تاریخ        0  1064 reads

تاریخچه سیاسی بوروندی
بر خلاف بيشتر كشورهاي آفريقايي بوروندي و همسايه شماليش، روآندا، كشورهايي مصنوعي كه توسط استعمارگران ساخته شده باشند، نبودند. وقتي اين دو كشور جزء مستعمرات آفريقاي شرقي آلمان قرار گرفتند، براي قرن ها پادشاهاني حكومت آن ها را عهده دار شدند كه مجبور بودند مرزهاي خود را به روي اروپايي ها باز نگه دارند، كه در نتيجه اروپاييان نفوذ زيادي در اين دو كشور يافتند. بلژيك در سال 1916 ميلادي جانشين آلمان شده اين دو كشور را اشغال نمود و همان سيستم حكومت غيرمستقيم را ادامه داد. اتخاذ اين سيستم استعماري تأثير گسترده اي بر اين دو كشور داشت، چرا كه به برتري گروه اقليت نژادي توتسي (كه تنها 14 درصد جمعيت را تشكيل مي دادند) و تسلط آن ها بر اكثريت هوتوها (كه 85 درصد جمعيت را شامل مي شدند) و گروه بسيار كوچك توآ (يك درصد جمعيت) انجاميد.
بر خلاف روآندا، اختلافات ميان دو گروه نژادي در بوروندي به درگيري منجر نشد و احساسات آن ها عليه يكديگر با تشكيل يك طبقه واسط از شاهزادگان (به نام گانوا) ميان موآمي (پادشاه) و مردم عادي كنترل شد. موآمي و گانوا توتسي بودند كه از توده هاي مردم توتسي خود را جدا نگه مي داشتند. روابط ميان توده مردم توتسي و هوتو از شرايط برابري بهره برده ازدواج ميان آن ها امري معمول بود.
با تشكيل سازمان ملل، قيمومت بوروندي بار ديگر به بلژيك سپرده شد و اين كشور نيز با حكمي كه از اين نهاد تازه تأسيس بين المللي گرفته بود شروع به دخالت هاي مستبدانه و خرابكارانه در سيستم سياسي و اجتماعي بوروندي نمود. اگرچه اجراي كامل ضوابط سازمان ملل، كه توسط شوراي قيمومت سازمان ملل در سال 1948 ميلادي تحميل شده بود، بلژيك را مجبور به اتخاذ برخي اقدامات در جهت دموكراسي سازي كشور نمود. در نتيجه دو حزب مهم پا به عرصه وجود گذاشتند: اتحاد براي پيشرفت ملي (اوپرونا، UPRONA) و حزب دموکراتيک مسيحي (PDC). پيش از اعطاي استقلال داخلي در سال 1962 ميلادي، اولين انتخابات مجلس قانونگذاري در سال 1961 ميلادي برگزار شد. در اين انتخابات اوپرونا 58 كرسي از 64 كرسي را در مجلس ملي از آن خود نمود. پيرو اين انتخابات "روآگاسوره" اولين نخست وزير كشور شد، اما چند ماه بعد در يك سوء قصد به دست گروهي از حزب PDC كشته شد. مرگ او حادثه اي تأثير گذار در تاريخ بوروندي بود و خلأ وي كه تأثيري متحد كننده در ميان حزب داشت به واگرايي و اختلاف در ميان اعضاي حزب اوپرونا و ظهور درگيري هاي آشكار ميان هوتوها و توتسي ها انجاميد.
اوپرونا پس از وي، از كنترل چالش هاي نژادي كه به دنبال استقلال كشور در اول جولاي 1962 ميلادي حاصل شد، ناتوان بود. به نظر رسيد كه پادشاه تنها نهادي است كه مي تواند منافع دو گروه توتسي و هوتو را باهم در آميزد. موآمي موآمبوتساي چهارم، براي تحكيم موقعيت خود به دنبال توازن و تعادلي ميان دو گروه نژادي بر آمد. در طول سال هاي 1963 تا 1965 ميلادي چهار دولت بر سر كار آمدند كه هر يك از آن ها نسبت مساوي از هوتو و توتسي را در اختيار داشتند، اما مجددا درگيري ها هنگامي كه نخست وزير هوتويي كشور "پير نگينداندوم‌وه" در يك سوء قصد كشته شد، شعله ور گشت. وي تنها يك هفته بود كه بر سر كار آمده بود. چالش هايي كه به دنبال اين سوء قصد در كشور حاصل شد با پيروزي قاطع هوتوها در انتخابات پارلماني كه در ماه مي 1965 ميلادي برگزار شده بود به پايان رسيد. با وجود پيروزي هوتوها، موآمبوتسا شاهزاده اي از توتسي ها را به عنوان نخست وزير برگزيد.
