوارهایی بود که آنها را از حملات حدود شرقی مصر در امان می‌داشت، با این حل سهمگین‌ترین جنگ‌ها برای دفاع در شهر به وقوع پیوست. هنگامی که کمبوجیه پادشاه هخامنشی در 525 ق- م به این ناحیه حمله کرد. قلعه‌هایی در اوایل دوره‌ی ایرانی‌ها و بعد در روزگار رومی‌ها بنا و تجدیدبنا گردید و در نزدیکی ویرانه‌های این شهر قلعه‌ای است که تا آخر قرن 18 باقی بود.

القصیر
شهر القصیر در جنوب شرقی کشور مصر و بندر آن بر کرانه دریای سرخ قرار گرفته، در روزگار جانشینان اسکندر رونق یافت. از روزگار عباسیان رو به ویرانی نهاد. در نزدیکی آن معادن فسفات و غیره وجود دارد.

القیس
شهر القیس در مرکز بنی نزار در ولایت المنیا واقع (اسم مصری قدیم) یکی از دو پایتخت اقلیم 17 از اقالیم صعید (اقلیم‌ابن آوری) اسم یونانی آن کینوپولیس بود.

اومبوس (کوم اومبو)
از شهرهای قدیمی مصر در کرانه نیل بود که از لحاظ سوق‌الجیشی اهمیت داشت. در عهد جانشینان اسکندر (بطالسه) دارای اهمیت بسیار بود و با مرسوخوس و هارویرس مستحکم گشت.

باویطی
از شهرهای باستانی مصر، اسم مشهور پایتخت واحه‌های مجزی، در محل پایتخت قدیمی برای این واحه ایجاد گردید، در روزگار سلسله‌ی 26 فراعنه‌ی مصر برپا گشت و آثاری بر صخره‌ کنده شده بود که تا عهد رومیان باقی بود و دیوارهای مقابر منقوش شده و معابد آن در نزدیکی قریه‌ای معروف به قصر ایجاد گشت.

بهنسا
از شهرهای مشهور مصر میانه‌ی قرون وسطی. در حد فاصل بحر یوسف و کوهپایه‌های جبال لیبی، در پانزده کیلومتری غرب بنی مزار، ایستگاه راه‌آهنی در 198 کیلومتری جنوب قاهره، واقع شده است. این شهر همان اوکسورهونخوس باستانی است که در قبطی آن را پمجه می‌نامیده‌اند. این شهر را مناوس بن منقاوس، پادشا قبطی، بنا کرد. در عهد امپراتوری روم شرقی شهر آبادی بود و به سبب کلیساها و معابد متعددش شهرت داشت.
بنابر روایتی قبطی، مریم و عیسای خردسال در حین فرار از مصر، در این مکان اقامت کردند. در زمان حمله‌ی اعراب، ناحیه‌ای نظامی به شمار می‌رفت که حصاری حصین داشت. ظاهراً پادگان یونانی این شهر در دفاع از آن شجاعتی بی‌باکانه از خود نشان داد که تا مدتها در خاطره‌ها باقی ماند و الهام بخش داستان مشهوری به نام فتح بهنسا گردید. این شهر که نخست حاکم نشین کوره‌ای بود، پس از اسلام رونق فراوان داشت. در تجدید سازمانی که به دستور بدرالجمالی وزیر فاطمیان در پایان قرن پنجم انجام گرفت.
نام بهنسا به ایالتی اطلاق گردید. ابن بطوطه آن را شهر بزرگی توصیف می‌کند که باغهای متعدد، آن را احاطه کرده است. ابن شاهین آن را شهری بزرگ یاد می‌کند. در زمان فاطمیان و ایوبیان، مقامات حکومتی، از جنگل‌ها که جزو املاک خالصه به شمار می‌رفت، به منظور تهیه‌ی چوب برای ساختن کشتی بهره‌برداری می‌کردند. رونق این شهر بیش از همه مرهون منسوجات آن بود. در آن جا همه نوع پارچه، از ظریف‌ترین نوع آن چون ابریشم زری دوزی شده تا معمولی‌ترین نوع آن نظیر پرده و پارچه‌ی خیمه و بادبان کشتی، بافته می‌شد. پارچه‌های عریض پشمی و کتانی و پنبه‌ای بافته می‌شد که تصاویری با رنگهای ثابت از همه نوع جانور، از حشره گرفته تا فیل بر روی آنها یافت می شد. بر منسوجاتی که در بهنسا تولید می‌شد نام شهر ذکر می‌شد. در موزه‌ی هنر اسلامی در قاهره نیز قطعه‌ای پارچه‌ی پشمی چند رنگ موجود است که بر روی آن تصویر چند خرگوش کوچک که سر انسانی را تشکیل داده‌اند دیده می‌شود و نام بهنسا بر روی آن به چشم می‌خورد. ابن بطوطه در اواسط قرن هشتم نیز کیفیت عالی پارچه‌های پشمی آن را می‌ستاید.

سقاره
اسم یکی از قریه‌های مشهور استان جیزه مصر باستان و در آن گورستانی باستانی کشف گردیده و در منف الکبری گورستانی مهم وجود داشت. سقاره به گمان برخی از مورخان قدیم از ماده صقر و آن معبد خدای نگهبان قبور در این ناحیه بود و در ساختن قبرها در مصر رفته رفته تحولاتی به وجود آمد. با انتقال پایتخت به منف در اینجا مقبره‌ای سنگی ساخته شد. آنگاه ضریح هرمی به اسم هرم مدرج ایجاد گشت و این اولین بنایی بود که در عالم به این شیوه شناخته شد، گورستان در ناحیه شمالی جیزه قرار دارد. در اینجا اهرام ملوک سلسله 4 می‌باشد که به سری جنوب امتداد می‌یابد و اهرام ملوک سلسله در ابوصبر و اهرام ملوک سلسله 6 بالای ویرانه‌های سقاره قرار دارد. در اطرافش گورهای امیران، وزیران و اهل یسار واقع است. از مشهورترین قبرها، مقبره، مردروکا، کای جمنی، بتاح حتب می‌باشد. در گورستانها، صورت‌هائی از آداب و رسومی که زندگی مصری‌ها را در آن عهد نشان و شرح می دهد موجود است. در روزگار دول جدید فراعنه مقبره گاو مقدس که مشهور به سرابیوم است نقر گردیده و در همه‌ی طول تاریخ فراعنه مصر، بطالمه، رومیان و عصر مسیحیت شهرت داشته.

جیزه GIZA
جیزه با 2221868 نفر جمعیت، از شهرهای مشهور بر کرانه غربی نیل است. پایتخت استان جیزه و در 7کیلومتری اهرام مصر از جمله خوفو، کفرن و مجسمه ابوالهول واقع است. بر اثر حفریات باستان شناسی، مقبره مادرخوفو و دخترش کشف گردید، این شهر، مرکز تجاری از مراکز مهم صنعتی مصر است. دانشگاه جیزه در سال 1925 تأسیس گردید. و باغ‌های حیوان شناسی و مجموعه‌های گیاهی دارد.

دمنهور DAMANHUR
دمنهور با 212203 نفر جمعیت، از شهرهای مصر، در دلتای پایتخت استان بحیره است. پایتخت این منطقه از روزگار فراعنه بود. مرکز ارتباطی خط آهن قاهره اسکندریه و بازار تجارت پنبه و حلاجی پنبه و پشم بافی می‌باشد. اسم آن در عصر یونان باستان هرموپولیس بارنا و در عصر قبطی‌ها تمنهور بود که از آن اسم عربی فعلی گرفته شده است.