با اين اقدام موآمي و اقدامات ديگري از اين دست، گروهي از افسران ژاندارمري هوتويي در ماه اكتبر تلاش كردند تا قدرت را از آن خود كنند. سركوب اين كودتاي ناموفق به شدت خشونت آميز بود. تقريباً تمام سياسيون هوتويي به همراه هزاران تن از طرفداران روستايي آن ها قتل عام شدند. اين اتفاقات هر گونه مشاركت هوتوها در عرصه سياسي بوروندي را تا سال ها خاتمه داد.
در ماه جولاي 1966 ميلادي موآمبوتسا بوسيله پسرش – كه پس از رسيدن به حكومت نام "نتاره پنجم" را براي خود برگزيد – بركنار شد. وي سرهنگ "ميشل ميكومبيرو" را به عنوان نخست وزير برگزيد و چند ماهي طول نكشيد كه اين نخست وزير نظامي رييسش را عزل كرده خود بر جاي او نشست و نوع حكومت كشور را جمهوري اعلام نمود. با منسوخ شدن پادشاهي، ركن اساسي نظام سياسي بوروندي از بين رفت و با تصفيه كامل هوتوها از صحنه هاي سياسي و نظامي، تسلط توتسي ها بر كشور گسترش يافت.
در ماه آوريل 1972 ميلادي كودتاي ناموفق ديگري در كشور رخ داد كه به دنبال آن كشتاري در كشور به راه افتاد كه از نظر تعداد كشته شده ها و خشونتي كه به همراه داشت در تاريخ بوروندي بي سابقه بود. تخمين ها نشان مي دهد 100 تا 200 هزار تن از هوتوها كشته و بيش از 200 هزار نفر نيز از كشور آواره شده به سوي تانزانيا، روآندا و جمهوري دمكراتيك كنگو گريختند. تمام اجزاي هوتويي از عرصه نظامي كنار زده شدند.
در نوامبر 1976 ميلادي سرهنگ "جين باپتيسته باگازا" كه همانند ميكومبيرو يك توتسي بود، با يك كودتاي بدون خون ريزي، قدرت را در دست گرفت. رژيم جديد تلاش زيادي كرد تا آشتي و وحدت ملي را بازگرداند. در اواسط دهه 1970 ميلادي با شروع اصلاحات كشاورزي مالكان بزرگ توتسي وادار شدند، بسياري از زمين هاي خود را به دهقانان هوتو واگذار نمايند و پناهندگان براي بازگشت به كشور تشويق شدند. اگرچه سيستم سنتي تصاحب زمين منسوخ شد، اما شكل جديدي از قراردادهاي ارباب – رعيتي به مدل هاي مختلف ظهور كرد كه در اكثر آن ها زمين داران بزرگ توتسي نقش ارباب را بر عهده داشتند.
ارتش هنوز نيرويي مهم بود، اما رژيم باگازا تلاش هايي براي افزايش مشاركت دموكراتيك در حكومت صورت داد. قانون اساسي جديد در نوامبر 1981 ميلادي به همه پرسي گذاشته و تصويب شد. بر اساس اين قانون جديد مجلس ملي تشكيل و انتخاب نمايندگان با رجوع به رأي مستقيم مردم تعيين شد. در اكتبر 1982 ميلادي اولين انتخابات برگزار شد.
باگازا در انتخاباتي كه در دومين كنگره ملي حزب اوپرونا برگزار شد، بار ديگر به رياست حزب برگزيده و كانديداي آن براي انتخابات رياست جمهوري كشور شد. با پيروزي در انتخابات، وي براي بار اول با رأي مستقيم مردم به رياست كشور رسيد. البته در هر دوي اين انتخابات ها باگازا رقيبي نداشت و تنها كانديداي انتخابات بود.
در سپتامبر 1987 ميلادي هنگامي كه باگازا براي يك ديدار رسمي در خارج از كشور به سر مي برد با كودتاي يكي از رهبران ارتش از كار بركنار شد. رهبري اين كودتا را "پير بويويا" بر عهده داشت كه رئيس جمهور را به فساد متهم نموده كميته اي براي رستگاري ملي متشكل از 31 تن از افسران ارتش تشكيل داد. حزب اوپرونا منحل و قانون اساسي مصوب 1981 ميلادي معلق شد. دوم اكتبر، بويويا به عنوان رئيس دولتي متشكل از بيست وزير سوگند خورد. به دنبال اين حوادث، باگازا نيز به ليبي تبعيد شد.