دمیاط
شهر دمیاط از شهرهای کشور مصر است. در تورات به نام کفتور و در عهد یونانیان تامیاتس و در عصر قبطی‌ها تامیات ذکر گردیده است. از لحاظ تجاری در قرون وسطی اهمیت بسیار داشت حریر دمیاطی دارای شهرتی فراوان بود. شهری است برکنار رود نیل، وسیع و بسیار منظم که از هر گونه نیکوئی بهره‌ای دارد و دارای میوه‌های گوناگون است. مردمی که خانه‌هاشان در کنار نیل است با دلو از آن رودخانه آب می‌کشند و بسیاری از خانه‌ها پله‌کانهائی دارد که به وسیله‌ی آن تا رودخانه می‌توان فرود آمد. درخت موز در این شهر فراوان است محصول آن را به وسیله‌ی کشتی تا مصر (قاهره) می‌برند. گله‌های دمیاط، چه شب و چه روز، بدون چوپان و خود به چرا مشغول‌اند و به همین جهت گفته‌اند باروی شهر دمیاط از شیرینی است و سگان آن شهر گوسپندانند. شهر کنونی دمیاط جدیدالاحداث است و شهر قدیمی را فرنگی‌ها در زمان الملک الصالح ویران کرده اند.

رشید
از شهرهای مصر در کرانه رود نیل در نزدیکی مصب فرعی رشید قرار گرفته است. پایتخت و مرکز رشید در استان بحیره در نزدیکی دریای مدیترانه است. در قرن نهم میلادی تأسیس گردید. دارای اهمیت بازرگانی (فروش محصولات کشاورزی از جمله برنج) می‌باشد، حجر رشید (سنگ تاریخی) یکی از آثار تاریخی به دست آمده که به زبان و به خط هیروگلیفی، یونان در ستایش کاهنان پادشاه بطلمیوس را که عطایائی به معابد داده، می‌باشد. سربازان ناپلئون این سنگ را در نزدیکی قلعه سان جولیان نزدیک رشید پیدا کردند.
انگلیسی‌ها در سال 1851 براین سنگ دست یافته به موزه بریتانیا بردند. از بندرهای دوبی، افتتاح بندر رشید بدون شک ترمینال کانتینری آن با جابجایی 600000تی. ای. یو بود. اساس ایجاد یک چنین تأسیساتی معظمی در دهه 1960 پایه‌گذاری شد. پیش از تأسیس این بندر مرکز تجاری دوبی تکیه بر لنجهایی داشت که به این بندر رفت و آمد می‌کردند و کشتی‌های بزرگتر در خارج از بندر لنگه انداخته و به وسیله بارج‌ها تخلیه و بارگیری می‌نمودند. در دهه 1960 معلوم شد که این سیستم در دراز مدت پاسخگوی نیازها نخواهد بود. در سال 1967 قرارداد ساخت بندر با 4پست اسکله به امضا رسید که این قرار داد شامل ساخت دو موج شکن نیز بود. عملیات ساختمانی در سال 1968 شروع شده و در پایان همان سال قرارداد گسترش یافته و ساخت 11 اسکله دیگر به همراه امکانات انباری به آن اضافه شد. قرارداد جدید هم چنین شامل افزایش طول موج شکن می‌شد.
در سال 1970بندررشید با پست اسکله شروع به کار نمود و پروژه ساخت بندر با 15 پست اسکله در سال 1973 تکمیل شد. اما این توسعه کافی نبود. زیرا با بالارفتن سریع قیمت نفت در دهه 1970باعث افزایش بی‌اندازه واردات کالا شده و در نتیجه کشتی‌های حامل کالاهای وارداتی مجبور می‌شدند حداقل سه ماه در انتظار برای تخلیه کالاهایشان باشند که در پی آن دولت تصمیم به توسعه دوباره بندر را گرفت.
بین سالهای 1976تا 1979 ظرفیت بندر به 30پست اسکله عمیق جنرال کارگو به طول 5887 متر با عمق‌های بین 9.3تا 11.5 متر به اضافه یک ترمینال کانتینری با 5پست اسکله رسید. بندر هم چنین دارای اسکله ساحلی به طول 1067 متر بوده که عمق آن در حدود 6متر بوده و مخصوص لنجها و حمل و نقل محلی می‌باشد.
جابجایی کانتینر در بندر رشید به سال 1977 برمی‌گردد. زمانی که اولین کانتینرهای حامل کالا به بندر رسیدند که به دنبال آن ورود سیل‌آسای تریلرها به وسیله کشتی‌های رو- رو بود.
در سال 1978 فقط 100هزار تی. ای. یو کانتینر در بندر جابجا شد. در همان سال بندر اقدام به تعویض سیستم‌های جابجایی قدیمی نموده و شروع به استفاده از تجهیزات مدرن نمود و در سال 1980برای اولین بار استفاده از سیستم کامپیوتری را تجربه کرد. نقش بندر رشید به عنوان یک بندر کانتینری معظم در منطقه بسیار فراتر از خلیج فارس رفته و قسمت وسیعی از شبه قاره هند را نیز دربرمی‌گیرد. صادر کنندگان کالا به این بندر نه تنها اروپاییان بوده بلکه شامل کشورهای آسیای شرقی نیز می‌شود. از دیگر زمینه‌های کسب درآمد ارزی ایجاد کارگاه تعمیرات کشتی دوبی (دوبی داری داک) می‌باشد که در سال مالی 90با یک جهش 45درصدی در فعالیتهای خود روبرو شد.

رفح
از شهرهای باستانی، در حدود مصر شرقی در شبه جزیره سینا در کرانه دریای مدیترانه، نامش در قدیم بمصری رابح و به یونانی ورافیا بود. جنگی سهمگین در این ناحیه در 217ق- م رخ داد که در تاریخ بطالمه اهمیت بسیار دارد، مصریان در این نبرد یاری شدند و مردم اعتماد به نفس یافتند و این نبرد سبب شد که مصریان بیدارتر و دلیرتر و بطالمه محتاطتر و کم‌آزارتر شوند و تزلزلی سخت در امپراطوری بطالمه پدید آمد. در شهر رفح حمامهائی از عهد رومیان و کلیسائی از عصر مسیحی به جا مانده است.

زفتی
شهری در مصر، مرکز حکومت زفتی در استان غربیه در شمال آن قریه‌های متعددی که در نیمه راه دریای مدیترانه است، قرار دارد.

زقازیق ZAGAZIG
زقازیق با 267351 نفر جمعیت، از شهرهای مصر در شرق دلتا، مرکز استان شرقی، به واسطه‌ی تمرکز نیروهای نظامی در این ناحیه به وجود آمد و با خطوط آهن به قاهره، منصوره، پورت سعید، ترعه‌ی سوئز مرتبط و مرکز تجارت پنبه است. در نزدیکی ویرانه‌های شهر باستانی بوبسطیس (تل بسطه) قرار دارد.

صوعن
(محل قدیم یا جدا کننده) شهری در ساحل دریای مصر، یونانی‌ها طانس نامیده و فعلاً آن را صان گویند و بر یکی از فروع نیل واقع و در طرف شرقی آن همواره وسیع و فراخی است که آن را بلاد صوعن نامند مز 78:12 پوشیده نماند که صوعن شهر قدیمی است که تخمیناً هفت سال بعد از حبرون بنا شد اعد 13:22 و منیشو می‌گوید شهری بود و مسمی به فرس که سلاطین مصر آن را حصاردار نموده و در آن دویست و چهل هزار مردان جنگی می‌بود و گمان دارند که همان صوعن است و بر حسب تقلید این همان شهری است که مذاکرات فیمابین موسی و فرعون که در سفر خروج مذکور است. اما حالت حالیه صوعن جمعی از مدققین برآنند که صان حالیه همان صوعن می‌باشد و نوشته در آنجا یافته‌اند یعنی شیشه طانه که ترجمه‌اش بلاد صوعن می‌باشد و در آنجا تماثیل عظیمه پادشاهان مصر و معدودی از ابوالهول‌ها دیده می‌شود و تلهایی که حدود شهر مرقوم را معین می‌کنند به مسافت یک میل و سه ربع به حسب عرض امتداد دارد و طول حصار هیکل عظیم این شهر یک هزار و پانصد قدم و عرضش یک هزار و دویست و پنجاه قدم بوده است و عمسیس ثانی این هیکل را کلیسایی که در سنه 323 میلادی تقدیس شده او سی بیوس در آنجا بشارت داد بنا شده باشد. و فعلاً از این شهر پنبه و توتون و سنگ آسیا که از حوران آورده می‌شود می آورند و عدد نفوس تخمیناً 5000است که نصف ایشان مسلم و باقی نصاری می‌باشند و در آن جا معدودی از یهود نیز یافت می‌شود.

طنطا TANTA
طنطا با 371010 نفر جمعیت، از شهرهای مصر در استان غربی مصر است. نام قبلی (عصر فراعنه) آن طنتائو بود، آنگاه به طندتا، وطنتدا و اخیراً طنطا تحریف شد. این شهر از سال 1836 مرکز استان غربی، بازار بزرگ تجارت و مرکز خطوط راه‌آهن و جاده‌های شوسه می‌باشد و مقام سید احمدالبدوی از اولیاء قرن سیزدهم میلادی بود.

طهطا
از شهرهای مصر در استان سوهاج، مرکز خطوط آهن، دارای بیش از 35000نفر جمعیت است.

طیبه
طیبه یکی از شهرهای معروف مصر است، اگرچه ممکن است قدیمترین آنها نباشد ولی مشهورترین آنها است. نام این شهر در کتابهای مورخان و سایری آمده از جمله اسمهایی که شهر طیبه داشته شهر آمون، شهر جدید جنوبی که از شهر شمالی هم نام آن منف و اسم طیبه مشخص باشد آن چه صحیح‌تر به گمان مورخان آمده کلمه‌ی مصری آن ابه (دیار عبادت آمون) (واتصر) که ت از ادات تعریف بود بر آن مقدم گشته تیبه گردیده و به جای آن تا طا گفته و کلمه‌ی تیبه طیبه شده است.
هنگامی که یونانیان به این شهر و خدای آن آمون آشنایی حاصل کرده نام خدای خویش زئوس را بر آن نهادند و همر آن را اکساتومبولیس (دارای صد دروازه) نامید. این شهر در ساحل شرقی رود نیل و در 500کیلومتری جنوب شهر منف قرار داشت.
شهر طیبه نخست پایتخت اقلیم چهارم از اقالیم صعید بود و آن چه از قدیم‌ترین آثار آبادانی در آن به جا مانده متعلق به سلسله 12 فراعنه مصر است که مردم برهیکسوس‌های مهاجم زیر فرمان حکمرانان قهرمان این شهر شوریدند و مصر و مناطق نفوذ مصر را از چنگ هیکسوس‌ها آزاد ساختند و طیبه پایتخت کشور پهناور مصر از دنقله تا اطراف فرات گشت و به خلاف همه‌ی گردش‌های روزگار چشم و چراغ پایتخت‌های دنیای آن روزگاران گردید تا این که در قرن هفتم قبل از میلاد آشوریان بر این شهر تاختند. گنج‌های آن را به غارت و ارزاق را چپاول کردند. در دوره‌ی جانشینان اسکندر مقدونی (بطالمه) مردم این شهر طغیان کردند اما آنان این طغیان را فرو نشانیدند. هم چنین در دوره‌ی رومیان نیز این شهر را ویران کردند. استرابون حدود 24 قبل از میلاد این شهر قدیمی را دید و از دیدنی‌های آن و ویرانه‌ها و صدایی که از مجسمه ممنون شنیده مطالبی در آثار خود ذکر کرده است.

قاوالکبیر
شهری است در ولایت اسیوط بر کرانه شرقی رود نیل میان ابوتیج و طهطها، به جای پایتخت اقلیم 12 از اقلیم های صعبد برافراشته شد. نام یونانی آن انتیوپولیس بود آثار تاریخی متعددی از دوره های مختلف تاریخ به جا مانده، مشهورترین آنها گورهای فرمانروایان اقلیم از دوره 12 و پس از آن نقوش و نوشته هایی از روزگار یونانیان و رومیان باستانی به جا مانده است.