دولت بويويا نيز تفاوت چنداني با سلف خود نداشت و كماكان به گروه اقليتي از ميان توتسي ها وابسته باقي ماند كه تمام مناصب نظامي، دولتي، قضايي و نهادهاي آموزشي را در اختيار گرفتند. اگرچه بويويا پس از رسيدن به قدرت اعلام آشتي ملي و كنار گذاشتن اختلافات سابق كرد و براي نشان دادن حسن نيت خود صدها تن از زندانيان سياسي را نيز آزاد نمود، اما مهم ترين چالش پيش روي اين دولت نيز شكايت هاي اكثريت هوتوي كشور از عدم مشاركت در سياست بود.
در اوت 1988 ميلادي در شمال كشور كشمكش هاي قبيله اي بار ديگر كليد خورد. اين از زماني بود كه گروهي از هوتوها در شمال كشور – به گفته خودشان به تحريك توتسي ها– صدها تن از توتسي ها را قتل عام كردند. ارتش تحت كنترل توتسي ها فوراً به اين منطقه اعزام شد تا نظم را برگرداند كه به دنبال آن در هفته هاي بعد، قتل عام گسترده نژادي مشابه واقعه سال 1972 ميلادي به وقوع پيوست. بيش از 60 هزار تن از مردم – بيشترشان از نژاد هوتو – آواره شده به كشور همسايه، روآندا، فرار كردند. پس از اين كشتار گروهي از روشنفكران هوتو كه به اين رفتار ارتش اعتراض كرده و خواستار تشكيل كميته حقيقت ياب مستقل شده بودند، بازداشت شدند در اكتبر 1988 ميلادي بويويا تغييراتي در كابينه اش داد و "آدرين سيبومانا" ي هوتويي را به عنوان نخست وزيرش برگزيد. تعداد برابري از وزرا را از ميان هوتوها و توتسي ها منصوب كرد و كميسيون وحدت ملي را نيز به نسبت برابري از توتسي ها و هوتوها براي تحقيق درباره كشتار و ارائه پيشنهاداتي براي برقراري آشتي ملي تشكيل داد.
در نيمه اول سال 1989 ميلادي كماكان فضاي كشور ملتهب و پرتنش باقي ماند. چند كودتاي نا موفق از سوي توتسي هاي متعصب و هواداران باگازا، رئيس جمهور پيشين، انجام شد. در ماه نوامبر 1991 ميلادي درگيري هاي خشونت آميزي ميان گروه هايي از توتسي ها و هوتوها در بوجومبورا، پايتخت كشور، و مناطق شمال غربي آن رخ داد اين درگيري ها دست كم تا ژانويه 1992 ميلادي ادامه داشت. وزارت كشور بوروندي در اين ماه اعلام كرد آرامش به كشور باز گشته است و در طول درگيري هاي اين مدت 551 نفر كشته شدند. اما آمارهاي غيررسمي ميزان كشته شده ها را بيش از 3000 هزار نفر ذكر نمودند كه بيشتر آنها هوتوهايي بودند كه توسط نيروهاي امنيتي دولتي كشته شدند.
در ماه آوريل 1992 ميلادي درگيري خشونت آميز ديگري در شمال غرب كشور (نزديك مرزهاي روآندا) رخ داد.
در سال 1991 ميلادي بويويا، قانون اساسي جديدي را تأييد کرد که يک دولت چند قوميتي و يک پارلمان را در کشور ايجاد مي نمود. همه پرسي تأييد اين قانون اساسي جديد در اوايل سال 1992 ميلادي برگزار شده 90 درصد از شرکت کنندگان به آن رأي مثبت دادند. به دنبال تصويب اين قانون اساسي جديد انتخابات رياست جمهوري و پارلماني در ژوئن 1993 ميلادي برگزار شد که در آن "مليچور اندادايه" از حزب FRODEBU توانست با کسب 64 درصد آراء رئيس جمهور بويويا را که تنها 32 درصد آراء را به خود اختصاص داده بود شکست داده به عنوان اولين رئيس جمهور هوتو در کشور بوروندي منصوب شود. انتخابات پارلماني نيز به مانند رياست جمهوري با برتري حزب FRODEBU به پايان رسيد و اين حزب توانست 71 درصد آراء برابر با 65 کرسي از 81 کرسي پارلمان را کسب نموده اکثريت پارلمان را در اختيار خود بگيرد. اوپرونا در اين اتنخابات نيز تنها 21 درصد آراء، معادل 12 کرسي را از آن خود کرد.