قاهره CAIO
شهر قاهره با 9588000 نفر جمعیت، در ششم ژوئیه سال 969 میلادی (358 ﻫ -ق) بنا گردید و شش ماه بعد مراکزی برای دسته های مختلف سپاه در آن تعیین شد. شهر جدید از مناره جنوبی جامع حاکم تا باب زویله امتداد داشت؛ در شرق، حدود آن با حدود قاهره جدید یکسان بود. اما در غرب حدودش از خلیج مصر تجاوز نمی کرد. قصر سلطنتی نیز همزمان با شهر ساخته شد. نمای غربی آن از جامع الاقمر تا مدرسه ملک صالح ایوب ممتد بود. نخستین سنگ بنای جامع الازهر در چهارم آوریل 970 (24 جمادی الاول 359 ﻫ-ق) گذاشته شد. رفته رفته مساکنی برای سپاهیان و خانواده های آنان بنا گردید، و دکانهای خاصی برای داد و ستد و رفع نیازمندیهای آنان دایر شد. «هنگامی که باروها بنا می شد و پایه های قصرها و جامع بزرگ الازهر بالا می آمد. سربازان جوهر مشغول ساختن منازل بودند، و اردوگاه آنان به شهری بدل می شد. وقتی اراضی محصور در داخل باروها به واحدهای مختلف سپاه تخصیص داده شد هر یک از آن واحد ها محوطه ای را ساختمان کرده نام خویش و یا نام فرمانده خود را بر آن نهاد. قاهره در آن زمان، توسط خیابان مشجر عریضی که به موازات خلیج مصر، به سوی غرب، امتداد داشت، به دو قسمت تقریباً متساوی تقسیم می گردید. معابر قسمتهای اصلی شهر از هر دو سو به این خیابان مشجر باز می شد.
در مغرب خلیج مصر، باغهایی وجود داشت که تا سواحل نیل گسترده می شد. در اینجا غالباً جمعیتی از افراد بیکار و ولگرد که در پی سرگرمی بودند گرد می آمدند وقتی ارتفاع آب نیل به حداکثر میزان خود می رسید خلیفه به یکی از کوشکهائی که در دشت برپا می شد عزیمت می کرد و مردم به شادی می پرداختند.
آب در مشکهایی به وسیله شتر یا استر، حمل می شد و روی مشکها را می پوشانیدند تا آب روی عابران ترشح نکند. علاوه بر آن اهل بازار مجبور بودند که در جلو محل کار خود کوزه ای آب مهیا بدارند تا در صورت بروز آتش سوزی به خاموش کردن حریق کمک کنند. الحاکم به امر الله خلیفه فاطمی فرمان جالبی صادر کرد که به موجب آن لازم بود که جلو دکانها، مقابل خانه ها، در میدانها و شوارع و معابر بن بست چراغ روشن شود. مردم کم کم در روشن کردن چراغ راه افراط پیمودند. بازارهائی که در هوای آزاد یا در جاهای مسقف دایر می شد چراغهای خود را در تمام طول شب خاموش نمی کردند. قاهره در سال 1994 دارای 4/9 میلیون نفر جمعیت بود و در سال 2015 دارای 5/14 میلیون نفر جمعیت خواهد بود.
در سایه ی رونق درخشان آثار معماریش مقام مهمی در تاریخ هنر دارد. هنوز مناطقی در این شهر موجود است. که خصوصیات باستانی خود را حفظ کرده.
وقتی به بالای ارگ قدم می گذاریم و از همهمه و ازدحام کوچه و بازار دوری می جوییم، از آنجا نگاه ما «به صدها بنای سفیدی که مشرف به فرو ریختن است، به ویرانه، گورستان، قبه های بیشمار، و مناره های مجلل» می افتد. جنگلی از برجها و مناره ها که «سر به فلک کشیده اند» پدیدار می شود، و چنین می نماید که می خواهد همه جا از میان توده مکعبهای بیرون جهد و راه آسمانها را در پیش گیرد.
قاهره ی بزرگ، چنانکه سیاحان اروپایی نامیده اند، از ابتدای تأسیسش، مرکز حکومت بود.
شهر قاهره در ششم ژوئیه ی 969 (358 هجری قمری) بنا گردید و شش ماه بعد مراکزی جهت دسته های مختلف سپاه در آن تعیین شد. شهر جدید از مناره ی جنوبی جامع حاکم تا باب زولیه امتداد داشت. در شرق، حدود آن با حدود قاهره ی جدید یکسان بود، اما در غرب حدودش از خلیج مصر تجاوز نمی کرد. قصر سلطنتی نیز همزمان با شهر ساخته شد. نمای غربی آن از جامع الازهر تا مدرسه ملک صالح ایوب ممتد بود. نخستین سنگ بنای جامع الازهر در چهارم آوریل 970 (24 جمادی الاول 359 هجری قمری) نهاده شد و ساختمان آن در بیست و دوم ژوئن 972 (7 رمضان 361 هجری قمری) خاتمه یافت.
بدین ترتیب شهری پا به عرصه ی وجود نهاد، شهری که به سبب تمایل به بدعت گذاری و نوآوری در دین بعدها در معرض تندی ها و مخالفتهای اهل تسنن قرار گرفت. واقع امر اینکه به قدرت رسیدن فاطمیان در مصر تغییر شگرف و فوق العاده ای را موجب گردید. فاطمیان، از هنگامی که بر شمال افریقا تسلط یافتند، به رقابت با خلفای عباسی برخاستند. رفته رفته مساکنی برای سپاهیان و خانواده ی آنان بنا گردید، و دکانهای خاصی جهت داد و ستد و رفع نیازمندیهای آنان دایر شد. «هنگامی که باروها بنا می شد و پایه های قصور و جامع بزرگ الازهر بالا می آمد، سربازان جوهر مشغول ساختن منازل بودند، و اردوگاه آنان به شهری بدل می شد.
«شهر بارو ندارد که بناها چنان مرتفع است که از بارو قویتر و عالیتر است، و هر سرای و کوشکی را حصاری است، و بیشتر عمارات پنج اشکوب و شش اشکوب می باشد.
«و قصر سلطان میان شهر قاهره است، و همه حوالی آن گشاده که هیچ عمارت بدان نپیوسته است... و گرد بر گرد آن گشوده است.
چون از بیرون شهر بنگرند، قصر سلطان چون کوهی نماید از بسیاری عمارات و ارتفاع آن. اما از شهر هیچ نتوان دید که با روی آن عالی است... و آن دوازده کوشک است. و این حرم را ده دروازه است بر روی زمین. و در زیر زمین دری است که سلطان سواره از آنجا بیرون رود و از شهر بیرون قصری ساخته است که مخرج آن رهگذر در آن قصر است و آن رهگذر را همه سقف محکم زده اند از حرم تا به کوشک، و دیوار کوشک از سنگ تراشیده ساخته اند که گویی از یک پاره سنگ تراشیده اند.
قاهره نخست بارویی آجری داشت. این بارو همچنان پا برجا بود تا اینکه در اواخر قرن یازدهم (قرن پنجم هجری) بدرالجمالی وزیر فاطمیان مصر به جای این باروی ناچیز باروی مستحکمی از سنگ تراشیده بنا کرد. این بارو دلیل بارزی بر تکامل فن معماری است که کاملاً با اسلوبی که در بنای مساجد اولیه به کار می رفت متفاوت بود. سه دروازه ی تاریخی که از این بارو به جا مانده – باب زولیه در جنوب، باب النصر وباب الفتوح در شمال.
از تمام شهر دوره ی فاطمیان فقط آثاری از معابر اصلی شهر که از شمال به جنوب امتداد داشته، چند خیابان، و آثار برجسته ای چون الازهر، الاقمر، و جامع الحاکم خلیفه فاطمی باقی است. آنچه چون تاجی بر سرافتخارات فاطمیان می درخشد جامع الازهر است. این بنا مجموعه ی عظیمی از طاقها و ستونهایی به سبکهای مختلف است. بنیانگذار این بنا نمی توانسته است پیش بینی کند که بر اثر توسعه ی عظیم و فوق العاده، طرح اساسی آن در ادوار بعد زیر و رو خواهد شد، و سبک یک دست آن از بین خواهد رفت. با این حال این بنا مجموعه ای است که باید آن را چنانچه هست پذیرفت.
الازهر در اصل مسجدی بود به سبک کلاسیک مساجد، و رواقهایی داشت. تغییر عمده ای که بر اثر نفوذ سبک معماری افریقای شمالی در آن به وجود آمد وسعت فوق العاده ای که به شبستان مرکزی مسجد داده شد و آن را به نوعی طالار تشریفاتی خاص جشنها بدل ساخت.
صلاح الدین ایوبی سیمای قاهره فاطمیان را، که در واقع دژی بیش نبود، تغییر داد و آن را به محلی بدل ساخت که توده ی مردم و جمعیت مملکت به طور کلی بتوانند در آن برای خود خانه بسازند. وی از وسعت قصر خلافت کاست. یک قسمت از این قصر ویران گردید و قسمتی دیگر به منازل خصوصی تبدیل شد. ارگ قاهره که بنای آن از 1176 آغاز شده بود در 1207 (604 هجری قمری) به پایان رسید. اما بنای بارو برای همیشه ناتمام ماند.
همین که ارگ بنا گردید، شهر قاهره، بر اثر خراب کردن قسمتی از باروی دوره ی فاطمیان و یا در مورد مناطق شمالی – بر اثر ساختمانهای جدیدی در برابر آن، فضای تنفسی بیشتری یافت.
از دوره ی ایوبیان به بعد گسترش شهر قاهره، که لازمه ی ازدیاد جمعیت بود، با پیروی از قوانین دقیقی انجام گرفت. از سوی جنوب قاهره رفته رفته به فسطاط می پیوست، زیرا پایتخت جدید نیازمند آن بود که از فسطاط به عنوان بندری بر رود نیل استفاده کند. اما در فاصله ی دو شهر باغهای زیبایی وجود داشت که تا آغاز قرن چهاردهم همچنان برجای ماندند. در طرف غرب شهر به سوی سواحل نیل پیش می رفت و خلیج مصر را پشت سر می گذاشت و بطوری که جزیره ی بولاق به جبهه ی جدیدی بر کنار رود نیل تبدیل می گردید که به عنوان بندر تجاری با فسطاط رقابت می کرد. بدین ترتیب، گسترش قاهره صدمه ای به شهر قدیم فسطاط وارد نمی ساخت و موجب انحطاط آن نمی گردید. بلکه فقط نقش آن را تغییر می داد.
در قرون وسطی این شهر از چهار مرکز شهری مختلف تشکیل شده بود. مصر القاهره، یعنی شهری که به دست فاطمیان بنا شده و قسمتی از آن محصور به بارویی بود که بناهایی تازه روز به روز آن را پشت سر گذاشته از نظر ناپدید می کردند. قاهره کهن که بر محل فسطاط قدیم بود. بولاق، جزیره ی سابق که اخیراً جزیی از قاهره شد و بندری بر کنار نیل تبدیل گردیده بود.
توسعه ی قاهره از اواخر دوره ی فاطمیان شروع شد. شکی نیست که در آغاز خانه های جدیدی بنا گردید زیرا شهر با افزایش جمعیت مواجه بود و با روی شهر نمی توانست در برابر تورم جمعیت مقاومت کند. دروازه هایی که هنوز هم باقی بود، مخصوصاً باب زولیه، از مدتها پیش در داخل شهر قرار گرفته بودند.
الحاق شهر قاهره به ارگ پدیده ی جدیدی بود که بعدها ظاهرگردید. و سرانجام میان قاهره و ارگ فاصله ای باقی نماند، و مخصوصاً در اواخر قرن چهاردهم عمارتهای بسیاری بنا شده بود که ارگ را به شهر متصل می ساخت. خانه ها نه شکل بناهای ما را دارند نه زیبایی بیرونی آن را؛ خیابانهای تنگ، خاکی، و کج و بد شکل اند؛ قطعات وسیع اراضی، به شکل نامنظم، که در آنها نه ساختمانی که جلوه بخش باشد و نه در مرکز آنها بنای یادبودی بر پا گردیده، اغلب به هنگام طغیان نیل به برکه هایی بدل می شوند؛ و وقتی نیل به بستر خود عقب نشینی می کند به صورت کشتزارها و علف زارهایی در می آیند. جمعیت انبوهی از مردمی که متعلق به ملیتهای گوناگون اند با شتاب از معابر می گذرند. این خیابان شکل منظمی ندارد گویی ساختمانها به طور اتفاق در کنار آن قرار گرفته و توجیهی به عمل نیامده که آنها را در یک ردیف بنا کنند. سبب این امر آن است که هر کس می خواسته خانه ای بسازد هر مقدار زمینی را که برای ساختمان خود احتیاج داشته اشغال کرده و در نتیجه اشخاص پیاده اکنون مجبورند از میان پیچ و خمها عبور کنند. در این جا هیچ فضایی را بلا استفاده نگذاشته و خانه ها و دکانها را چسبیده به هم بنا کرده و تا توانسته اند به فضای کوچه تجاوز کرده اند.
یکی از جهانگردان اروپایی گفته است که اگر مساجد قاهره را کنار هم قرار دهند شهری به بزرگی اورلئان به وجود خواهد آمد. ابن بطوطه که دقیقتر از ابن خلدون است چنین می نویسد: «قاهره پایتخت فرعون قویشوکت، با اراضی پر نعمت و نواحی پهناور خود در نهایت آبادانی و زیبایی و سرسبزی و مجمع آیندگان و روندگان است. دراین شهر از هر نوع مردم فقیر و غنی و عالم و جاهل و دانا و وضیع و شریف و بد و نیک گرد آمده اند. شهر با جمعیت خود چون دریا موج می زند و با همه وسعتی که دارد از کثرت عده ی مردمان تنگ می نماید... قاهره ی مصر ملتها را مقهور خود گردانیده. از نظر سیمون سگولی «طول شهر قاهره بیش از نوزده کیلومتر، و محیط آن چهل و هشت کیلومتر است. جمعیت آن متجاوز از سیصد هزار نفر است، و بیش از پنجاه هزارتن از آنان نه خانه ای دارند و نه سقفی که به زیر آن پناهنده شوند. به علاوه، بیش از ده هزار تن از آنان لباسی بر تن ندارند، و فقط پارچه ای به دور کمر می بندند.»
در پایان قرن پانزدهم نیز تأثیری که شهر قاهره درجهانگردان به جا گذاشته خیال نمی کنم امروز شهری در جهان باشد که بتواند از لحاظ جمعیت، ثروت، و قدرت با قاهره برابری کند. ما وارد خیابان شدیم و از آنجا به خیابان دیگری رسیدیم، و سپس از دروازه ای آهنی گذشتیم، و به پرجمعیت ترین نقاط تقاطع رسیدیم؛ و بعد از آنکه به زحمت زیاد از میان انبوه جمعیت راهی جستیم، به نقطه ای رسیدیم که ازدحام آن جا خارج از حد توصیف بود.
آخرین توصیفی که اینک ذکر می کنیم قدرت تجسم خاصی دارد: «سه خیابان اصلی از شهر می گذرد، این سه خیابان، در مقایسه با خیابانهای پیچ در پیچ و تنگ دیگر زیبا هستند. سبب انحنا و تنگی کوچه ها آن است که هر کس گذرگاه خانه ی خود را اشغال می نماید و آنها را به گذرگاه های تنگ و کوتاهی مبدل می سازد که عبور از آنها، مخصوصاً در روزهای بازار، مشکل است. گاهی نیز معابر از میان خانه ها می گذرند ولی چنان تاریک اند که ممکن است به عنوان مخفیگاه مورد استفاده ی اشرار قرار گیرد. مهمترین این سه خیابان نامبرده در طول شهر قرار گرفته است.
خانه های قاهره از حیاط اندرون نور می گرفتند و هرگز به طرف کوچه پنجره ای نداشتند. تقریباً می توان گفت که هنگام بنای خانه ساختمان را از طرف داخل شروع کرده به طرف خارج پیش می رفتند و در پایان کار آن را از طرفی که مشرف به کوچه بود مسدود می کردند. این ساختمان ها تا حدی زیبا و به حد کافی از هیاهوی شهر دور بود.
اثاثیه منزل نظیر آنچه ما در خانه های خود داریم نبود. مقدم بر همه ی باید گفت که در این خانه ها آشپزخانه وجود نداشت؛ همه ی جهانگردان اظهار داشته اند که غذا را از بیرون می خریدند و به خانه می آوردند. این غذاهای پخته و آماده از خوراکیهایی که در سراسر شهر وجود داشت به خانه آورده می شد. صندلی متحرک وجود نداشت؛ و مردم بر نیمکتهای ثابتی می نشستند که روی آنها حصیر پهن می کردند و بالش بر آنها می گذاشتند. رختخواب به معنایی که ما امروز از این کلمه می فهمیم وجود نداشت؛ حصیری کار رختخواب را انجام می داد. «در مناطق مختلف شهر بازارها و اماکن عمومی متعددی وجود دارد که برای مقاصد بازرگانی تأسیس شده اند؛ هر یک از بازارها اختصاص به یک نوع کالای تجاری دارد. در بعضی از آنها کالاهایی از قبیل دارو، طوطی، خاک طلا، که کاروانها از حبشه می آورند، خرید و فروش می شود، سنگهای قیمتی، پارچه، پارچه های کتانی ظریف، و کالاهای مختلف دیگر هر یک برای خود بازار مخصوصی دارد.
یکی از نویسندگان قرن پانزدهم می نویسد: «بناهای عمومی شهرهای قاهره ی کهن و قاهره به قدری زیاد است که به شمار در نمی آید. این بناها مشتمل است بر مساجد جامع؛ مساجد معمولی؛ مهمانسراها؛ مدارس؛ خانقانها؛ منازل با شکوه؛ خانه های مجلل؛ کوشکهای عالی؛ قصرهای رفیع؛ باغهای فرحزا؛ گرمابه های مجلل؛ بازارهای سر پوشیده؛ با کالاهای گوناگون؛ بازارهای واقع در فضای آزاد؛ که در آن انواع چیزها موجود است؛ کاروانسراهایی پر از مسافران و افراد مقیم؛ و بالاخره مقابری که بی شباهت به قصور عالی نیست.» «گرمابه های مصریان شگفت انگیز است. من در جای دیگر گرمابه هایی ندیده ام که از نظر بنا، و نظم بهتر و یا از نظر زیبایی و سرمایه ای که در آنها به کار انداخته اند برتر از گرمابه های مصر باشند. خزینه ی این گرمابه ها گنجایش دو تا چهار مشک آب دارد. آب از دو شیر وارد آن می شود یکی از این دو شیر مخصوص آب سرد. آب از این شیر نخست در حوضچه ی کوچک بلندی می ریزد؛ و بعد از آن که آب سرد و گرم در این حوضچه مخلوط گردید به خزینه جاری می شود. در حدود یک چهارم ارتفاع این خزینه بالاتر از سطح گرمابه قرار گرفته؛ و سه ربع دیگر در داخل زمین است.
تاریخ بنای بیمارستان در مصر پیش از آمدن اعراب به این سرزمین است؛ از قرار معلوم تأسیساتی از این قبیل از ادوار کهن در فسطاط وجود داشته است. اما در باب آنها هیچ گونه شرح مفصلی به دست ما نرسیده است و از جزئیات آنها اطلاعی در دست نیست. آغاز خدمات درمانی همگانی از دوره ی فرمانروایی ابن طولون است.
صلاح الدین ایوبی یکی از قصور فاطمیان را به بیمارستان تبدیل کرد. پزشکان، کحالان، جراحان و مدیرانی اداری به خدمت در آن گماشته شدند. باید به خاطر داشت که مورخ طبی مشهور یعنی ابن ابی اصیبعه در آن بیمارستان طبابت می کرد.
بیمارستان قلاوون از سایر مؤسسات مشابه خود در قاهره مهمتر بود. این بیمارستان عمارت معظمی بود که به سبکی جالب و با شکوه بنا گردیده بود.
این بیمارستان برای مداوای مسلمانان دردمند اعم از زن و مرد، تأسیس شده بود؛ ساکنان شهر و یا مسافران تمام کشورها و ولایات اسلامی، بی آنکه از نظر اصل و مقام و منصب تمایزی میان آنها قائل شوند، و بدون توجه به نوع بیماری – اعم از کسانی که بیماریشان شدید یا جزئی، بارز یا مخفی، بدنی یا روانی بود – در آن پذیرفته می شدند. بیماران بی چیز، از زن و مرد، تا هنگام بهبودی در بیمارستان می ماندند، و تحت درمان قرار می گرفتند. و نیز مقدار زیادی داروهای گوناگون و شربتها و جوشانده ها موجود بود که میان بیماران خارج از بیمارستان توزیع می شد. بیماران را به طبقات متمایزی تقسیم می کردند. برای بیماریهای عفونی، چشم پزشکی، جراحی، و بیماریهای داخلی اطاقهای خاصی وجو داشت.
در سال 1835 بوسیله حکومت مصر تأسیس گشت. در این موزه مصری بیش از 120000 شیئی از تمدن های پیش از تاریخ تا دوره گره کوی رومی نگهداری می شود. خیلی از اشیاء موجود در این موزه مربوط به تاریخ مصر از عهد فراعنه مصر در معرض دید دائمی است.
آموزش دوره ابتدایی رایگان برای عموم و در همه کشور مصر است. و تحصیل دانشگاه از سال 1962 رایگان است. دانشگاه الازهر در قرن دهم تأسیس شد که در آن علوم دینی اسلامی تدریس می شد. گفته شده که دانشگاه الازهر نخستین دانشگاه دنیاست. دانشگاه قاهره در 1908 بزرگترین رقم دانشجو را در مصر دارا بود چه دارای 155000 نفر دانشجو و 3158 نفر عضو هیأت علمی و صد انستیتو در کشاورزی، پزشکی، پرستاری، اقتصادی، سیاسی و هنرها و دیگر زمینه ها فعال است. بیشتر دانشکده های دانشگاه اصلی در جنوب شرقی شهر قاهره و برخی از شعبه ها در الفیوم و بنی سویف و خارطوم (سودان) دایر و فعال است. دانشگاه عین الشمس قاهره نیز اهمیت آموزشی فراوانی دارد و در قلب شهر قرار دارد که حدود صد هزار نفر در حال تحصیل و 30000 نفر فارغ التحصیل دارد.
هنرهای نمایشی در قاهره جدید اوپراخانه (مرکز فرهنگی ملی) در دهه 1980 پس از قرن نوزدهم دوباره سازی شد. این اپراخانه در اثر آتش سوزی در 1971 ویران گشت. در این اپراخانه گروههای تأتری، بالت و موسیقی فعالیت می کنند. ارکستر و تأتر در هوای آزاد و بدون سقف گه گاه برنامه هایی اجرا می کنند. کتابخانه ها و موزه ها: کتابخانه بزرگ قاهره در محل تجدید بنا شده ویلا در زمالک صد سال عمر دارد. در این کتابخانه کتابهایی به زبان عربی، آلمانی، فرانسوی و انگلیسی وجود دارد. یک کتابخانه تحقیقاتی، مجموعه اش شامل زمینه های مختلف است. در این مجموعه از هنر، دانش و مجموعه های نقشه ها و نقشه هایی که تاریخش به 1480 می رسد.
کتابخانه مبارک که در جیزه برافراشته شده در 1995 گشایش یافت. کتابخانه های عمومی و خصوصی فراوانی که در بردارنده مجموعه های گرانبهای کتاب و مجله و روزنامه و CD و کاست و ویدئو دارد. این کتابخانه به کودکان پیش دبستانی در مطالعه کتاب یاری می رساند. همچنین دو کتابخانه در حومه هلیوپلیس، کتابخانه قدیمی تر عمومی برای کودکان و سطوح بالاتر فعال است.
موزه مصر در میدان طاهر که مجموعه های آن بیش از 000/100 از دوره های مختلف تاریخ مصر دارد.
موزه قبطی در مصر – ال قادمیه اشیائی از پیش اسلام شامل پارچه، سنگ و شمایل دینی می شود. یک کلیسا موزه روی زمین که سابقه اش به قرن چهارم و گفته شده که نخستین مسیحیان مصری در این کلیسا عبادت می کردند. در موزه هنرهای اسلامی اشیاء مسی، برنجی، چوبی، شیشه ای، پارچه ای، قالی از دوره مملوک ها و عثمانی ها وجود دارد. موزه های دیگر قاهره شامل: موزه جنگ، موزه ملی مصر، راه آهن، موزه هنر مدرن و موزه ملی نظامی، موزه پست و موزه کشاورزی و موزه حمل و نقل.