دوران حکومت اندادايه چند ماهي بيش به طول نيانجاميد و در ماه اکتبر همان سال، وي توسط گروهي از نظاميان ارتش تحت تسلط توتسي ها، به قتل رسيد. به دنبال کشته شدن وي کشور بار ديگر به ورطه هرج و مرج و درگيري سقوط کرد که طي آن هزاران تن از مردم کشته شده و صدها هزار نفر از ترس کشته شدن آواره شده به کشورهاي همسايه پناه بردند. پس از مدتي درگيري در کشور، دولت متشکل از حزب FRODEBU بار ديگر کنترل اوضاع را به دست خود گرفته "سيپرين انتارياميرا" را در ژانويه 1994 ميلادي به عنوان رييس کشور برگزيد. با اين وجود شرايط امنيتي باز هم به سوي بدتر شدن پيش رفت. عمر حکومت رئيس جمهور، انتارياميرا نيز به چند ماه نکشيد و وي به اتفاق "جوونال هابياريمانا"، رئيس جمهور روآندا هنگامي که از يک اجلاس منطقه اي در دارالسلام تانزانيا باز مي گشتند، در يک سانحه هوايي کشته شدند. اين سانحه که بهانه اي براي آغاز نسل کشي روآندا شد در بوروندي نيز شرايط امنيتي و خشونت هاي موجود در کشور را بدتر کرد. "سيلوستر انتيبانتونگانيا"، رييس پارلمان براي يک دوره انتقالي سه ماهه رياست کشور را برعهده گرفت اما شرايط امنيتي کشور باز هم رو به وخامت گذاشت.
دوره انتقالي انتيبانتونگانيا براي يک دوره سه ماهه ديگر نيز توسط دادگاه قانون اساسي تمديد شد و گروه هاي مختلف کشور توافق کردند کميسيوني متشکل از نمايندگان همه احزاب و گروه هاي سياسي، فردي را براي يک دوره چهار ساله انتقالي به عنوان رئيس جمهور برگزيند. اين کميسيون تشکيل شد و انتيبانتونگانيا را به عنوان رئيس جمهور منتخب خود برگزيد. اين ها همه در حالي بود که درگيري ها و کشمکش هاي ميان گروه هاي نژادي و قومي در کشور به امري روزمره و عادي تبديل شده و آمار کشته ها هر روز بالاتر مي رفت. تا اين که در نوامبر 1995 ميلادي در اجلاس جامعه اقتصادي کشورهاي حوزه درياچه هاي بزرگ، رهبران کشورهاي بوروندي، روآندا، اوگاندا، زئير (جمهوري دموکراتيک کنگوي کنوني) و رييس هيأت نمايندگي تانزانيا طرحي منطقه اي را براي انجام مذاکرات صلح در بوروندي با ميانجي گري برخي از محترم ترين روساي کشورهاي آفريقايي اعلام کردند. بر اساس اين طرح جوليوس نايره¬ره، رئيس جمهور پيشين تانزانيا، که رياست هيأت ميانجي گر را بر عهده داشت، در آوريل 1996 ميلادي نمايندگان 13 حزب برجسته بوروندي (شامل اوپرونا و FRODEBU) را در موآنزاي تانزانيا گرد هم آورده گفتگوهاي صلح و آشتي ملي ميان آن ها را آغاز نمود. دور دوم اين مذاکرات که قرار بود در ماه مي برگزار شود چند بار به تعويق افتاد تا اين که بالاخره در ماه ژوئن همان سال در موآنزا برگزار شد. اما اين مذاکرات نتيجه اي جز بدتر شدن اختلافات سياسي و بيشتر شدن شکاف هاي ميان احزاب مخالف در پي نداشت. تلاش هاي بعدي نيز در جهت آرام کردن شرايط کشور بي نتيجه مانده درگيري هاي ميان دو گروه توتسي و هوتو هر روز قرباني مي گرفت.