قبادیان
نام شهری بود که ابن حوقل از این شهر به نام قواذیان نام برده و بنا گفته وی از ترمد کوچک تر بود و فز نیز گفته می شد و محصول روناس آن به هندوستان صادر می گشت. رود قبادیان که شهر قبادیان در کرانه اش قرار دارد بسیار طولانی بود و به قول ابن حوقل چندین شهر مهم در ساحل آن قرار داشت. عرب ها قبادیان را صغانیان و ایرانیان چغانیان می گفتند.

قنا
از شهرهای مصر در ساحل شرقی نیل در منطقه صعید مصر، پایتخت استان قنا از سال 1851 است. در شمال این شهر رود نیل تغییر جهت می دهد و از مشرق به مغرب می رود و منتهی به وادی قنا می گردد. و این وادی بزرگی در صحرای شرقی است که معبد قدیمی در آن قرار دارد. صنعت کوزه گری آن اهمیت و شهرت دارد.

قنطره
از شهرهای مصر بر کرانه کانال سوئز در شبه جزیره سینا در راه جنگی قدیم، بین مصر و سوریه، ابتدای خط آهن که در جنگ جهانی اول برای ارتباط مصر به فلسطین کشیده شد قرار دارد.

قیصر
از شهرهای جنوب شرقی مصر، بندری است بر دریای سرخ در دوران بطالمه به اسم برنیس رونق فراوان داشت، در دوران عباسیان آسیب فراوان دید. در نزدیکی آن معادن فسفات، روی و غیره وجود دارد.
برخی از مآخذ و کتابهای سودمند 1- قاهره – گاستون ویت – ترجمه محمود محمودی 2- دانشگاه میشیگان – ترجمه رایکا 3- هنر معماری در سرزمین های اسلامی ج – هوگ – ترجمه دکتر پرویز ورجاوند 4- آندلس – دکتر محمد ابراهیم آیتی 5- شناخت شهرهای ایران – عبدالحسین سعیدیان 6- جغرافیای شهری در افغانستان – اروین گروتس – باخ – ترجمه محسن محسنیان 7- جغرافیای کامل قفقاز – دکتر بهرام امیر احمدیان 8- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی – زیر نظر کاظم بجنوردی 9- داود اصفهانیان استاد دانشگاه اصفهان 10- قاموس کتاب مقدس 11- دائرةالمعارف عمومی الفبایی دو جلدی – عبدالحسین سعیدیان 12- دکتر نرگس سعیدیان 13- دائرةالمعارف نو پنج جلدی عبدالحسین سعیدیان 14- دکتر محمد سعیدیان 15- معماری اسلامی – روبرت هیلن برند ترجمه باقر آیت الله زاده شیرازی 16- سفرنامه ابن بطوطه – ترجمه دکتر محمد علی موحد 17- دکتر نرگس سعیدیان 18- سرزمین و مردم زامبیا – الیزابت، در سنگ – ترجمه حسن انوشه 19- رایکا 20- کلوئه 21- قاهره – گاستون ویت – ترجمه محمود محمودی

بابلیون
از شهرهای مصر در جنوب قاهره در اعصار قدیم ایجاد گردید، درین شهر قدیمی، دیواری رومیان در این ناحیه به پا کردند، بقایای این دیوار تا امروز در قصرالشمع باقی است. در سال 641 میلادی به چنگ مسلمین افتاد.

پورت سعید (پرت سعید، بورسعید)
بندری در ساحل مدیترانه‌ای مصر با 469533 نفر جمعیت، در انتهای شمالی کانال سوئز و کرانه‌ی غربی آن. این بندر از طریق خط آهنی به طول 233کیلومتر (تأسیس 1904) از طریق زقاریق و اسماعیلیه، به قاهره، دمیاط و اسکندریه متصل می‌شود. پس از احداث کانال سوئز، پورت سعید دومین بندر مصر پس از اسکندریه شد و در حال حاضر مرکز استانی (محافظه‌ای) به همین نام است. جمعیت استان 374000تن بوده است. در 1995 جمعیت ناحیه‌ی پورت سعید 467000تن بوده است. پورت سعید در 1859، در ضمن تعیین محل کانال سوئز در دوره‌ی حکومت سعید پاشا، خدیو مصر، بنا گردید و به نام او خوانده شد.
به جز نوار ماسه‌ای، با عرض 180تا 270 متر، که دریاچه‌ی منزله را از مدیترانه جدا می‌کند، محل کنونی شهر زیر آب بود. گروهی از مهندسان به سرپرستی لاروش و فردینان دولسپس این محل را، نه به این دلیل که در میان باریکه نزدیکترین نقطه به سوئز بود بلکه بدین جهت که عمق آب، در آن جا با طرحی که برای کانال پیش بینی شده بود مطابقت بیشتری داشت، انتخاب کردند. با آغاز کار بر روی کانال، پنج خانه‌ی چوبی روی آب با پایه‌های عظیم ساخته شد. همچنین یک نانوائی و یک کارخانه‌ی تقطیر آب برای استفاده‌ی مهندسان مهیا شد. یک سال بعد بندرگاه تازه تأسیس، لایروبی و عمیق‌تر شد و گل و لای جمع آوری شده بلافاصله برای ساختمان سازی بیشتر، علاوه بر کارگاهها، در مساحت 30000متر مربع به کار گرفته شد؛ گرچه این مساحت برای رشد سریع جمعیت شاغل در کانال که به سوی اسماعیلیه پیش می‌رفت کفایت نمی‌کرد. در این شرایط اضطراری و فقدان معادن سنگ مناسب و قابل دسترس در پورت سعید، در 1865 تولید سنگ‌های مصنوعی مقاوم در برابر جریان آب دریا شروع شد. هر یک از این سنگها حدود 22تن وزن داشت و برای ساخت دو موج شکن بسیار بزرگ بندرگاه بیرونی و همچنین برای احداث بناهای دیگر منطقه استفاده شد. در همان سال قایقهای پستی، کانال را به سمت اسماعیلیه پیمودند و قایق‌های دیگر کالاهای وارداتی به پورت سعید حمل کردند.
در 1868 ساخت موج شکن‌ها به پایان رسید و در 1869 کانال تکمیل شد. در پی آن، جمعیت شهر به دلیل حضور جمع کثیری از کنسول‌ها و نمایندگان ملل مختلف به 10000تن رسید. پورت سعید، در پایان قرن نوزدهم بزرگترین ایستگاه بارگیری زغال سنگ جهان، عمدتاً برای تجارت از طریق کانال، و در آغاز قرن بیستم مرکز صدور کتان، برنج و دیگر محصولات کشاورزی ناحیه‌ی دلتای نیل شرقی و همچنین مرکز فرآوری ماهی بود.
بناهای عمومی فراوانی به اداره‌ی مرکزی شرکت کانال سوئز اضافه شد و جمعیت شهر در 1907 هکتار، دو موج شکن که برای حفظ کانال از فرسایش مستمر آب دریا و شن روان احداث شده بود و سه اسکله‌ی اولیه‌ی آن در ساحل شرقی، یک اسکله‌ی شناور (79متر درازا، 5/17متر پهنا و 5متر عمق، با ظرفیت 3500تن) احداث شد و پس از آن، در 1903-1909 در ساحل شرقی اسکله‌های جدید ساخته شد. با سکونت کارگران در این اسلکه‌ها، شهر جدید پورت فؤاد که به افتخار پادشاه وقت مصر، فؤاد اول، ‌نامگذاری شده بود در کناره‌ی شرقی پدیدار شد. به فرمان خدیو اسماعیل، به منظور حفاظت از کشتی‌هایی که در طول شب به کانال نزدیک می‌شدند، چهار فانوس دریایی به هزینه‌ی دولت مصر در روزتا (=رشید) برلس، برج الغربه در نزدیکی دمیاط، و پورت سعید بنا شد. فانوس دریایی پورت سعید 53متر بلندی داشت و نور آن با سه فانوس دیگر متفاوت بود و از فاصله 32کیلومتری قابل دیدن بود. این فانوس بر پایه‌ی موج شکن به سوی دریا، مجسمه‌ی بزرگی از دولسپس، ساخته امانوئل فرمیه، در 1899 پرده‌برداری شد.
در 1956 جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد. در پی آن در جنگ بریتانیا، فرانسه و فلسطین اشغالی (اواخر اکتبر تا اوایل نوامبر 1956) با مصر، پورت سعید در حملات هوایی خسارات متعددی متحمل شد و در جریان پیاده شدن نیروهای بریتانیا و فرانسه در ساحل، مجسمه‌ی دولسپس همراه با چیزهای دیگر نابود شد. بعد از جنگ، خسارات جبران و کانال بازگشایی شد؛ اما در طول جنگ شش روزه‌ی ژوئن 1967 نیروهای فلسطین اشغالی به سوی ساحل شرقی کانال پیشروی کردند و محدوده‌ی غربی سینا واقع در شمال این ساحل را اشغال کردند. کانال تا چندین سال مسدود ماند. اما پس از توافق‌های کمپ دیوید در 1978 و معاهده‌ی صلح مصر رژیم اشغالگر قدس در 1979، احیا شد و درآمد حاصل از حق ترانزیت بخش قابل ملاحظه‌ای از عایدات مصر را تشکیل داد.
پورت سعید نیز تا اندازه‌ای به رونق گذشته‌ی خود بازگشت. در این دوره شهر را بازسازی کردند، خانه‌های جدیدی برای بازگشت پناهندگان جنگهای مصر و فلسطین اشغالی ساخته و یک منطقه‌ی صنعتی آزاد افتتاح شد. تولید منسوجات، البسه، شیشه، چینی، لاستیک و باتری اتومبیل و ساعت از صنایع شهر است. همچنین پورت سعید دارای دو نیروگاه گازی برق، صنایع رایانه، ساختمان سازی، چاپ و تسهیلات کشتی سازی است.

تل العمارنه
شهر باستانی تل العمارنه میان قاهره و الاقصر قرار داشت و تنها به مدت چهل سال مسکونی بود. شهر بر کرانه شرقی رود نیل قرار داشت. شهر با توسعه‌ای در طول نیل می‌باشد و سه جاده موازی که به موازات نیل کشیده شده است مناطق مختلف شهر را به هم متصل می‌کند. طویل‌ترین بخش شهر 5 مایل است و در فاصله نیم تا یک مایلی واقع شده است. شبکه بندی شطرنجی تل العمارنه، چیزی بیش از کلبه‌های ساخت دست پیمانکاران برای اسکان کارگران نبوده است. ساختمان‌های ردیفی که به وسیله خیابان‌های تنگ از هم جدا می‌شدند، منطقه مربع شکل و محصور را اشغال می‌کرد. این خانه‌ها جز در محله مباشران که در نزدیکی دروازه شهر واقع بود، همگی کاملاً مشابه هم بود و در همه آنها آشپزخانه در بخش جلویی و اتاق خواب‌ها در قسمت عقب خانه، که بسیار شبیه الگوی ساز و کار خانه‌های صنعتی امروزی است. 2 اسم عربی شهری است که پایتخت فراعنه مصر بود و به وسیله ایخناتون در حدود 1365ق-م در قلب دره اقلیم (شمونین) ایجاد گردید. اسم آن دختر آتون (افق آتون) بناها و قصهرای مذهبی در آن ساخته شده، اما این شهربعد از ایخناتون تعمیر و آباد نگشت. بسیاری از آثار تاریخی آن به موزه‌های اروپائی انتقال یافته، مخصوصاً موزه‌های آلمان به ویژه و از جمله سرنفرتی تی می‌باشد.

تل بسطه
پایتخت اقلیم 18 ازاقلیم‌های دلتا در روزگار فراعنه مصر بود. نام این شهر از بسته (بر-بسته) (معبد بسته) گرفته شده، نام این شهر در نوشته‌های قبطی و به یونانی بوباستس بود. ویرانه‌های آثار تاریخی مختلف از دو سلسله 4و6و دولت وسطی و روزگار هیکسوس و زمان دولت جدید به جا مانده است. شهرت آن در تاریخ به علت مرکز حکومت در دوره سلسله 22 (950-730ق-م)بود می‌باشد. هرودوت از این شهر و مراسم و عیدهای مذهبی آن ذکر کرده است. بعدها اهالی برای ساختمان مساکن خویش از مصالح ساختمانی آن استفاده کرده‌اند.