در 25 ژولاي 1996 ميلادي يک کودتاي نظامي بدون خونريزي برکناري دولت سابق و بازگرداندن بويويا به قدرت را موجب شد. بويويا بلافاصله پس از رسيدن به قدرت مجلس ملي را منحل نموده از فعاليت گروه هاي مخالف خود جلوگيري کرده مقررات منع رفت و آمد در سراسر کشور اعلام نمود. اين کودتا محکوميت هاي شديد بين المللي را در پي داشت و کشورهاي منطقه نيز براي نشان دادن مخالفت خود با آن، تحريم هاي اقتصادي عليه دولت بويويا وضع کردند و از وي خواستند بلافاصله به مکانيسم تعيين شده توسط قانون اساسي باز گردد. ولي بويويا در پاسخ به اين انتقادات از قصد خود مبني بر تشکيل دولت وحدت ملي و انجام مذاکره با گروه هاي هوتو خبر داد و براي نشان دادن حسن نيت خود، نخست وزير را نيز از ميان شخصيت هاي هوتويي برگزيد. با وجود اين اتفاقات در صحنه سياسي، درگيري و جنگ ميان ارتش و گروه هاي شبه نظامي هوتويي ادامه داشت. بويويا در سال 1998 ميلادي يک قانون اساسي موقت را منتشر کرد و از همکاري ميان دولت و گروه هاي مخالف براي تشکيل مجدد مجلس ملي خبر داد. پس از مرگ نايره¬ره در سال 1999 ميلادي، رهبران کشورهاي منطقه، "نلسون ماندلا" را جانشين وي، براي ادامه دادن گفتگوهاي صلح برگزيدند. با رهبري ماندلا، فرايند تضعيف شده برقراري صلح در بوروندي بار ديگر احيا شده امضاي پيمان صلح آروشا ميان نمايندگان گروه هاي اصلي هوتو، توتسي، دولت و پارلمان را در ماه اوت 2000 ميلادي به دنبال آورد. اما اين پيمان توسط برخي از گروه هاي توتسي و هوتو پذيرفته نشد و درگيري ها کماکان ادامه يافت.
بر اساس اين پيمان، در ماه نوامبر سال 2001 ميلادي، يک دولت انتقالي سه ساله تشکيل شد و قرار شد در 18 ماه نخست، رهبري آن از ميان توتسي ها انتخاب شود که اين شخص کسي جز بويويا نبود. براي برقرار تعادل در کشور و پيگيري روند صلح، "دوميتين انداييزيه"، از ميان گروه هاي هوتو نيز به عنوان معاون اول وي انتخاب شد. با پايان يافتن 18 ماه نخست، در ماه مي 2003 ميلادي، انداييزيه، رياست جمهوري را براي دوره 18 ماهه دوم، تحويل گرفت و "آلفونسه ماريه کاديگه" نيز معاون وي شد.
در ماه هاي اکتبر و نوامبر سال 2003 ميلادي دولت بوروندي و اصلي ترين گروه شورشي کشور يعني شوراي ملي دفاع از دموكراسي (CNDD-FDD) توافقنامه صلح، آتش بس و تقسيم قدرت امضا کردند و در ماه مارس 2004 ميلادي نيز اعضاي CNDD-FDD وارد دولت و پارلمان شده پست هايي را تصاحب نمودند.
تلاش هاي داخلي و منطقه اي براي ميانجي گري در رسيدن به ترکيب جديد تقسيم قدرت ميان گروه هاي توتسي و هوتو براي دوران پس از اتمام دوره انتقالي نتيجه اي در بر نداشت. اما در سپتامبر سال 2004 ميلادي بيش از دو سوم نمايندگان پارلمان بوروندي – علي رغم تحريم احزاب توتسي – يک قانون اساسي جديد براي دوران پس از دولت انتقالي تصويب کردند. پيمان صلح آروشا مقرر کرده بود تمام انتخابات هاي محلي و سراسري پيش از اتمام دوره انتقالي در اکتبر 2004 ميلادي برگزار شود. اما با تصويب قانون اساسي جديد طول دوره انتقالي تا زمان برگزاري انتخابات هاي جديد تمديد شد. در 28 فوريه 2005 ميلادي نيز مردم بوروندي در يک همه پرسي سراسري با رأيي بالا اين قانون اساسي جديد را تأييد کردند. در آوريل 2005 ميلادي طول دوران دولت انتقالي بار ديگر تمديد شد و در يک اجلاس منطقه اي در اوگاندا تقويم برگزاري انتخابات هاي بوروندي تعيين شد.
سرانجام انتخابات هاي مقرر شده در ماه جولاي 2005 ميلادي برگزار شد و پارلمان جديد نيز در ماه اوت همان سال، پير انکرونزيزا، از حزب شوراي ملي دفاع از دموكراسي (CNDD-FDD) را به عنوان رييس جمهور جديد و قانوني کشور برگزيد و به اين ترتيب دولتي با اکثريت هوتو قدرت را در کشور در دست گرفت.