دهشور
شهری معروف در استان جیزه کشور مصر، در جنوب صقاره واقع دارای آثار تاریخی عظیم از جمله: 5هرم که 2 هرم از فرعون سنفرو و 3 هرم از آن فراعنه دولت وسطی و کفرن، خئوپس و در اطراف آن آثار تاریخی دیگری از اعصار قدیمی و وسطی وجود دارد.

محله الکبری
از شهرهای مصر در استان غربیه، تا سال 1836 پایتخت استان غربیه بود، پس از انتقال یافتن پایتخت استان از این شهر، اهمیت آن رو به کاهش نهاد، اما با ایجاد کارخانه‌های ریسندگی و بافندگی (1930) مرکز صنعت پارچه‌های پنبه‌ای در مصر شد، چند راه به این شهر مرتبط است.

ممفیس یا منف Memphis
پایتخت عهد باستان مصر ( حدود 3100 – 2258 ق – م ) بر رأس دلتای نیل و در فاصله 18 کیلومتری جنوب قاهره است که بنای آنرا به منس نسبت داده اند. خدای آن پتاح و معبد این خدا و کاخ آپریس و دو مجسمه بزرگ رامسس دوم از جمله آثار به دست آمده در این شهر باستانی است. پس از این که پایتخت از این شهر به تیوه منتقل شد باز ممفیس همچنان دارای اهمیت بود. چون در 525 ق – م ایرانیان بر مصرف دست یافتند پایتخت والی ایرانی گشت. در عهد بطلمیوسی ها و رومیان پس از اسکندریه از شهرهای مهم به شمار می رفت. چون اعراب بر مصر چیره گشتند به دستور عمر و عاص شهر فسطاط در نزدیکیش و چندی بعد یعنی در روزگار فاطمیان شهر قاهره برافراشته و در نتیجه از اهمیت ممفیس کاسته شد تا جایی که اینک روستایی به نام میت رهینه برجا مانده است. ولی توریست های بسیار برای دیدن هرم جیزه و سقّاره بدین سامان می شتابند. نخستین پایتخت مصر باستان است که منس Menes که در حدود 3100 ق – م می زیست و نخستین شاهی بود که ممفیس را پایتخت خود قرار داد. در دوره فراعنه قدیم ( 2200 – 2700 ق – م ) شاهان هرم های جیزه و سقاره را در نزدیکی سقاره برافراشتند و ممفیس تا حدود 2000 ق – م پایتخت مصر بود که از نظر مذهبی و دینی و سیاسی تا سال 330ق-م مهم بود.

منشات
از شهرهای مصر، شهر منشات بر ساحل شرقی رود نیل در استان سوهاج واقع است، اسم قدیمی آن پسوی و بتوپمایوس نزد یونانیان بود، بطلیموس اول ( 323 – 285 ق – م ) آن را به جای شهر قدیمی بنا کرد، استرابون از این شهر در دوران پرشکوهش سخن گفته، ویرانه هایی از برخی آثار تاریخی آن کشف گردید.

منصوره
منصوره با 395402 نفر جمعیت، از شهرهای مصر سفلی بر کرانه ی شرقی رود فرعی دمیاط است که ملک الکامل محمد از سلاطین ایوبی ( 1219 میلادی ) هنگامی که صلیبی ها در دمیاط مستقر و آن را مرکز نظامی خود ساخته بودند، بنا کرد. در این منطقه صلیبی ها به فرماندهی لوئی نهم شاه فرانسه ( 1250 میلادی ) شکست خوردند و لوئی در دارابن لقمان که هنوز باقی است اسیر شد. مرکز خطوط آهن و تجارت پنبه مقابل طلخا درآن سوی نیل واقع است که به وسیله پل به یکدیگر مرتبط هستند. منظره ها و جاذبه های محلی: از معروفترین ها: پارک لینکلن – باغ وحش آموزشی – پارک روی دریاچه مقابل از 1600 تا 2500 شمالی – معروف ترین پارک شهر، با چهار حمام ساحلی ( پلاژهای محل شنا ) سه قایق و کرجی بندری – باغ وحش – در استکتون درکتر ( پای آرمیتاژ حاوی بیش از 2600 نوع، شامل بزرگترین گروه میمون های باسارت گرفته شده فری کنسرویتوری، در میان بهترین گلکاری های جهان است، در استوکتون در ردکتر ) و فالرتون به مساحت حدود 12100 متر مربع

منف
شهر منف از قدیم ترین پایتخت های دنیا و دومین پایتخت کشور مصر باستان است، بنای آن به مینا منسوب و پیدایش و نشات آن را به قیام وحدت سیاسی دوم ( 3400- 3200 ق – م ) مربوط می دانند و معروف به دژ سفید بود، اما نام منف مختصر اسم مرکب از قبایل بود و برای شهرتش غالب آمد و تاکنون نام های گوناگون یافته است. منف پایتخت فراعنه قدیم بود تا این که مدتی از پایتختی افتاد و طیبه از شهرهای پر رونق دنیای آن روزگار گشت. منف پایتخت نظامی مصر بلکه پایتخت دوم برای مناطقی شد که طیبه اداره آن ها را به عهده داشت. در شهر منف نقشه های نظامی طرح و صنایع مختلف ایجاد و مقر سپاه و محل سکونت فرماندهان نظامی شد، علاوه بر ای مراسم مختلف نظامی دینی و سیاسی در این شهر برپا می گشت و تاجگذاری سلاطین در این جا انجام می شد. در شهر منف فرعون معاصر موسی متولد شد که بنی فلسطین اشغالی را از مصر راند. مردم این شهر در نبرد با کامبیز شاه ایران سخت کوشیدند. در دوران اسلامی عمروعاص این شهر را تصرف و شهر فسطاط را بنا کرد. از شهر منف به جز آثار ویرانه از قرون و اعصار مختلف به جانمانده و از دل خاک آثار پرارزشی از تمدن باستانی مصر به دست آمده است.

منیا
از شهرداری مصر مرکزی بر ساحل غربی رود نیل واقع، پایتخت استان منیا از سال 1833 و نام قدیمی آن تمونی است. عرب ها آن را به اسم منیة ابن خصیب شناخته و این مرد از طرف هارون عباسی مأمور وصول خراج بود. در انقلاب 1919 سهم عمده ای داشت مرکز بازرگانی و حلاجی پنبه است.

میر
شهری در استان اسیوط از مناطق صعید مصر است که در آن قبور برخی از حکمرانان منطقه وجود دارد. و از سلسله ی 6 و سلسله ی 12 و قبرهای افرادی که بین این دو سلسله می زیستند در آن وجود دارد.

هلیوپولیس
اسمی که یونانیان بر شهر مدینه الشمس معروف در شمال قاهره داده بودند. که اسم عربی آن عین الشمس و اسم زمان فراعنه آن (ایونو) و پایتخت فراعنه در آغاز دمیدن سپیده دم تاریخ بود که بعدها تشکیلات حکومت سیاسی به پایتخت ها و شهرهای دیگر انتقال یافت و در طول تاریخ مشهور بود. این شهر پایتخت دینی و سیاسی و مرکز تمدن و کشاورزی مصر بر پایه های علمی و ریاضی بود. معبد آن مورد توجه زائران و معتقدان بسیار، مخصوصا” یونانیان بود.

هواره
شهری در استان فیوم مصر، منطقه باستانی، هرم امنمحات 3(سلسله 12 ـ 1841 ـ 1792) ق ـ م) و معبد جنازی (لابیرنت) و مرکز مهم دروه فراعنه وسطی بود. در قرن 19 آثار تاریخی رومی ها در این شهر از جمله: قبور و گل و نباتات و لوح های چوبی رنگی که بر صورت صاحبان آنها نقش گردیده و قبر نفرو – بتاح نیز در آن کشف گردید.

View this article in PDF format Print article
Other articles in this category
مصر در یک نگاه
جغرافیا
تاريخ
فرهنگ
اقتصاد
سیاست
نظامی
روابط با ایران