در ماه سپتامبر سال 2006 ميلادي آخرين گروه شورشي باقي مانده – نيروهاي آزادي بخش ملي (FNL) – پيمان صلحي با دولت بوروندي امضا نمود اما موانع اجرايي و ادامه خشونت ها از سوي گروه مذکور فرايند صلح را با تأخير مواجه کرد. در ماه مي 2008 ميلادي رهبران نيروهاي آزادي بخش ملي (FNL) به بوجومبورا باز گشته با مقامات دولتي به مذاکره نشستند. حاصل اين مذاکرات اين شد که دو طرف به راه حلي براي برقراري صلحي پايدار در کشور رسيدند و فرايند خلع سلاح اين گروه شورشي و بازگشتن نيروهاي آن به خانه هاي خود آغاز شد. دولت نيز متعهد شد زمينه ورود اعضاي اين گروه به پست هاي سياسي را آماده نموده به آن ها اجازه دهد به عنوان حزب سياسي تمام عيار در مبارزات قدرت در کشور شرکت کنند.
به اين ترتيب اين گروه در انتخابات منطقه اي کشور که در ماه مي سال 2010 ميلادي برگزار شد نامزدهاي خود را به ميدان فرستاد اما نتوانست بيش از 14 درصد آراء را به دست آورد و از حزب حاکم – شوراي ملي دفاع از دمكراسي (CNDD-FDD) – که 64 درصد آراء را از آن خود نموده بود شکست سختي خورد. به دنبال اين شکست اين حزب به همراه پنج حزب اصلي مخالف دولت – از جمله اوپرونا – ساير انتخابات هاي کشور را که همين سال برگزار شد تحريم کردند که در نتيجه آن حزب حاکم توانست در هر چهار انتخابات ديگر (رياست جمهوري، پارلماني، سنا و شوراهاي محلي) به پيروزي رسيده، انکرونزيزا که براي بار اول با رأي مستقيم مردم انتخاب شد، براي يک دوره پنج ساله ديگر در قدرت باقي ماند.

گاهشمار رویدادهای تاریخی
1. سال 1962بروندی که مستعمرهٔ سابق بلژیک بود و تحت نظارت سازمان ملل اداره می‌شد به استقلال رسید.
2. سال 1966 کاپیتان میشل میکومبرو آخرین پادشاه بروندی نیدزی شارل را سرنگون کرد و Uprona را به عنوا ن حزب واحد این کشور اعلام کرد.
3. سال 1972 در جریان سرکوب توطئه ناکام کودتا بر اساس آمار سازمان ملل متحد قریب ۲۵۰۰۰۰ اوتو کشته شدند.
4. سال 1987 نخستین کودتای نظامی به فرماندهی صورت گرفت.
5. سال 1992 در قانون اساسی جدید پلورالیسم به اجرا گذاشته شد.
6. ژوئن سال 1993 نخستین انتخابات آزاد ریاست جمهوری صورت گرفت و اولین رئیس جمهوراوتو انتخاب شد.
7. اکتبر 1993 در جریان کودتا ی نظامی رئیس جمهور منتخب به قتل رسید و ده‌ها هزار توتسی و اوتوی میانه رو کشته شدند.
8. آوریل 1994 آغاز نسل کشی در رواندا که به‌دنبال سرنگونی هواپیمای رئیس جمهور هوتو تبار صورت گرفت. این حادثه بر تحولات بروندی و کنگو تأثیرا عمیقی گذاشت.
9. ژوئیه 1996 دومین کودتای نظامی صورت گرفت.
10. اوت 2000 امضا قرار داد صلح Arusha میان دولت و اپوزیسیون و برخی از جنبش‌های شورشی.
11. اکتبر 2003 استقرار نیروهای آفریقایی حافظ صلح.
12. نوامبر 2003 امضا پروتوکل پر توریا بین دولت و برخی از گروه‌های شورشی و ورود نمایندگان نیروهای دفاع از دمکراسی FDD در حکومت .
13. ژانویه 2004 شکست اولین مذاکرات با نیروهای ملی آزادی بخش F N L از جنبش شورشی اوتو. جنگ داخلی تا بحال سبب کشته شدن ۲۰۰۰۰۰ نفر در بروندی شده است .

View this article in PDF format Print article
Other articles in this category
بوروندی در یک نگاه
جغرافیا
تاریخ
فرهنگ
اقتصاد
سیاست
نظامی